چگونه از قدرت ذهن – تجسم و باورهایمان بهره ببریم

 

شما جزء کدام دسته هستید؟

دسته اول:

- گروهی هستند که خود را لایق و شایسته قبولی می دانند.

- استحقاق دستیابی به موفقیت را در خود می بینند.

- بدنبال فرصتی هستند تا شایستگی های خود را اثبات کنند.

- به خواسته های خود فکر میکنند، به قبولی – به اتفاقات پس از قبولی  به دانشگاه مورد نظرشان و ...

 

دسته دوم:

گروهی هستند که همواره بدنبال جمع آوری دلایل و شواهدی برای نشدن هستند. این دسته به دنبال یافتن پاسخی هستند که اگر قبول نشوند جواب پدر و مادر را چه بدهند؟

- جواب همکاران را چه بدهند؟

- جواب دوستان و ... را چه بدهند؟

 

مهم نیست اگر جزء دسته دوم هستید، مهم این است که چگونه می توان جزء دسته اول قرار گرفت تا بتوان قطعاً موفق شد.

در پاسخ به این سؤالات که :

- چرا یکی سالم و ثروتمند و یکی بیمار و فقیر است؟

- چرا یکی همیشه پیروز و یکی بازنده و شکست خورده است؟

- چرا یکی دست به خاک می زند طلا می شود! و دیگری از چیزی که بدش می آید سرش می آید؟

- چرا یکی در آزمون های وکالت – کارشناسی ارشد – دکتری و ... قبول میشود و دیگران سال ها در انتظار قبولی می مانند؟

 

باید گفت که فکر غالب آنان: ثروت و سلامتی، پیروزی، موفقیت و قبولی در آزمون هایی مختلف می باشد و هر گونه فکر متضادی را از ذهن خود دور کرده اند. همان قانون جذب که می گوید: (( به هر چیزی که فکر کنید، همان چیز یا مشابه آن را به سمت خود جذب می کنید))

حالا بگو؛ تفاوت دسته اول با دسته دوم در چیست؟

تفاوت دسته اول و دوم نیز در نوع تفکر آنان است. دسته اول به خواسته هایش فکر می کند. دسته دوم معمولاً به نخواسته هایش!

شما نیز باید برای قرار گرفتن در دسته اول فقط به قبولی فکر کنید و اتفاقات پس از قبولی را تجسم و تصویر سازی کنید.

باید بدانید که توأم با تلاش و پشتکار در مطالعه، لازم است تا افکار حاوی اشتیاق به قبولی را نیز در ذهن خود انباشته سازیم. اگر به دنبال قبولی هستیم باید ذهنیت یک فرد قبول شده را در خود ایجاد کنیم.

هنگامی که به هدفتان برسید چه رفتار و عکس العملی از خود نشان می دهید؟ از همین حالا آنچنان رفتار کنید.

 

- همانند یک وکیل رفتار کنید – همانند یک دانشجوی کارشناسی ارشد در رشته مورد نظر خود رفتار کنید.

خود را یک وکیل پایه یک دادگستری – یک فرد با تحصیلات کارشناسی ارشد – دکتری  - یک استاد دانشگاه - .یک مؤلف – یک پزشک – یک مهندس یک نماینده مجلس – یک رئیس جمهور و ... بپندارید و آن را تجسم و باور و همانگونه رفتار کنید.

 

ممکن است برای ساده اندیشان این دستور العمل به نظر غیر ممکن و رویا پردازی باشد اما با دقت و تأمل در اطرافمان پی به صحت این دستور العمل خواهیم برد.

مثال: تلفن (بِل) – هواپیما (برادران رایت) – روشنایی لامپ (ادیسون) و ... همه نمونه هایی از تصور و تجسّم یک چیز قبل از ایجاد آن

می باشد، و همگی صحت این دستور العمل را اثبات می کنند.

 

ضمن اینکه تلاش و پشتکار لازم است اما شرط لازم برای موفقیت داشتن تصور و تجسم ذهنی مثبت است یعنی قبل از هر اقدامی

 (برنامه ریزی و اجرا) شما باید دارای رؤیا، امید و آرزو باشید و در این صورت است که مطمئن باشید که موفق خواهید شد.

اشتیاق فروان و باور شماست که همانند یک موتور محرکه در شما انگیزه تولید نموده و شما را به سمت هدف رهنمون می سازد.

اگر شما بتوانید از قبل هدفتان را ببینید، در آن صورت می توانید استعدادهای خود را بهتر بروز دهید. چرا که شما سرشار از استعداد هستید.

 

حال ممکن است این سؤال مطرح گردد که من نیز دارای رؤیا و امید و آرزو بوده ام. خیلی هم آنها را تصوّر و تجسم کرده ام اما هیچگاه آنها صورت واقعی بخود نگرفته اند. چرا؟

 

در پاسخ باید گفت: در قطعی بودن این اصل هیچ شکی نیست اما تفاوت شما با گراهام بل – برادران رایت - ادیسون و یا سایر افرادی که در

آزمون های مختلف حقوقی قبول می شوند در نحوه نگرش و سئوالی است که طرح می کنید:

شما می گویید چرا رؤیا  و تجسم من تبدیل به واقعیت نمی گردد اما یکایک آن ها گفتند: چگونه رؤیا و تجسم خود را تبدیل به واقعیت کنم؟

 

قدرت ذهن و تاثيرات آن

 

مغز شما ابزاري کاملاً پويا و ديناميک است. از لحظه اي که به دنيا مي آييد و تا زماني که از دنيا برويد، تريليون ها مدار را آزمايش و تست ميکند تا شما در مسير زندگي خود پيش رويد. اگر سيم کشي ها مفيد و صحيح باشد، شما به فردي موفق در زندگي تبديل خواهيد شد، و اگر که نه مطمئناً شکست خورده خواهيد بود. مسئله ي اميدوارکننده اين است که هر چقدر شما از مغزتان استفاده يا سوء استفاده کنيد، عاقبت به اوج قوه ي ذهنيتان خواهيد رسيد—زماني در زندگيتان که قدرت هاي شناختي و خلاقيتي شما در آخرين حد خود کار مي کنند.


اما مي دانم که بسيار دوست داريد بدانيد که چه وقت اين زمان فرا مي رسد؟ يا شايد آن را گذرانده باشيد؟ پاسخ اين سوال به عواملي بستگي دارد که قدرت ذهني را تشکيل مي دهند.

بنابر تحقيقات، شما زماني به اين نقطه ي اوج مي رسيد که بين سه عامل زير تعادل برقرار کرده باشيد:


1. توانايي در جذب اطلاعات جديد


2. توانايي براي ارائه ي ايده و عقيده هاي خود


3. توانايي به کار انداختن آن ايده ها و عقايد از طريق تجربه و تفکر انتقادي



بگذاريد ببينيم که هر کدام از اين توانايي ها چگونه در طي زندگي شما پرورش مييابند.



جذب اطلاعات


توانايي شما براي جذب اطلاعات جديد به سخت افزار مغز شما مرتبط است. گرچه اکثر سلول هاي مغزي قبل از تولد شکل مي گيرند، اما اکثر ارتباطات بين اين سلول ها در طي دوران طفوليت و کودکي ايجاد مي شود. به همين دليل است که مغز يک کودک 3 ساله دو برابر مغز يک انسان بالغ کار مي کند.

مغز يک کودک، علاوه بر فعال شدن بيش از اندازه، بسيار متراکم است. مغر در اولين دهه ي عمر خود به همين صورت باقي مي ماند، تا سن 11 سالگي که در تلاش براي جدا شدن از ارتباطات زائد و غير ضروري برمي آيد.

اين مرحله که متخصصين آن را "هَرس کردن" مي نامند، با ايجاد ارتباطات قوي تر و کارآمدتر، قدرت هاي شناختي مغز را افزايش مي دهد. دکتر هري چوگاني، استاد عصب شناسي کودکان در دانشگاه ايالتي واين، اظهار مي دارد: "مغز نيز در اين دوره مانند يک بزرگراه است. جاده هايي که ترافيک بيشتري داشته باشند، گسترده تر ميشوند. و آنها که به ندرت مورد استفاه قرار مي گيرند، خراب خواهند شد."


در نوجواني، غلبه بر برخي توانايي ها—مثل يادگيري زبان سواحيلي يا نواختن قره ني—بدون تمرين و پشتکار زياد، بسيار مشکل خواهد شد. خوشبختانه مغز شما با تقويت نيروهاي بينشي و قضاوتي، از عهده ي اين کمبودها برمي آيد. شما همچنين بهتر مي توانيد در اين دوره با احساسات خود برخورد کنيد.

 



در دهه ي 20 سالگي مغز شما بايد مثل يک دستگاه خوب روغن کاري شده، کار کند. در اين نقطه، تجربيات زندگي شما با ايجاد ارتباطات بادوام و مستحکم کمک بسياري مي کند. اما شما هنوز هم دچار اشتباهاتي مي شويد که اکثر آنها مربوط به مسائل جنسيتان مي شود نه مغزتان!

سعي کنيد تا مي توانيد از دوران اوليه مغز خود نهايت استفاده را ببريد چون با گذشتن از مرز 20 سالگي، مغز شما هر ساله 1 گيگ از حجم خود را از دست مي دهد و خوشبختانه بعضي از اين تلفات با تقويت عصب هاي باقي مانده جبران مي شوند. يعني اينکه حتي پس از رفتن به خانه ي سالمندان، شما هنوز قادر خواهيد بود اطلاعات جديد را جذب کنيد.



توليد ايده و عقايد


با اينکه مغز شما در طول زندگي قادر به ساختن ايده هاي جديد و افکار خلاق است، جامعه براي پي بردن به کل محتواي اين نيروي بالقوه، از بروز آن ممانعت خواهد کرد.

براي مثال در نظر بگيريد در سن 5 سالگي شما تقريباً از %80 نيروي بالقوه ي خلاقيت خود استفاده مي کنيد. در آن سن شما با خلق بازي هاي جديد و يافتن دوستاني تازه، چه واقعي و چه خيالي، از خلاقيت خود استفاده مي کنيد. اما، وقتي به 12 سالگي مي رسيد، نيروي بالقوه ي خلاقيت شما به %2 نزول خواهد کرد. اين کاهش شديد نشانگر فشارهاي اجتماع براي همرنگ شدن با جامعه است. با بالا رفتن سن کودکان، زمان بازي کوتاه تر مي شود، درحاليکه مسئوليت ها و فشارهاي زندگي واقعي افزايش مي يابند. در حقيقت، شما هيچگاه نيروي خلاقيت خود را از دست نميدهيد؛ فقط تشويق و ترغيب اطرافيان کمرنگ يا پررنگ مي شود .

 

قدرت ناخودآگاه ذهن

 

 

یکی از بهترین راههای تقویت توانایی یادگیری و بالا بردن نمراتتان این است که راه و روش کار کردن با قدرت ذهن ناخودآگاهتان را یاد بگیرید.

فرایند فکر کردن ناخودآگاه است و ما آگاهانه از نتایج آن باخبر می شویم. همه تغییرات در ناخودآگاه ما صورت می گیرد. زمانیکه آمادگیش را داشته باشیم، با آگاهی از نآآن تغییر باخبر میشویم.

اما این یعنی چه؟

اگر علاقه مندید بدانید این چه مفهومی دارد، مقاله را با ما دنبال کنید...

تقریباً دو میلیون بیت ( واحد اطلاعات ) در هر ثانیه وارد سیستم عصبی انسان می شود. تقریباً می توان گفت که ما با بمبارانی از اطلاعات روبه رو هستیم. برای حفظ سلامت عقل، ذهن هوشیار ما اکثر محرک ها را فیلتر می کند و میلر (1956) کشف کرده است که ما فقط می توانیم مثبت هفت یا منفی دو بیت اطلاعات در یک زمان استفاده کنیم.

این ذهن ناخودآگاه است که با سایر اطلاعات بالای هفت بیت (مثبت و منفی دو) سروکار دارد که در یک زمان خاص به آن توجه نمی کنید. به محض اینکه توجهمان را به چیزی می دهیم، آنوقت است که ذهنمان آگاه می شود. بعضی از قسمت های فیزیولوژی شما همیشه ناخودآگاه می ماند. این اصلاً نباید مایه تعجب باشد. ذهن ناخودآگاه ما همیشه مراقب ماست. ما که قلب، ریه ها، کلیه ها و سیستم ایمنی بدنمان را آگاهانه اداره نمی کنیم، می کنیم؟

می خواهیم به شما نشان دهیم که چطور برای دست یافتن به قدرت ذهن ناخودآگاهتان از ذهن آگاهتان بگذرید. ذهن ناخودآگاه تقریباً 90% از کل قدرت ذهن شما را گرفته است، درمقابل 10% از ذهنتان که برای فعالیت های روزمره از آن استفاده می کنید. ذهن ناخودآگاه گنجینه ای بسیار گرانبهاست، گنجینه ای از مهارت ها، حافظه، و تجربه.

قدرت تفکر مثبت را می توان با استفاده از تاییدات و تصدیق ها تقویت کرد. تصدیق یک عبارت کوتاه در زمان حال است که مداوماً برای تاثیرگذاشتن روی ذهن ناخودآگاه تکرار می شود. ایدآلترین آن باید کوتاه و کاملاً واضح باشد. این اهمیت زیادی دارد چون ذهن ناخودآگاه نمی تواند به سادگی عبارات و جملات طولانی و پیچیده را تحلیل کنذ. ذهن ناخودآگاه معمولاً با جملات کوتاه و مناسب بیشتر تاثیر می گیرد.

اما اکثریت مردم عادت به منفی اندیشی دارند. این یعنی بیشتر روی نقاط مشکل دار زندگی خود متمرکز می شوند و مداوماً اتفاقی را که دوست ندارند بیفتد، بر زبان می آورند. این مسئله معمولاً باعث می شود که مشکلات اصلی بیشتر و بیشتر شده و وضعیت حتی بدتر هم بشود. مثلاً یک دانش آموز ممکن است مداوم با خود بگوید:

"من هیچوقت در این امتحان موفق نمی شوم".

یا "همیشه وقتی می خواهم درس بخوانم حواسم پرت می شود".

یا "من نمی توانم روی درسم تمرکز کنم".

دانش آموزی که مداوم این تاییدات منفی را با خود تکرار می کند، چه آگاهانه و چه ناآگاهانه، معمولاً به احتمال کمتری در امتحانات خود موفق می شود و هیچوقت نخواهد توانست روی درس خود تمرکز کند.

 

 

پشت هر احساس منفی یک فکر یا باور است و در اکثر موارد اینها افکار و عقایدی ناسالم هستند. از ناسالم منظور این است که نمی توانند به شما برای رسیدن به آنچه در زندگی می خواهید کمک کنند. یعنی هیچ خدمتی به شما نمی کنند.

باور (معمولاً ناخودآگاه) مثل ماشه اسلحه می ماند و باعث می شود که در برخی موقعیت های خاص زندگی شکست بخورید.

این را یادتان باشد: اگر مثبت فکر نکنید و فکرتان را با افکار و باورهای مثبت پر نکنید، آنوقت افکار منفی برای خالی کردن شکاف ها می آیند.

لطفاً هیچوقت توانایی های خودتان را دست کم نگیرید. هیچوقت نباید فکر کنید که توانایی انجام کاری را دارید یا نه. سوال اصلی این است که آیا می خواهید فلان کار را بکنید یا نه!

در مثالهای بالا، آن دانش آموز تاییدات منفی را وارد مغزش می کرد. درحالیکه باید آنرا با تاییدات مشابه اما مثبت آن جایگزین می کرد.

"من می دانم که در امتحاناتم موفق می شوم".

یا "وقتی برای درس خواندن می نشینم، اصلاً حواسم پرت نمی شود".

یا "قدرت تمرکزم رو به پیشرفت است".

شاید انجام اینکار به نظر سخت بیاید، مخصوصاً در انجام کاری که به نظرتان خیلی دشوار است. اما باور کنید، این هم مثل خیلی چیزهای دیگر، فقط تمرین می خواهد.

هرچه این تاییدات را بیشتر و بیشتر با خود تکرار  کنید، آگاهانه یا ناآگاهانه، سریعتر به واقعیت تبدیل خواهد شد. اما باید مراقب باشید چون این روش هم برای افکار منفی و هم مثبت به این خوبی عمل می کند. یک زمان عالی برای تکرار تاییدات مثبت قبل از خواب یا بعد از بیدار شدن در صبح است. در این اوقات، ذهن ناخودآگاه شما بیشترین ارتباط را با شما خواهد داشت. اگر بتوانید آن عبارات را در طول روز با خود تکرار کنید یا حتی بنویسید و کپی هایی ازآن را همه جای خانه بگذارید، خیلی بهتر خواهد بود.

یک جایگزین خیلی خوب این تاییدات "پیام های نیمه خودآگاه" است .

قدرت پیام های نیمه خودآگاه در طول سالها به اثبات رسیده است و برای برنامه ریزی ذهن ناخودآگاه از طریق روش های سمعی و بصری استفاده می شود. درواقع، پیام های نیمه خودآگاه در عملکرد خود در ذهن ناخودآگاه آنقدر قدرت دارند که در سال 1974، دولت امریکا همه انواع تبلیغات رادیو و تلویزیون با روش پیام نیمه خودآگاه را ممنوع کرد.

 پیام های نیمه خودآگاه با کار کردن در سطحی که توسط ذهن خودآگاه قابل تشخیص نیست، به ذهن ناخودآگاه می رسند. درنتیجه ذهن خودآگاه هیچوقت فرصتی برای رد کردن آن پیدا نمی کند و ذهن ناخودآگاه می تواند آن را پذیرفته و برحسب آن عمل کند.

استفاده از پیامهای نیمه خودآگاه دو روش دارد: سمعی و بصری

پیامهای نیمه خودآگاه بصری تاییداتی هستند که با سرعت بالایی پیش روی چشم فلاش زده که ذهن خودآگاه قادر به تشخیص آن نیست. درنتیجه این تاییدات مستقیماً وارد ذهن ناخودآگاه می شوند که بلافاصله هم آنرا درک کرده و نسبت به آن عمل می کند.

پیام های نیمه خودآگاه سمعی هم به همان روش عمل می کنند بااین تفاوت که دراین روش، صدایی با فرکانسی که بالاتر از آستانه نرمال شنوایی انسان است، اجرا می شود. در این حالت هم مثل نوع بصری، بااینکه ذهن خودآگاه  قادر به تشخیص آن نیست، ذهن ناخودآگاه آن را دریافت کرده و بلافاصله به آن واکنش می دهد.

هر دو نوع آن در رسیدن به قدرت شگرف ذهن ناخودآگاه بسیار نیرومند هستند.

وقتی قدرت ذهن ناخودآگاه خود را درک کردید و شروع به تحت کنترل درآوردن آن کردید، قادر خواهید بود نمراتتان را با سرعت زیادی بالا برده و فرایند یادگیری خود را شدیداً تقویت کنید. آنوقت است که درس خواندن برایتان لذت بخش خواهد بود نه یک فعالیت اجباری.

 

هدف و قدرت ذهن

 

شناخت قدرت ذهن واقعا فوق العاده س ! ... دارم از زندگيم لذت مي برم ... هر چي مي خوام اتفاق مي افته فقط کافيه يه ذره روش تمرکز کنم و روي کاغذ بنويسم ... خيلي جالب بود وقتي توي کتاب هدف خوندم که 98 % افراد هدف ندارن ... ما خيلي هامون فکر مي کنيم هدف داريم ولي اونا فقط ارزشه ... مثل خوشبخت شدن يا يه کار خوب ، يه زندگي خوب ، ايمان قوي و ...


                               

                                            


 

هدف بر طبق کتاب هدف برايان تريسي بايد اين شش تا خصوصيت رو داشته باشه :
1-    
چيزي باشه که شخصا اون رو بخوايم و ميل رسيدن بهش به قدري باشه که فکر رسيدن بهش شادمون کنه
2-    
روشن و مشخص باشه و اگه به يه بچه بگي قشنگ بفهمه !
3-     قابل اندازه گيري باشه ( مثلا تا فلان تاريخ در آمدم 100,000
دلار باشه )
4-    
باورکردني باشه . نمي شه اين قدر بزرگ يا اون قدر مسخره باشه که عملا دستيابي بهش غير ممکن باشه
5-    
بايد شانس دستيابي بهش 50 – 50 باشه!
6-     با ساير اهداف هم خوني داشته باشه . مثلا نمي شه موقعيت مالي عالي بخواين و هر روز هوار ساعت توي اينترنت ول بگردين!


       


 

يه تمرين جالب داره براي اينکه بفهمين هدف واقعي تون چيه ... سي روز هر روز اهدافتون رو بنويسيد . هر روز بدون اينکه به ليست روز قبل نگاه کنيد اين کار رو انجام بديد ... اون هدفي که توي هر سي روز يا اکثر روزا تکرار شده فقط هدف واقعي شماست .

دگرگونی ذهن

 

هرگاه ذهن انسان به افق تازه‌ای از اندیشه‌ی مثبت گسترش یابد، دیگر هرگز به موقعیت اولیه‌ی خود باز نخواهد گشت. گویی ‌از دروازه‌ای گذشته‌ است که بازگشت به مکان و موقعیت پیشین، برایش ممکن نیست و آن، چیزی نیست ‌‌جز‌ تفکر مثبت (دگرگونی).

 دگرگونی‌هایی هم‌چون:

 

- تمایل به اندیشیدن و عمل‌کردن به‌جای ترس از تجربه‌های گذشته‌

گفت گذشته دردناک و آینده نامعلوم است

گفتم زندگی آب‌تنی کردن در حوضچه‌ی اکنون است‌

 

- توانایی قاطع برای لذت بردن از هر لحظه‌ی زندگی

گفت زندگی‌ام از تجربه‌ها خالی‌ست

گفتم زندگی خالی نیست، مهربانی هست، سیب هست، ایمان هست‌

 

- عدم تمایل به قضاوت و داوری در مورد دیگران

 

- عدم تمایل به تغییر و تفسیر اعمال دیگران‌

 

- عدم تمایل به نگران‌شدن‌

 

- تشکر و قدردانی مکرر و احساس رضایت باطنی از خداوند، مردم و طبیعت‌

گفت خدا را کجا می‌توان یافت

گفتم در همین نزدیکی، لای این شب‌بوها، پای آن کاج بلند‌

 

- برخورداری از چهره‌ای متبسم

زندگی یعنی همین پروازها

صبح‌ها،‌ لبخندها، آوازها

واژه‌ای زیباتر از لبخند نیست

با لب خندان، کسی در بند نیست

یک لبخند نه‌تنها چهره‌ی انسان را آرام و زیبا می‌کند‌ بلکه آرامش و زیبایی درونی نیز به او می‌بخشد.

 

- آمادگی فراوان‌ برای پذیرش عشق و کشش غیرقابل کنترل برای ایثار آن؛ عشق یعنی ایثار!

نگاه کن! پروانه را که جان عزیز خویش را فدای شعله‌ی شمع می‌کند و هستی‌اش را با ایثار و عشق در کویر آتش‌ می‌سوزاند.

رمز خوشبختی به‌جز در عشق نیست

کِی شود زیبا بدون عشق زیست

شش روش برای ایجاد مغز هوشیار

شش روش برای ایجاد مغز هوشیار


مغز، سلطان بدن است و برای داشتن یک سلطان لایق، مراقبت های ویژه ای لازم است. بعضی اوقات حس می کنیم که حافظه ما خوب کار نمی کند و یا در حفظ و یادگیری مطالب دچار مشکلاتی شده ایم. در همین راستا دانشمندان تحقیقات فراوانی روی کارایی مغز انسان در شرایط گوناگون انجام داده اند و همواره به دنبال به دست آوردن روش های مفیدی بوده اند تا بازدهی مغز را بالا ببرند. اما با این همه تلاش و کوشش، هنوز مسائل و ابهامات بسیاری درباره ی فعالیت مغزی افراد مختلف وجود دارد.

تحقیقات نشان می دهد که انسان ها دارای کارایی های مغزی گوناگونی هستند و این کارایی ها دلایلی مانند وراثت، تغذیه ، تربیت مغز و .... دارد. نتیجه چندین سال تلاش و کوشش دانشمندان، راه هایی است که ما می توانیم برای داشتن یک مغز آماده و مفید به کارگیریم.

داروهای هوشمند

همه انسان ها وقتی به سن چهل سالگی می رسند، تغییراتی را در توانایی های روانی خود به خوبی درک می کنند. این آغاز فرآیند تدریجی است که بسته به شدت میزان آن، حتی می تواند به جنون ختم شود. در اینجا این سؤال مطرح می شود که آیا می توان به وسیله دارو، این حالت خاص را بهبود دهیم یا به طور کلی از بین ببریم یا حتی در مرحله ای پیشرفته تر از بروز آن جلوگیری کنیم؟

کودکانی که در صبحانه خود از نوشیدنی های شیرین و گرم استفاده می کنند ، در انجام تست های حافظه و توجه ، همسطح افراد هفتاد ساله عمل می کنند.

در حال حاضر در بازار داروهایی وجود دارد که به نوعی این کار را انجام می دهند، به این داروها داروهای «افزایش هوشیاری» می گویند و محققان روی داروهای جدیدی در همین زمینه هم کار می کنند. یکی از معروف ترین این داروها MODAFINIL است که به خوبی حالت نارکولپسی را برطرف می کند. نارکولپسی در انسان باعث خواب ناگهانی می شود و فعلاً MODAFINIL بهترین گزینه برای درمان آن است. این دارو می تواند شخص را متناوباً 90ساعت بیدار نگه دارد و برخلاف آمفتامین ها و حتی قهوه، عوارض بسیار کمی دارد. تحقیقات نشان می دهند فقط تعداد کمی از کسانی که MODAFINIL مصرف می کنند از نارکولپسی  رنج می برند و اکثر آنها کسانی هستند که نمی خواهند بخوابند. این وضعیت در مورد داروهای زیاد دیگری هم صادق است، یعنی مردم به خاطر مشکل یا بیماری خاصی آنها را مصرف نمی کنند، بلکه از آنها استفاده می کنند تا از اثرات آنها در زندگی روزانه بهره مند شوند. نمونه دیگر این داروها RITALIN است؛ دارویی که مردم در بسیاری موارد صرفاً برای افزایش قوه تمرکز خودشان از آن استفاده می کنند، اما این استفاده بی رویه هم می تواند برای انسان خطرساز باشد. دکتر دانیلی پیوملی، یکی از محققان دانشگاه کالیفرنیا در این مورد می گوید: « ما باید مراقب چیزهایی که می خواهیم، باشیم .» او که روی افزایش قدرت و نحوه عملکرد انسان کار می کند، در عین حال بر استفاده ازاین داروها در موارد خاص تأکید می کند و می گوید:«بالاخره باید به یاد آوردن چیزهایی را که نمی خواهیم، پایان دهیم .»

استفاده از داروها برای بهبود عملکرد مغز انسان، آینده روشنی دارد و دانشمندان امیدوارند روزی بتوانند عملکرد مغزی انسان های سالخورده را مانند جوانان، بدون اشتباه کنند.

تغذیه مناسب

مغز انسان ، یکی از حریص ترین ارگان های بدن محسوب می شود که احتیاجات رژیمی ویژه ای دارد. به همین خاطر «هر چیزی که شما می خورید بر نحوه فکر کردنتان تأثیر می گذارد». چندان هم عجیب نیست. از این رو محققان تحقیقات گسترده ای در زمینه تغذیه انجام داده اند.

یکی از جالب ترین تحقیقات در زمینهخوردن صبحانه است. با هر بار صبحانه خوردن، میزان زیادی گلوکز که غذای اصلی مغز است ، به بدن وارد می شود و طی مطالعات بسیار زیاد انجام شده، مشخص شده است افرادی که صبحانه نمی خورند ، کارایی کمتری در مدرسه یا محل کار دارند.

یکی از جالب ترین تحقیقات در زمینه خوردن صبحانه که در سال 2003 انجام شد، اثبات کرد کودکانی که در صبحانه خود از نوشیدنی های شیرین و گرم استفاده می کنند، در انجام تست ها و توجه ، همسطح افراد هفتاد ساله عمل می کنند. در تحقیق دیگری که توسط «باربارا استووارت» از دانشگاه آستر انگلیس انجام شد، بر نقش بسیار مؤثر لوبیا تأکید شده است. این ماده سرشار از پروتئین  به همراه نان در برنامه غذایی روزانه کودکان باعث می شود آنها سخت ترین تست های مرتبط با آگاهی فکری را به راحتی انجام دهند.

بعد از صبحانه نوبت به غذاهای اصلی می رسد. دانشمندان بر استفاده فراوان از تخم مرغ و سالاد در رژیم غذایی تأکید می کنند. در تخم مرغ  میزان فراوانی کولین وجود دارد که از این ماده در بدن برای تولید انتقال دهنده های عصبی استیل کولین استفاده می شود. محققان در دانشگاه بوستون با کاهش میزان استیل کولین در مغز متوجه شدند که کمبود این ماده باعث می شود شخص  خود را در زمینه به یاد آوردن الفباء و حروف کلمات از دست بدهد. کمبود این ماده در مغز همچنین می تواند باعث آلزایمر  شود و تحقیقات نشان می دهد افزایش این ماده در مغز می تواند روند فراموشی مربوط به پیری را کند کند.

هنگام خواب ، مغز با تردستی راه حل های خلاقانه ای پیدا می کند، پس اگر شما هم در حل مسئله ای مشکل دارید و منتظر یک لحظه اوره کائی (یافتم معروف ارشمیدس ) هستید، بهتر است همین حالا به خواب ناز فرو روید.

از دیگر غذاهای توصیه شده سالادها هستند. این غذاها دارای مقدار بسیار زیادی آنتی اکسیدان هستند که در آنها میزان فراوان بتاکاروتن، ویتامین E  و C  وجود دارد. محققان اعلام کرده اند افزایش آنتی اکسیدان در مغز باعث افزایش قدرت یادگیری حتی در سن بالا می شود، به گونه ای که آنها در دانشگاه کالیفرنیا موفق شدند به یک سگ پیر چیزهای جدیدی آموزش دهند. دانشمندان حتی تأثیر دسرها بر فعالیت مغز را هم مورد بررسی قرار داده اند. آنها بهترین دسر پس از صرف ناهار را ماست می دانند چون به راحتی استرس های بعدازظهر را برطرف می کند و دلیل آن این است که ماست  دارای تیروزین های آمینواسید است. از این ماده در مغز برای ساخت انتقال دهنده های عصبی و نورآدرنالین استفاده می شود که این دو ماده تأثیر زیادی در برطرف شدن استرس دارند.

محققان توصیه می کنند در عصر هم مقدار کمی غذا خورده شود تا گلوکز مورد نیاز مغز آماده شود، البته تاکید آنها بر یک وعده بسیار سبک و مقوی است.

شصت درصد ساختار مغز چربی است ، به همین خاطر این قسمت از بدن باید همیشه چرب نگه داشته شود. بهترین گزینه برای این منظور اسید چرب  امگا3  است که به میزان بسیار زیاد در دی اچ ای (DOCOSAHEXAENOIC) یافت می شود. این ماده در یکی از لذیذترین غذاهای دنیا به میزان بسیار زیاد وجود دارد یعنی در ماهی . به همین دلیل ماهیبهترین غذای مغز است و مصرف همیشگی آن تأثیر مثبت بسیار زیادی در کارایی مغز دارد.

در پایان روز هم دانشمندان توصیه می کنند میوه های تازه مانند توت فرنگی و تمشک مصرف شود. میوه ها به خصوص توت فرنگی و تمشک در تقویت  کوتاه مدت تأثیر زیادی دارند.

موسیقی

در حدود یک دهه پیش، فرانسیس روشر که یک روان شناس در دانشگاه ویسکانسین ایالات متحده است، طی یک تحقیق علمی اعلام کرد گوش دادن به سمفونی های موتزارت ، استدلالات ریاضی انسان را پیشرفت می دهد. این یافته او در آن سال بازتاب های بسیار گسترده ای داشت. آنها حتی توانستند اثبات کنند، تأثیر سمفونی های موتزارت با دیگر موسیقی ها تفاوت دارد.

این کشف، تأثیر موسیقی بر فعالیت های مغز را دقیقاً اثبات کرد و از آن روز به بعد موسیقی درمانی و استفاده از موسیقی در خیلی از درمان ها رواج یافت ، اما برای استفاده از موتزارت برای تمدد اعصاب باید به برخی نکات توجه کرد.

موتزارت روی هر شخصی تأثیر گذار نیست. با این حال همین که شخص هنگام گوش دادن به موسیقی احساس می کند موسیقی بر عملکرد مغز وی تأثیر می گذارد ، باعث می شود یک احساس آرامش به شنونده دست دهد .البته این حالت را با کارهای دیگر هم می توان به دست آورد، اما موسیقی گزینه مناسب تری به نظر می رسد. هرچند گوش دادن به داستان هم می تواند تأثیری برابر گوش دادن به موسیقی داشته باشد.

موسیقی می تواند حتی تأثیر بیشتری بر مغز انسان داشته باشد و این بار کلید کار، درس های موسیقی است .محققان با مقایسه کودکان شش ساله که آموزش های موسیقایی می بینند با دیگر کودکان، متوجه شدند ضریب هوشی این کودکان دو تا سه امتیاز بیشتر از کودکان دیگر است. در تحقیقی مشابه، روشر کشف کرد کودکانی که پیش از مدرسه آموزش موسیقی ببینند نسبت به کسانی که پیش از مدرسه دوره های کامپیوتر را پشت سر گذاشته اند، دارای استدلالات عددی و ریاضی بهتری هستند. شاید موسیقی باعث افزایش مهارت های روانی در کودکان می شود. حرکت همزمان انگشتان دو دست و توجه به متن موسیقی و نت و هارمونی، وقتی که به صورت هماهنگ در کنار یکدیگر قرار می گیرند، مسلماً باعث تقویت فعالیت های قسمتی از مغز می شوند، اما این فعالیت ها هنوز کشف نشده اند. نکته مبهم دیگر تأثیر موسیقی بر ضریب هوشی افراد بزرگسال است. فعلاً دانشمندان پاسخ قطعی در این زمینه ندارند ،اما یادگیری موسیقی را به بزرگسالان توصیه می کنند.

استفاده با صرفه از مغز

تا چندی پیش ضریب هوشی یک شخص - مقیاسی برای توانایی های حل مشکلات هوشی یک شخص - پدیده ای ثابت برای انسان فرض می شد که میزان آن مستقیماً از راه وراثت تعیین می شد، اما اخیراً دانشمندان نظریه ای مطرح کرده اند که در آن میزان ضریب هوشی هر شخص به عملکردی پایه ای در مغز انسان با نام حافظه فعال» بستگی دارد؛ بدین صورت که هرچه جاری انسان بیشتر شود، میزان ضریب هوشی او هم افزایش می یابد. 

حافظه  جاری، سیستم ذخیره کوتاه مدت مغز انسان است . در این بخش مسائل هوشی انسان حل می شوند، مثلاً اگر شما بخواهید 7+6-73 را حل کنید، این قسمت از مغز شما - حافظه جاری - قسمت وسطی فعالیت ذهنی شما که برای حل مسئله لازم است را در خود نگه می دارد. میزان اطلاعاتی که حافظهجاری می تواند در خود ذخیره کند، به آگاهی عمومی شخص بستگی دارد.

به تازگی یک تیم تحقیقاتی در انستیتو کارولینا استکهلم به رهبری ترکل کلینگبرگ به نشانه هایی دست یافته است مبنی بر این که سیستم عصبی که درجاری قرار دارد، ممکن است با تمرین بزرگ شود. آنها با استفاده از نوعی اسکن مغناطیسی پیشرفته، فعالیت های مغزی چند شخص بالغ را پیش و پس از یک برنامه تمرینی جاری اندازه گیری کردند . این برنامه کارهایی از قبیل حفظ کردن موقعیت یک سری نقطه در یک صفحه شطرنجی بود. پس از پنج هفته تمرین، آنها متوجه شدند فعالیت های مغزی افراد مورد نظر در قسمتی از مغز که با این نوع فعالیت ها درگیر است، افزایش یافته است.

اما نکته شگفت انگیز در این آزمایش این بود که هنگامی که گروه، این آزمایش ها را روی کودکان اعمال می کرد، متوجه شد این بار به جای سیستم عصبی موجود درجاری، قسمتی از مغز که مربوط به آگاهی عمومی کودکان است، رشد یافته و ضریب هوشی کودکان هشت درصد افزایش یافته است .

با این که دانش مربوط به  جاری، روزهای اولیه خود را سپری می کند، کلینبرگ امیدوار است تمرین های فعال، کلید بازکردن قفل قدرت باشد. او در این مورد می گوید : «عوامل وراثتی و دوران جنینی نقش بسیار زیادی در میزان توانایی فعالیت های مغزی دارند، اما فراتر از آن، چند درصد - که هنوز میزان آن مشخص نیست وجود دارد که می توان با تمرین آنها را افزایش داد.»

استراتژی

فرض کنید در یک تالار سخنرانی هستید و در آن تالار ، ششصد نفر حضور دارند. اگر تمام این افراد نام خود را به شما بگویند و یک ساعت بعد از شما بخواهند که آنها را تکرار کنید، ممکن است دچار سرگیجه شوید. این بدان خاطر نیست که شما نمی توانید این کار را انجام دهید، بلکه مشکل اینجاست که شما تکنیک ها و روش های مربوط به انجام آن را نمی دانید. اما افرادی هستند که می توانند این کار را به صورت عادی انجام دهند. آنها می توانند هزاران عدد ، اشعار بسیار قدیمی و غیر مستعمل، و صدها هزار کلمه بدون استفاده را حفظ کنند. در یکی از مسابقات جهانی در این زمینه ، «النور مگ وایر» و تیم همکارش از دانشگاه لندن، هشت نفر از بهترین های مسابقات را زیر نظر گرفتند. آنها حین آزمایش های متفاوت، به مدرکی که ثابت کند این افراد از ضریب هوشی بالایی برخوردار هستند دست نیافتند، اما متوجه شدند این افراد هنگام حفظ کردن از سه منطقه مغزشان برای انجام کار استفاده می کنند و این در حالی است که آنها در تست های حفظ کردنی از این مناطق ویژه مغزی استفاده نمی کنند. دلیل این امر را می توان استراتژی خاص آنها برای حفظ کردن دانست. مثلاً آنها برای حفظ کردن نحوه و ترتیب چیدن یک دسته برگه ، به هر کدام از آنها یک شخصیت می دهند و برای حفظ کردن ترتیب قرارگیری، یک داستان بر اساس نحوه قرار گیری برگه ها پردازش می کنند و طبیعتاً حفظ کردن یک داستان بسیار راحت تر از حفظ کردن تعداد بسیار زیادی عدد مشابه است .

بازیگران سینما و تئاتر هم تقریباً از روش مشابهی استفاده می کنند. آنها چیزهایی را که بیان می کنند با احساسات همراه می کنند و انسان ذاتاً وقایعی را که با احساسات زیادی همراه است، جزء به جز حفظ می کند. هنرپیشگان حرفه ای از روش دیگری استفاده می کنند. آنها هنگام ادای کلمات، حرکات مربوط به آن را هم انجام می دهند و این عمل آنقدر مؤثر است که آنها حتی چند ماه پس از نمایش می توانند متنی را که حفظ کرده اند، به راحتی ادا کنند.

«هلگا نویس» یک روان شناس از دانشگاه المهرست در ایلینویز به همراه «تونی نویس» که یک بازیگر است، کشف کردند که از این روش می توان برای افزایش یادگیری دانش آموزان استفاده کرد. دانش آموزانی که کلماتشان را با آموزش های دیگری همراه کنند، بعداً 38درصد بیشتر می توانند کلمات را بازسازی کنند. نویس ها معتقدند داشتن دو روش ذهنی برای حفظ کردن می تواند قابلیت حفظ کردن افراد را به صورت باور نکردنی افزایش دهد. «بری گوردون» از دانشگاه جان هاپکینز اعتقاد دارد، استراتژی، در زندگی روزانه هم اهمیت زیادی دارد. کارهای ساده ای مانند قرار دادن کلیدها در یک جای مشخص و نوشتن چیزها برای از یاد نبردن آنها می تواند میزان اطلاعاتی را که پیش خود نگه می دارید، زیادتر کند. اگربه خاطر آوردن اسامی، مشکل شماست، سعی کنید آنها را به صورت ذهنی تداعی کنید.

استراحت

کمبود خواب، اثرات بدی برای مغز شما در پی خواهد داشت. برنامه ریزی، حل مسائل، یادگیری، تمرکز و جاری شما همه از کمبود خواب متحمل عوارض سوء می شوند. در عین حال حتی در ضریب هوشی هم خلل وارد می شود. دکتر «شون درومند» از دانشگاه کالیفرنیا در این مورد می گوید: اگر شما 21 ساعت پشت سرهم بیدار بمانید ، توانایی هایتان به اندازه کسی است که تا حدی که قانون (ایالات متحده آمریکا) اجازه می دهد، مست است، البته لازم نیست دقیقاً 21 ساعت بیدار بمانید تا این حالت را تجربه کنید، فقط کافی است دو یا سه شب دیر بخوابید و زود بیدار شوید تا همین حالت به شما دست دهد.

خوشبختانه این رابطه دو سویه است. اگر شما به کسی که از خواب محروم شده، اجازه بدهید یک یا دو ساعت بیشتر چشم روی هم بگذارد، این شخص می تواند در کارهایی که نیاز به تمرکز بیشتر دارد، مانند امتحان دادن، موفق تر عمل کند. دکتر درومند در این مورد می گوید: «توجه ( تمرکز) اساسی ترین پایه هرم ذهن است، اگر شما آن را تقویت کنید، دیگر نیازی نیست به چیز دیگری توجه نشان دهید.»

اینها تنها فواید یک خوب عمیق شبانه نیست. وقتی که شما خواب هستید، مغز شماحافظه های جدیدی را تمرین کرده و حتی بعضی از مسائل را حل می کند. فرض کنید شما می خواهید یک بازی جدید رایانه ای را یاد بگیرید. در این صورت بهتر است به جای این که چند ساعت پای کامپیوتر بنشینید، دو ساعت بازی کنید و سپس بخوابید. هنگامی که شما خواب هستید مغز شما همان مدارهایی که برای یادگیری بازی استفاده کرده است را دوباره فعال می کند. دوباره صدای آنها را می شنود و سپس های جدید را درحافطه بلند مدت ذخیره می کند و هنگامی که بیدار شوید، یک بازیگر بهتر شده اید. چنین روشی در دیگر کارها مانند یادگیری پیانو، رانندگی خودرو و ... هم می تواند کارگر باشد.

در این مورد همچنین شواهدی در دست است که نشان می دهد خواب باعث بهبود روش حل مسائل می شود. داستان دیمیتری مندلیف که پس از خواب روزانه یکباره به طرح جدید تناوبی رسید، نمونه بارز این مسئله است. چون او شدیدا درگیر حل مسئله بوده ، هنگام خواب مغز او همانطور که در بالا ذکر شد، به فعالیت هایش در این زمینه ادامه داده و به حل مسئله رسیده است .

به نظر می رسد هنگام خواب ، مغز با تردستی راه حل های خلاقانه ای پیدا می کند، پس اگر شما هم در حل مسئله ای مشکل دارید و منتظر یک لحظه اوره کائی («یافتم» معروف ارشمیدس ) هستید، بهتر است همین حالا به خواب ناز فرو روید.

شش روش برای ایجاد مغز هوشیار - تألیف جواد نصرتی

مدیریت ذهن

 

در میان لحظه‌ها، فرصت‌هایی وجود دارد که می‌تواند زندگی ما را دگرگون سازد. ابتدا باید فرصت‌ها را شناسایی کنیم و سپس توانایی شکار آن‌ها را در خود بالاببریم. گاهی به‌دقت برنامه‌ریزی می‌کنیم اما در اجرای آن، دچار مشکل می‌شویم چون براساس فرصت‌ها برنامه‌ریزی نکرده‌ایم. برنامه‌ریزی به‌نظر ساده می‌آید اما باید آن را یادبگیریم و به این نکته توجه کنیم که ایجاد فرصت‌ها و استفاده‌ی درست از آن‌ها، با یک روش برنامه‌ریزی، ممکن نیست.

گاهی فرصتی پیش‌می‌آید که در آنِ واحد باید براساس آن برنامه‌ریزی کنیم و عاقلانه تصمیم‌بگیریم زیرا این فرصت در آن لحظه به‌وجود آمده و از دست رفتنی‌ست. گاهی برای ما فرصت اعتراض، پیشنهاد یا انتقاد و برنامه‌ریزی پیدا می‌شود اما به‌دلیل ضعف در قدرت تصمیم‌گیری یا ناتوان‌بودن در چگونگی عنوان‌کردن موضوع و برنامه‌ریزی، از دست می‌رود. به‌محض رسیدن لحظه‌ای مناسب، باید آن را یک فرصت بشمریم. قطعاً این لحظه، همان لحظه‌ی طلایی‌ست.به‌کارگیری درست و به‌جای هر واژه، متناسب با ارزش مطلبی که بیان‌می‌کنیم، به‌راحتی ممکن است زندگی ما را دگرگون کند. می‌توانیم موقعیت و فرصت را برای بیان یا اجرای برنامه‌های‌مان مهیا سازیم، می‌توانیم لحظه‌ها را ارزیابی کنیم، حتی ما توانایی جابه‌جایی فرصت‌ها را هم داریم.

 

 

 

از این روش می‌توانید با کمک زمان، به‌شکلی که مخاطب متوجه تغییر آن نشود (تا پیشاپیش مقاومت کند)، استفاده کنید. فقط کافی‌ست جمع مورد نظرتان را آماده‌ی شنیدن مطالب خود سازید و در فرصتی مناسب، نظرتان را منتقل کنید. در این‌صورت، می‌توانید از یک «غیرممکن»، امکانی خوب فراهم نمایید.

 

برای برقراری یک ارتباط فعال، باید جمله‌ها را شمرده و محکم اداکنیم. هنگام رسیدن به اصل موضوع، تغییراتی در تن صدا ایجاد و آن‌ها را تکرار ‌نماییم. البته تکرار جمله‌ها باید همراه با تبسم باشد. با این نوع ارتباط و انتقال ایده و برنامه، یعنی درست‌اندیشیدن و از فرصت‌ها به‌جا استفاده‌کردن، خواهید دید که تدبیر، معجزه می‌کند.

 

هماهنگی دقیق زمان و عمل، یعنی ایجاد فرصت و هر فرصت کوچک موفق، یعنی ایجاد آمادگی برای یک موفقیت بزرگ‌تر. برای اجرای مدیریت، ایجاد و حفظ فرصت‌ها، باید دقت‌کنیم.

 

 

 

برای رسیدن به اوج موفقیت، باید فرصت‌های دیگری را از دست بدهیم یا بهای سنگینی برای به‌دست آوردنش بپردازیم. اگر در موقعیتی ارزشمند قرارگرفته‌ایم، قطعاً ارزش واقعی آن با خدمت صادقانه به مردم، قابل ارزیابی‌ست؛ پس برای ماندن در اوج، باید گران‌بهاترین‌ها را هزینه‌کنیم.

 

یازده روش برای تقویت حافظه در سالمندان

یازده روش برای تقویت حافظه در سالمندان

هریك از ما ممكن است چیزهایی را فراموش كنیم. هر چند همه سالمندان  دچار ضعف حافظه نمی شوند، اما به طور كلی با افزایش سن، احتمال فراموشكاری بیشتر است. این فراموشكاری بیشتر مربوط به وقایع متأخر است. در دیدارها ما چیزهایی را كه مربوط به گذشته های دور است، خوب به خاطر می آوریم، اما اتفاقاتی را كه اخیراً رخ داده، فراموش می كنیم. به طور مثال خاطرات دوران جوانی  را به یاد می آوریم، اما یادمان نمی آید كه یك ساعت پیش كه به خانه برگشتیم، كلید را كجا گذاشتیم. گاهی این فراموشكاری مشكلاتی برای ما یا خانواده مان ایجاد می كند. به عنوان مثال، پیغام مهمی را فراموش می كنیم یا یادمان می رود، قبض آب یا برق را پرداخت كنیم. حال ببینیم چگونه می توانیم مشكلات ناشی از فراموشكاری را كاهش دهیم؟

 هیچگاه خودسرانه دارو مصرف نكنید. اما اگر دارویی توسط پزشك برای شما تجویز شده است، در مصرف درست و به موقع دارو دقت كنید. برای این كه زمان مصرف یادتان نرود، از جعبه تقسیم دارو استفاده کنید.


تقویت حافظه

در درجه اول از سؤال كردن و گفتن این كه «موضوعی را فراموش كرده اید» نترسید و خجالت نكشید. اگر نمی توانید مانند گذشته، چیزهایی را به یاد بیاورید، تقصیر شما نیست. بیایید به جای ناراحتی از این وضع، به راه هایی كه حافظه شما را تقویت می کند  و یا مانع كم شدن حافظه می شود ، توجه كنید. در این جا ما به نمونه هایی از این راه ها اشاره می كنیم؛ البته خود شما هم ممكن است از راه های دیگر برای یادآوری بهتر مطالب استفاده كنید.

*چیزهایی را كه همیشه از آن استفاده می كنید مثل عینك  یا كلید در یك جای مشخص بگذارید به عنوان مثال داخل یك كاسه بزرگ در اتاق نشیمن.

* هر روز به اخبار رادیو یا تلویزیون گوش دهید. سعی كنید هر روز یك مطلب جدید یاد بگیرید. كتاب یا روزنامه مطالعه كنید.

* در جمع دوستان یا خانواده، خاطرات گذشته را تعریف كنید. می توانید آلبوم عكس های قدیمی را برای یادآوری نام افراد و خاطرات گذشته نگاه كنید.

* خاطرات خود را بنویسید.

* بازی های فكری مثل شطرنج انجام دهید.

* با دوستانتان مشاعره كنید.

* جدول حل كنید.

* مطالبی را كه ممكن است فراموش كنید، یادداشت نمایید. برای این كار یك تقویم جیبی بردارید. تمام تاریخ های مهم مثل روز تولد نوه تان، سالگردها، روزی كه نوبت دكتر دارید، روز آخر مهلت پرداخت قبوض و ... را در آن بنویسید. در انتهای تقویم، شماره تلفن های اقوام و دوستان را بنویسید. این تقویم را همیشه، حتی موقع خارج شدن از منزل همراه داشته باشید.

* یك دفترچه یادداشت در كنار تلفن بگذارید. هر بار كه كسی تلفن می زند، اگر پیغامی دارد یا كاری از شما می خواهد، بلافاصله یادداشت كنید. این كار كمك می كند كه پیام های تلفنی را فراموش نكنید.

* هیچ گاه خودسرانه دارو مصرف نكنید. اما اگر دارویی توسط پزشك برای شما تجویز شده است، در مصرف درست و به موقع دارو دقت كنید. برای این كه زمان مصرف یادتان نرود، از جعبه تقسیم دارو استفاده کنید. این جعبه را می توانید از داروخانه محل تهیه کنید. هر روز صبح داروهایتان را داخل جعبه بیندازید. وقتی كه به جعبه نگاه كنید، یادتان می آید كدام دارو را نخورده اید. همیشه جعبه را در جایی بگذارید كه در معرض دید شما باشد ولی كودكان به آن دسترسی نداشته باشند.

* تغذیه مناسب  برای حفظ قدرت حافظه  لازم است. برای این كار قند، چربی و نمك كمی مصرف كنید، ولی مصرف میوه و سبزی های تازه را بیشتر كنید.

در موارد زیر لازم است به پزشك مراجعه كنید

- اگر اسامی افراد را دائماً فراموش می كنید.

- اگر فكر می كنید حافظه تان روزبه روز كمتر می شود.

- اگر فراموش كردن كارها باعث شده است كه نتوانید به تنهایی كارهایتان را انجام دهید.

منبع : همشهری - آفتاب

راه های تقویت حافظه

راه های تقویت

آیا تا به حال اتفاق افتاده است که نام کسی را که سابقاً ملاقات کرده بودید فراموش کنید؟ یا فراموش کنید فلان وسیله را کجا گذاشته اید یا آیا در ماشین را قفل کردید یا نه؟

مطمئناً چنین اتفاقاتی برای شما هم افتاده است. اما اگر این از دست دادن حافظه مکرراً اتفاق بیفتد و شما توانایی تمرکزتان را از دست بدهید، چه می شود؟

تقویت حافظه

متاسفانه، از دست رفتن حافظه و بالا رفتن سن رابطه ای مستقیم دارند. در اوایل 20 سالگی، مغز شروع به از دست دادن بعضی سلول های عصبی می کند و بدن کمتر مواد شیمیایی مورد نیاز مغز برای درست کار کردن را تولید می کند.

خوشبختانه، شما کارهای زیادی می توانید انجام دهید تا این جریان را کندتر کنید. در اینجا به چند نکته اشاره می کنیم تا با رعایت آن بتوانید حافظه تان را تقویت کنید.

1- غذاهای سالم بخورید

استفاده از یک رژیم غذایی سالم و مناسب نه تنها برای جسمتان مفید است، بلکه برای مغز و حافظه تان نیز لازم است. بر طبق نظرات آکادمی عصب شناسی آمریکا، خوردن میوه ها و سبزیجاتی که حاوی میزان زیادی آنتی اکسیدان هستند؛ مثل توت ها، مرکبات، اسفناج، هویج، کلم بروکلی، گوجه فرنگی و سیب زمینی شیرین می تواند تا 11 درصد احتمال سکته را پایین بیاورد.

تحقیق دیگری نشان می دهد که آنتی اکسیدان ها و پلی فنول های موجود در ذغال اخته و انگور می تواند توانایی ارتباط سلول های مغزی را با یکدیگر بالا برده و خطر آسیب رسیدن به آنها را پایین آورد.

به جز میوه و سبزیجات، مواد دیگری مثل کارکامین و همچنین ویتامین های B مثل نیاکتین و اسید فولیک نیز در این زمینه کمک کننده هستند و خطر ابتلا به آلزایمر را پایین می آورند.

2- از نوشیدن مشروبات الکلی خودداری کنید

همه می دانند که نوشیدن مشروبات الکلی باعث از دست دادن حافظه به طور موقت می شود. اما محققین دریافته اند که می تواند عوارض طولانی مدت نیز داشته باشد و روی سلول های مغزی تاثیر بگذارد. تاثیر موقتی آن رابطه ای نزدیک با میزان مصرف نوشیدنی دارد. هرچه میزان بیشتری بنوشید، حافظه تان کندتر خواهد شد.

3- جسمتان را ورزش دهید

همه ی ما می دانیم که برای روی فرم نگاه داشتن هیکل و بدنمان باید ورزش کنیم. اما آیا می دانستید که ورزش کردن باعث تقویت  حافظه تان نیز می شود؟

ورزش های قلبی-عروقی مانع از دست رفتن حافظه می شود. پزشکان بر این عقیده اند که علت آن است که ورزش گردش خون را در مغز بالا می برد و نمی گذارد بافت های عصبی مغز با بالا رفتن سن به سرعت از بین بروند.

حتماً لازم نیست که دونده ی دوی ماراتن باشید تا حافظه تان تقویت شود. ورزش های جسمی-فکری نیز می توانند با از دست رفتن حافظه مقابله کنند.

4- فکرتان را ورزش دهید

ورزش دادن به فکرتان و به رشد مغزتان کمک می کند. با فعال نگاه داشتن مغزتان، سلول های عصبی مغزتان را ترغیب می کنید تا ارتباطات جدید ایجاد کنند. این مسئله به جز بالا بردن قدرت یادآوری، ظرفیت   حافظه را هم بالا می برد و مانع از دست رفتن حافظه می شود.

کارهای بسیاری می توانید برای ورزش دادن و فعال کردن مغزتان انجام دهید. کارهای ساده ای مثل حل جدول، بازی شطرنج و مطالعه کردن از آن دسته هستند. گرفتن آموزش های جدید مثل یادگیری زبانی خارجی یا یک آلت موسیقی نیز می تواند مفید باشد.

5- از مکمل های تقویت کننده حافظه استفاده کنید

علم خیلی وقت است که فایده ی بعضی مکمل های غذایی مثل روی و اسید فولیک را برای تقویت حافظه دریافته است. مکمل های دیگری نیز شناخته شده اند که می توانند به تقویت حافظه کمک کرده و مانع از دست رفتن  حافظه با بالا رفتن سن شوند.

ترکیبات این مکمل ها از این قرار است:

آنتی اکسیدان ها که رادیکال های آزاد مخرب را از بین می برند و گیاهانی که سلول های عصبی را از آسیب محافظت می کنند.

مواد مغذی که اکسیژن و گلوکز مغز را بالا می برند.

گیاهانی که به تولید انتقال دهنده های عصبی کمک می کنند.

مکمل های که باعث تقویت حافظه می شوند از این قبیل اند:

جینکو بیلوبا

نام گیاهی بسیار مشهور است که از سالیان دور به عنوان دارویی سنتی برای تقویت حافظه استفاده می شده است. خاصیت آنتی اکسیدانی قوی دارد و می تواند از آسیب رسیدن به رگ های خونی در مغز جلوگیری کند. همچنین می تواند جریان خون را در مغز بالا ببرد و با حفظ قابلیت ارتجاعی رگ ها، اکسیژن و مواد مغذی را به سلول ها برساند.

ویتامین های B

از ویتامین های B در بسیاری از عملیات متابولیک بدن استفاده می شود و برای سلامتی عمومی بدن بسیار لازم هستند. در رابطه با مغز دو تا از این ویتامین ها اهمیت بیشتری پیدا می کنند: ویتامین B12 و اسید فولیک.

ویتامین B12 برای حفظ غلاف میلین(ماده ی سفید چربی که غلاف بعضی اعصاب را می پوشاند و باعث می شود که به درستی کار کنند).

اسید فولیک هم ماده ی بسیار موثری برای مغز است که باعث بهتر کار کردن انتقال دهنده های عصبی می شود. اگر میزان اسید فولیک مغز کم شود، احتمال از دست رفتن حافظه بیشتر می شود.

اسیدهای آمینه

اولین کار آمینو اسیدها این است که به عنوان سدی برای پروتئین ها عمل می کنند. اما انواع بخصوصی از آنها برای تقویت مغز هم کاربرد دارند. به طور مثال تاورین L یک محافظ عصبی قوی است که از سلول های عصبی در مواجه به استرس و فشارها محافظت می کند. پیروگلوتامین L نیز برای متابولیسم سلول های عصبی کاربرد دارند و DMAE نیز مشاهده شده است که باعث تقویت حافظه ی کوتاه مدت می شود.

همیشه هوشیار باشید...

تقویت حافظه باید یکی از کارهای روزانه تان باشد. به یاد داشته باشید که ورزش در این زمینه کمک بسیار زیادی به شما می کند.

حواستان باشد که مکمل هایتان را هم حتماً استفاده کنید.

اعجاز ذهنی

 

اگر گمان مي كنيد شكست خورده ايد،
    شكست خورده ايد
    اگر گمان مي كنيد جرأت نداريد،
    جرأت نداريد
    اگر مي خواهيد پيروز شويد، اما نمي توانيد،
    نمي توانيد
    اگر گمان مي كنيد كه خواهيد باخت
    خواهيد باخت
    زيرا در جهان بيرون از ذهن،
    همه چيز به اراده آدمي بستگي دارد
    و اين معجزه ذهن است
    اگر گمان مي كنيد دور انداخته شده ايد،
    دور انداخته شده ايد
    اگر گمان مي كنيد بايد اوج بگيريد،
    اوج مي گيريد
    قبل از آن كه جايزه را ببريد،
    بايد به خود اعتماد كنيد
    مبارزات زندگي
    هميشه هم به نفع آن كه قوي تر است
    و يا سريع تر،
    به پايان نمي رسند،
    اما همه مبارزات
    به نفع كسي تمام مي شود
    كه ايمان دارد پيروز خواهد شد.

معجزه ذهن

 

آیا تا کنون از خود پرسیده اید که بین افراد ثروتمند و فقیر یا افسرده و شاد و در کل بین انسان های موفق و ناکام چه تفاوتی وجود دارد ؟

چرا اکثر مردم در بیماری , فقر و گمنامی زندگی می کنند و بعضی ها , قله های پیروزی و موفقیت را یکی پس از دیگری فتح می کنند ؟

اکثر مردم افراد موفق را خیلی خوش شانس تصور می کنند و نمی دانند که موفقیت و خوشبختی نیز مانند هرکاری در این جهان , اصولی دارد و دلیل پیروزی انسان های موفق , فقط آشنایی با این اصول و کاربرد دقیق آنهاست .

به قول مارک تواین : «موفقیت یک علم است , اگر اصولش را بدانی , نتیجه اش را به دست می آوری .»

اکثر مردم باور ندارند که می توانند موفق باشند و حتی آمادگی دریافت اصول ساده موفقیت را ندارند .

دانشمندان معتقدند که یک انسان در حالت عادی فقط از 10% نیروها و استعدادهای خود استفاده می کند . وقتی که شما , بابخش عظیم قدرت خود آشنا شوید و آن را به کار بگیرید به گروه انسان های بزرگ خواهید پیوست .

از کودکی به غلط به ما آموخته اند که برای رسیدن به آرزوهایمان فقط باید تلاش و تقلا کنیم . قدرت اراده و تلاش جسمی در بالاترین حد خود فقط بخش اندکی از نیروهای شما را به کار می گیرد .

تلاش جسمی بیش از حد به تنهایی , نه تنها شما را به آرزوهایتان نمی رساند , بلکه باعث از بین رفتن انرژی و ایجاد بیماریهای روحی و جسمی نیز می گردد . برای رسیدن سریع و آسان به آرزوها , باید از قدرت عظیم ذهن کمک گرفت .

قسمت ها ی مختلف ذهن

1- ضمیر خود آگاه

این بخش فقط در هنگام بیداری فعال است و اعمال ارادی انسان را کنترل می کند و وظایفی چون تفکر , تجزیه و تحلیل , استدلال و تصمیم گیری را برعهده دارد .

2- ضمیر ناخودآگاه (شعور باطن)

این بخش عظیم ذهنی , همیشه (حتی در خواب) فعال است و تمام اعمال غیرارادی انسان را کنترل می کند , سیستم عصبی خودکار سمپاتیک و پاراسمپاتیک نیز زیر مجموعه ضمیر

ناخودآگاه است .

اکثر انسان ها اتفاقات بد و شکستهایشان را ناشی از بدشانسی یا تقدیر می دانند و حتی به اشتباه گمان می کنند که خداوند آنها را دوست ندارد .

جالب است که بدانید مسئولیت بوجود آمدن بخش عظیمی از وقایع زندگی برعهده ضمیر ناخودآگاه است .

انسان های متوسط ضمیر ناخودآگاه را نمی شناسد و زمانی که با آن آشنا شوند و آن را به کار گیرند , دیگر متوسط نخواهند بود . تمام افراد بزرگ و موفق مانند دانشمندان , مخترعان

ثروتمندان , شعرا , ورزشکاران نامی و … بگونه ای از ضمیر ناخودآگاه خود کمک گرفته اند .

این نیرو در تمام انسانها وجود دارد و نیازی به خلق آن نیست فقط کافیست نحوه به کارگیری آن را فرابگیرید .

ضمیرناخودآگاه مانند یک دوربین فیلم برداری همیشه روشن است و تمام وقایع پیرامون انسان و هیجانات , احساسات و تجارب ناشی از آنها را حدود 5/4 ماه پیش از تولد (زمان دمیده شدن روح در بدن) تا امروز در خود ثبت کرده است .

از همان زمان الگوهای رفتاری انسان شروع به شکل گیری می کند . بنابراین بسیاری از خصوصیات , تصمیمات و اعمال امروز ما دستاورد تجربیات اولین سال های زندگی است .

حتی شکست های زندگی ما به دلیل وجود باورها و مسائل منفی در ناخودآگاه است .

ضمیر ناخودآگاه مسبب تمام عادات مثبت و منفی انسان است . هرکاری مدتی تکرار شود ,

درناخودآگاه ضبط شده وعادت رفتاری می شود .

کلود بریستول می گوید : «همانقدر که خودآگاه منبع اندیشه است , ناخودآگاه منبع قدرت است .»

ضمیر ناخودآگاه فقط برنامه هایی را اجرا می کند که به آن داده شده است , حتی اگر به ضرر شما باشد و اگر خودتان آن را برنامه ریزی نکنید,توسط دیگران و شرایط محیط برنامه ریزی خواهد شد و بدون اینکه به خوب یا بد بودن آن توجهی کند , دقیقا آنها را به مرحله اجرا در خواهد آورد .

پس آیا اگر کسی در گذشته خود شاهد اتفاقات بد و تجارب منفی بوده و این مسائل در ناخودآگاهش ضبط شده باشد و باعث ایجاد عادتها و باورهای منفی در او شده باشد , آیا باید تا آخر عمر محکوم به پذیرش این سرنوشت باشد؟

جواب منفی است و شما می توانید  تکنیک های نفوذ به ناخودآگاه را بیاموزید و عادات و باورهای مثبت را جایگزین باورها و عادات غلط و منفی کنید .

معجزه ذهن , مهندس مرتضی احمدی منش 

آن روی تفکر

 

آن روی تفکر

اندیشیدن به جنبه‌های مثبت زندگی، کمتر فکر کردن درباره مسائل منفی، از هر لحظه خود لذت بردن و... از جمله راه‌های درمان تفکر منفی است. تفکر منفی بیماری مهلکی است که ذهن، احساسات و جسم انسان را مبتلا می‌سازد اما در مقایسه با بیماری‌های لاعلاج یا مهلک، درمان پذیر است. آیا تاکنون برایتان پیش آمده که با صدای کشیده شدن ناخن بر روی تخته تا چند لحظه احساس ناراحتی کنید. افکار منفی نیز مانند همان صدای ناخن بر روی تخته است. افکار روی احساسات ما تاثیر می‌گذارند. نسبت به چیزی که آن را دوست دارید یا از آن متنفرید چه احساسی دارید؟

 

مجبور نیستید که آگاهانه احساسات خود را تغییر دهید. کافی است افکارتان را تغییر دهید تا احساساتتان به سرعت از آن تبعیت کند. به درستی که افکار روی ذهن، جسم و احساساتمان تاثیر می‌گذارد. افکار مثبت خوشی و خوشبختی را برای ما به ارمغان می‌آورد و افکار منفی برایمان از خود احساس بی‌ارزشی و شوربختی به جای می‌گذارد.

این نوشتار در پی برون رفت از افکار منفی و راه‌های رسیدن به زندگی مثبت است . برای بسیاری از اشخاص تفکر منفی یک عادت است؛ عادتی ناپسند که به مرور به اعتیاد می‌انجامد این هم مانند پرخوری یا مصرف موادمخدر،‌ نوعی بیماری است. بسیاری از مردم از این بیماری رنج می‌برند. زیرا تفکر منفی برای جسم، ذهن و احساسات اعتیادآور است.

موقعیت کنونی ما ناشی از عمری اندیشیدن منفی یا مثبت است.

 اگر یکی از آنها به شما نرسد، دیگران در صف، انتظار می‌کشند. بدن به هجوم موادشیمیایی که در اثر واکنش جنگ و گریز به جریان خون وارد می‌شود، اعتیاد پیدا می‌کند گاه ارتعاش و تحریک ناشی از تفکر منفی بسیار زیاد و پرمقدار است.ذهن به درست بودن و انجام دادن کارها معتاد می‌شود و بسیاری از اشخاص دوست‌ دارند که بدانند در جواب به این سؤال که از میان خشنودی و کار درست کدام را باید انتخاب کنند؟ مدتها فکر می‌کنند و جواب به این سؤال برایشان آسان نیست. احساسات انسان، تحت تاثیر افکار منفی به آن معتاد می‌شود. ممکن است احساسات خوشایندی نباشد. با این حال از ملامت و دلتنگی هنوز فاصله دارد. در معرض تحریک بر شدت تقاضای احساس اضافه می‌شود و دیری نمی‌پاید که حتی بیش از اندازه هم کفاف نمی‌دهد. 

 قدرت خلاقه‌ فکر

افکار، قدرت زیادی دارند. ساخته‌ها و پرداخته‌های انسان، با شکوه یا وحشتناک، درد  آن روی تفکر  و با اندیشیدن شروع می‌شوند. بدون اندیشه، بدون فکر و تفکر اتفاق نمی‌افتد. اگر می‌خواهید از کیفیت اندیشه‌های خود باخبر شوید به زندگی خود رجوع کنید و ببینید که در چه موقعیتی هستید. نتیجه را ببینید؛ اگر از بخشی از زندگی خود راضی هستید، تفکری که در آن بخشی از زندگی به کار برده‌اید مثبت بوده است، اگر از بخش‌هایی از زندگی خود ناراضی هستید در این صورت احتمالش است که اندیشه شما در آن بخش منفی بوده باشد. افکار مثبت، نتایج مثبت تولید می‌کند مانند؛‌عشق، توجه، محبت، سلامتی، ثروت، خوشبختی، موفقیت، تنعم و غنا. افکار منفی نیز نتایج منفی بر جای می‌گذارند مانند؛ بی‌توجهی، بی‌تفاوتی، ناراحتی، فقر و فلاکت، ترس، فقدان و بیزاری. درباره اینکه چگونه اندیشه‌های منفی به بیماری‌های خطرناک منجر می‌شوند، نمونه‌های زیادی وجود دارد. همه ما در زندگی فهرستی از ناکامی و مصیبت داریم که تحت تاثیر آن به این نتیجه می‌رسیم که زندگی دیگر ارزش زیستن ندارد. بعضی‌ها در معرض یک یا دو مصیبت و تراژدی در زندگی به این نتیجه می‌رسند که زندگیشان را فایده‌ای نیست.

مثبت ، منفی

جمعی ‌دیگر، در برخورد با مسائل و مشکلات روزانه این‌گونه واکنش نشان می‌دهند که« چه فایده‌ای دارد؟»، «چرا این قدر زحمت بکشم؟»، «چه کسی اهمیت می‌دهد» انباشته شدن طرز تلقی‌هایی از این قبیل به مرور و طی سال‌ها به این باور منتهی می‌شود که زندگی زحمت بی‌فایده است. با توجه به خلاقیت اندیشه‌‌ها، نگرانی ما درباره یک بیماری به خصوص می‌تواند آن بیماری را در ما ایجاد کند. از قدیم ضرب‌المثلی هست که می‌گوید: «از هرچه بترسی به سرت می‌آید.» دانشجویان پزشکی و روانشناسی اغلب نشانه‌های بیماری بیماران‌شان را در خود احساس می‌کنند و در مواقعی عیناً به بیماری آنها مبتلا می‌شوند. 

 ببین هرچه گفتم درست بود!

آیا وقتی اندیشه منفی به بیماری مهلک فرصت ورود به بدن را می‌دهد دیگر نمی‌توان فکری به حال آن کرد؟ آیا می‌توان مانعی بر سر راه پیشرفت بیماری قرار داد؟ کارشناسان روانشناسی معتقدند می‌توان پیشرفت بیماری را سد کرد. اما آنها بر این باورند که می‌توان اقداماتی صورت داد. چرا از قدرت ذهن برای ایجاد یک واقعیت منفی استفاده می‌کنیم؟ اگر ذهن ما بتواند سلامتی، تنعم و شادی و یا به همان سادگی بیماری، فقر و نومیدی بیافریند، چرا در همه لحظات زندگی سلامتی، تنعم و شادی را برنمی‌گزینیم؟

«اخطار منفی» را از «تفکر منفی» جدا کنید

ما مسئول همه اندیشه‌هایی که به ذهنمان خطور می‌کند نیستیم؛ ما مسئول آن اندیشه‌هایی هستیم که در ذهنمان مستقر می‌شود

ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که باید در اغلب اوقات با نشانه‌های منفی روبه‌رو شویم. توجه به این نشانه‌ها اندیشه منفی نیست، دست به کار شدن و اقدام اصلاحی انجام دادن رفتار مثبت است، اما نگران و ناراحت شدن اندیشه منفی است. در نهایت ما با اندیشه و تدبیر خود سلامتی جسم و روح خود را می‌توانیم دستکاری کنیم. بنابراین انسان‌ها پیوسته تحت تأثیرذهن‌پردازی قرار دارند که برخی مطالب را مثبت و برخی دیگر را منفی استنباط می‌کنند. راه بهتر زیستن، رفتار کردن در رعایت اعتدال است.

 راهی برای فرار

و پایان سخن اینکه، اخیرا مؤسسه بین‌المللی بیماری‌های روانی، بروز افکار منفی در شخص را شروعی برای بیماری افسردگی دانست. کارشناسان این مؤسسه برای جلوگیری از تخریب ناشی از هجوم افکار منفی به ذهن، روزانه ?? دقیقه پیاده‌روی را توصیه می‌کنند زیرا پیاده‌روی یا حتی انجام کارهای روزمره منزل و مطالعه،یک ماده بیوشیمیایی در بدن به نام آندرومین تولید می‌کنند که مانع بروز افکار منفی و درنتیجه بیماری‌های مختلف روانی می‌شود.

       

موفقیت از آن كسانی است كه ذهنیت موفق دارند

 


رسیدن به موفقیت، قدرت و هر چیز خوب دیگری در این دنیا آرزوی مشترك بیشتر انسانهاست ولی با این حال هنوز اكثریت انسان ها از وضعیت مالی، فكری و روحی مناسبی برخوردار نیستند. در دنیایی كه ما انسان ها در آن زندگی می كنیم فرصت های زیادی برای رسیدن به موفقیت وجود دارد ولی متأسفانه كمتر كسی می تواند از این فرصت ها به نفع خود استفاده كند. متأسفانه انسان ها بیشتر در رؤیای رسیدن به موفقیت زندگی می كنند تا این كه بخواهند برای رسیدن به آن تلاشی از خود نشان دهند. حقیقتی كه هر انسانی در راه رسیدن به موفقیت باید همواره به آن توجه كند این است كه نه كسی شانسی و از روی اتفاق به موفقیت می رسد و نه كسی به همین صورت موفقیت های خود را از دست می دهد. این موضوع بیانگر این مطلب است كه رسیدن به موفقیت خود مراحلی دارد و فقط كسانی كه از این موضوع باخبرند که می توانند امیدوار به دستیابی به آن باشند.


افكار همه چیز شماست

با كمی مطالعه و تحقیق در زندگی بیشتر انسان های موفق جهان به این نتیجه می رسیم كه پشتكار داشتن و سخت كوش بودن ویژگی مشترك تمام انسان های موفقی است كه تا به حال روی كره زمین زندگی كرده و می كنند. اگر در زندگی بیشتر انسان های موفق جهان نگاهی بیندازید به این نتیجه می رسید كه بیشتر آنها در ابتدا به اشخاصی خانه به دوش شبیه بوده اند اما در عین حال افكاری سلاطین گونه داشته اند! بنابراین اگر شما هم می خواهید به موفقیت برسید (بسته به این كه موفقیت برای شما چه مفهومی دارد) باید جنس ذهنیت شما از افكار مثبت و امید به آینده باشد تا شما بتوانید با اشتیاق و طراحی برنامه ای مناسب برای رسیدن به آن تلاش كنید.


همه از صفر شروع كرده اند

با این حال، ممكن است این ذهنیت در شما ایجاد شده باشد كه حتی با وجود این كه ذهنیتی مثبت دارید ولی به علت كمبود منابع و امكانات لازم نمی توانید به اهداف خود برسید. فراموش نكنید كه تمام انسان های موفق هم در ابتدای كار وضعیتی مانند شما داشتند ولی با این حال توانستند با تلاش بیش از حد و داشتن افكار و برنامه ای مناسب به اهداف خود برسند. اصولاً انسانی كه در ذهن خود هدف قاطعی دارد كه باید به آن برسد هیچوقت به محدودیت ها فكر نمی كند. تنها منبعی كه انسان های موفق از آن بهره می برند ذهن است.

این افراد از آنجایی كه می دانند مغز انسان با افكار او دوست می شود، همیشه بهترین افكار را برای دوستی با  ذهن خود انتخاب می كنند. اگر شما به خود به چشم یك انسان موفق نگاه كنید ذهنتان نیروی درونی شما را برای رسیدن به وضعیتی كه دوست می دارید هماهنگ می كند، اما اگر افكار و تصورات شما علیه خودتان باشد حتی اگر از منابع خوبی نیز برخوردار باشید به زودی همه چیز را از دست خواهید داد. متأسفانه بسیاری از انسان ها فكر می كنند كه محدودیت، معیار سنجش انسانهاست، در حالی كه معیار حقیقی سنجش انسان ها، افكاریست كه آنها در سر دارند.


هیچ وقت نگو دیر شده

وقتی صحبت از رسیدن به موفقیت است و انسانی از انسان دیگری دعوت می كند تا برای رسیدن به هدفی تلاش كند، معمولاً این گونه پاسخ می شنود كه دیگر دیر شده است. عبارت «دیگر دیر شده» جواب انسان هایی است كه ارباب  ذهن خود نیستند. كسی كه ارباب  ذهن خود باشد هیچ وقت به كمبود منابع، پیری یا... فكر نمی كند، بلكه به این فكر می كند كه از كدام راه باید برای رسیدن به موفقیت استفاده كند. كسی كه ارباب  ذهن خود نباشد حتی اگر تلاش شبانه روزی برای رسیدن به موفقیت داشته باشد هیچ وقت به خواسته خود نمی رسد.

اگر كسی می خواهد به موفقیت برسد باید تلاشی توأم با ایمان به پیروزی داشته باشد. در كنار این موارد اگر شما بدانید كه چه می خواهید و در پی چه چیزی هستید می توانید در هر وضعیتی به موفقیت برسید. فراموش نكنید كه هرگز بدون زحمت چیزی عاید شما نمی شود.

برای رسیدن به موفقیت باید بهای آن را بپردازید، هرچند كه این هزینه در مقایسه با آنچه كه به دست می آوری بسیار ناچیز است.


از همین امروز شروع كن

برای رسیدن به موفقیت باید از همین امروز شروع كنید و قدر تك تك لحظات و كوچكترین فرصت های زندگی را بدانید. كسانی كه برای رسیدن به موفقیت منتظر لحظات جادویی می مانند هیچ وقت به آن نمی رسند. فراموش نكنید كه فرصت ها همیشه در جامه مبدل (گرفتاری یا شكست) به سراغ انسان ها می آیند. پس فراموش نكنید كه هر وقت در زندگی با مشكلی روبرو شدید با چشمان باز به اطراف نگاه كنید تا بتوانید موفقیتی كه در نزدیكی شما پنهان شده است را پیدا كنید. یك ضرب المثل ایتالیایی می گوید:« كسی كه منتظر زمان می ماند آن را از دست می دهد.» برای رسیدگی به چیزی منتظر آمدن آن نمانید، به سمت آن بروید. با چشمان باز خود مراقب تك تك لحظاتی باشید كه به سادگی از كنار شما می گذرند».


اگر اراده ای باشد راهی وجود دارد

برای رسیدن به موفقیت باید به تلاش خود بیفزایید. این مهم نیست كه شما در چه سن و سالی هستید. تفكر مسموم «دیگر دیر شده» را از خود دور كنید تا به شما ثابت شود برای كسی كه اراده ای در خود می بیند همواره راهی وجود دارد. تلاش و برنامه مناسب تنها چیزهایی هستند كه شما به آنها نیاز دارید. همواره به خود یادآوری كنید كه موفقیت از آن كسانی است كه ذهنیت موفق دارند و شكست از آن كسانی است كه بی تفاوت اجازه می دهند ذهن یت شكست در آنها نفوذ كند. یكی از ویژگی های مثبت استفاده از این تفكر این است كه وقتی به آن تسلط پیدا می كنید و دائما از آن استفاده می كنید بی اراده خود را در مسیر رسیدن به موفقیت در حال حركت می بینید. در این هنگام است كه شما موفقیت را با تمام وجود در آغوش می گیرد و از این موضع تعجب می كنید كه در این چند سال كجا بوده است!


هیچ وقت گول ا حساسات خود را نخورید

روزی شاگردی به دیدن استاد خود می رود و به او می گوید قدرت تمركز حواس ندارم و نمی توانم كارهایم را درست انجام دهم. استاد در جواب شاگردش به او می گوید: می گذرد، هیچ وقت به اكنون توجه نكن و به تلاش ادامه بده. همانطور كه قبلاً اشاره شد، رسیدن به موفقیت از روی شانس و اقبال نیست و همواره نیاز به تلاش دارد. در حقیقت زمانی كه هم به آن رسیده ایم باید برای حفظ آن تلاش كنیم وگرنه به زودی آن را از دست می دهیم.

منابع:

پیروزی آسان است، نوشته : مایک ویکت، مترجم: محمدرضا آل یاسین، انتشارات: یگانه

از کاه کوه نسازید، تألیف : دکتر ریچارد کارلسون، مترجم : سهیلا موسوی رضوی، انتشارات : نسل نواندیش

پنج راه برای تقویت قوای ذهنی

 

از زمانی كه دوره درس و تحصیل تمام می شود به این دلیل كه مغز كمتر با رقم ها و اطلاعات سروكار دارد، به نظر می رسد كه به تدریج توانایی های خود را از دست می دهد. دكتر رابرت ایستاك می گوید: " لازم است هر فردی، به همان شكل كه با فعالیت بدنی بر سلامت جسمی خود می افزاید، از طریق بكار گرفتن مغز توانایی های ذهنی خود را نیز افزایش دهد." توانایی های ذهن به تدریج، با سپری شدن عمر تحلیل می روند؛ زیرا از طریق پاسخگویی به تجربه هاست كه زنده و فعّال می مانند. اگر فردی از تجربه های ذهنی متعدد و متنوعی برخوردار باشد، روابط بین سلولهای عصبی در مغز او نیز بیشتر خواهد بود، در حالی كه اگر تجربه های ذهنی فرد محدود و معدود باشد، روابط بین سلولی كمتر برقرار شده یا این كه كاملاً قطع خواهند شد.

توصیه هایی جهت بالا بردن توانایی های ذهنی

1 – ذهن خود را به كار اندازید:

حل كردن جدول و معما ، بهترین راه برای گذراندن وقت است. دكتر استاك معتقد است كه در بین ارگانهای مختلف بدن ، مغز عضوی منحصر به فرد به شمار می آید ، زیرا عضوهایی مانند كبد و كلیه ها ، در اثر كاركردن زیاد و مستمر فرسوده خواهند شد اما مغز ، هر چقدر كه بیشتر فعالیت داشته باشد ، تواناتر و قوی تر می شود. به كار انداختن مغز و انجام بازی هایی مانند شطرنج بر شناخت و درك بیشتر مغز می افزاید. از طریق فعالیت هایی كه مغز را به كار می اندازند ، می توان به رشد سلول های عصبی تازه كمك كرد و با این وسیله ارتباط بین سلولهای عصبی در مغز حفظ شده و حتی افزایش خواهد یافت.2 – از گوش های خوداستفاده كنید: گوش دادن به موسیقی جریان خون در مغز را افزایش خواهد داد. به همین دلیل مخچه نوازندگان موسیقی از افراد دیگر بزرگتر است. خوشبختانه نیازی به استفاده از آلات و ادوات موسیقی نیست بلكه می توان با گوش دادن به موسیقی ، علاوه بر لذت بردن از آن ، قسمت هایی از مغز را نیز فعال سازیم. توصیه می شود هنگامی كه به سوی محل كار خود حركت می كنید به موسیقی مورد علاقه خود گوش كنید به این ترتیب هم به آرامش خواهید رسید و هم بر زیركی خود خواهید افزود.

3 – دست های خود را بكار برید: زمانی كه با ماشین تایپ می كنید یا این كه به رانندگی می پردازید یا حتی هنگامی كه شام درست می كنید ،  دستان شما بطور مداوم فرمان های رسیده از مغز را اجرا می كنند. در حقیقت هیچ بخشی از بدن بیش تر از دستها به مغز نزدیك تر نیست. به همین سبب ، هرقدر مهارت های سریع انگشتان افزایش یابد ، عملكرد و فعالیت مغز نیز بیشترخواهد شد. متأسفانه در جامعه (دنیای) ما بر مهارت های ظریف و دقیق انگشتان و اثر آنها بر مغز تأكید نمی شود. جراحان از این توانایی ، برخوردارند ولی افرادی چون وكلا، حسابداران یا مشاوران امور اجتماعی نیازی به مهارت های ظریف و دقیق انگشتان دست خود ندارند. برای مقابله كردن با این شیوه زندگی می توان به سرگرمی های سنتی پرداخت. از جمله قلاب بافی كردن، خیاطی ، ساختن مدل های مختلف كه از بخش های كوچكی تشكیل شده اند (مانند كشتی ، هواپیما و ...)

4 – به پاهای خود تكیه كنید: فعالیت و كاركردن ممكن است بتواند از وزن شما بكاهد اما می تواند  ذهن شما را نیز تواناتر كند. ورزش و تمرین های ایستاده سبب تقویت بخش تعادل مغز و مراكز هماهنگ كننده خواهد شد كه همگی به بالا بردن درك و شناخت فردی كمك می كنند.

دكتر رابرت استاك اظهار می دارد كه انجام تمرین هایی كه سبب حفظ تعادل بدن، انعطاف پذیری و نیروی پاها می شوند از اهمیّت زیادی برخوردارند. تمرین پیشنهادی او ورزش سنتی چینی به نام تای چی است كه به تقویت پاها و حفظ تعادل بدن كمك زیادی می كند.

5 – گذشته را زنده نگهدارید:یكی از رایج ترین و مهمترین شكایتهایی كه افراد بالاتر از 40 سال ، ابراز می كنند كم شدن یا حتی فقدان حافظه است. در حالی كه می توان به سادگی حافظه را تقویت كرد. دكتر استاك معتقد است كه با مرور خاطره های خوب گذشته از طریق مشاهده فیلم های خانوادگی ، آلبوم های عكس و مجله ها می توان به تقویت حافظه پرداخت. حتی وسایلی كه خاطره انگیزند مانند عطر مورد علاقه مادر، عینك یا خود نویس پدر بزرگ و ... می توانند به بهتر شدن حافظه كمك كنند. یادگاری ها و یادبودها می توانند ارتباط هایی را در مغز ایجاد كنند كه به راحتی و با مرور زمان از بین می روند، بنابراین فعالانه خاطره ها را زنده نگه دارید.

راز حافظه با اعداد

 

 

حافظه

حافظه نیرویی است که همه افراد در موقعیت های مختلف به آن نیاز مندند اما گاه چنین پیش می آید که اشخاص احساس می کنند در این حیطه دارای کارایی و بازدهی لازم و کافی نیستند . تمرین هایی که ما در این جا به شما ارائه می دهیم کمک می کند تا با استفاده از راهکار های مناسب بتوانید صحیح تر از حافظه خود بهره ببرید .

تکرار:  تکرار روشی برای انتقال اطلاعات از حافظه ی کوتاه مدت به حافظه ی بلندمدت است.

اگر مطلبی را یک بار بخوانید و از هیچ یک از روشهای تقویت حافظه نیز استفاده نکنید، آن مطلب تنها برای مدتی کوتاه درذهن شما باقی می ماند. یعنی آن اطلاعات در حافظه?ی کوتاه مدت شما ضبط می شود. ولی اگر آن اطلاعات را مدام تکرار کنید، آنها را از حافظه ی کوتاه مدت به حافظه ی بلندمدت تان منتقل می کنید و تا مدت زمان بیشتری قادر به یادآوری آن اطلاعات خواهید بود. این روش معمولاً تنها روشی است که دانش آموزان و دانشجویان برای یادگیری به کار می برند. اما روش های دیگر می توانند سرعت یادگیری شما را افزایش دهند.

اگر مطلبی را یک بار بخوانید و از هیچ یک از روش های تقویت حافظه نیز استفاده نکنید، آن مطلب تنها برای مدتی کوتاه درذهن شما باقی می ماند.

 اعداد: گفتیم که از طریق تصویر سازی، اطلاعات بهتر در ذهن می مانند. برای حفظ کردن اعداد باید آنها را تصویری کرد. یادگیری این روش حتماً شما را به هیجان می آورد چرا که بسیار کاربرد دارد. شما دیگر لازم نیست شماره ی تلفن دوستان تان را یادداشت کنید. با این روش قادر خواهید بود که 100عدد و یا بیشتر را به راحتی حفظ کنید و به همان ترتیب که حفظ کردید، آنها را تکرار کنید. در ابتدا باید برای هر عدد یک حرف از حروف الفبا و یک کلمه را، معادل قرار دهید.

عدد 1= (آ،أ،إ)- (آب)           عدد 2 = (د) – (در)          عدد 3= (س،ص)- (سیب)                     عدد 4 = (چ)- (چوب)

عدد 5= (پ)- (پول)            عدد 6 = (ش) – (شیر)    عدد 7= (هـ، ح)- (هویج)                       عدد 8 = (ت، ط)- (تیر)

عدد 9= (ن)- (نمک)           عدد 0 = (ف)- (فیل)

حال برای عدد «10» باید کلمه جدیدی که شامل حروف «آ،أ،إ» و حرف «ف» که معادل اعداد «یک و صفر »است، بسازیم. مثلاً «افعی».

با توجه به اینکه حروف «عین و یا» معادلی ندارند، بنابراین مساله ای ایجاد نمی شود.

10- افعی     11 - آلبالو       12 - آرد         13- اسب      14- جارچی     15- لامپ       16- قاشق       17- آهو                    

 18 - خیاط     19- انجیر       20- دف         21- دریا          22- دود           23- دیس       24- دل چرک    25- دیپلم   

26- دوش      27- دکه         28- دکتر       29- دوربین     30- سفیر        31- ساک       32- سد           33- سگ

34- سوئیچ    35- سوپ     36- سرشیر  37- مجسمه   38- سطل      39- سینی    40- چرخ و فلک  

 41- چای      42- چرم?دوز   43- چسب    44- چرچیل     45- چپق         46- چشم     47- مورچه        48- چتر 

49- چمن     50- پفک        51- پا            52 - پودر        53- پسر          54- پیچ         55- پیپ            56- پشم 

 57- پهلو      58- پتو          59- پلنگ      60- شوفر       61- شال         62- خورشید  63- شمسی    64- شک چی

65- شیپور   66- شمشیر  67- شبح      68- شتر          69- شتل       70- محفل     71- حمام          72- حدیث 

73- حصیر    74- هچل       75- هپلی     76- هوش        77- حبه          78- هتل       79- حلزون        80- تفکر   

81- کتاب     82- متد         83 - طلسم    84- تیزچرخ      85- توپ         86- ترشی    87- تله              88- توت

 89- تنور      90-فریاد        91- نجار          92- قند          93- نسیم     94- نچ(نه       )95- نپیر(نام جزیره ای است) 

96- گنجشک 97- نهر        98- تُت           99- نگین

برای اعداد 100، 200 و ... نیز می توانید تصویر سازی کنید. مثلاً معادل عدد 100 می شود صابون و معادل عدد 200 می شود داربست.

با توجه به اینکه کلمات فوق براساس روش مشخصی معادل اعداد فوق قرار گرفته اند، لذا حفظ اعداد و معادل آنها بسیار راحت است.

حال به این عدد توجه کنید 415263753164. آیا می توانید این عدد را در 10 ثانیه حفظ کنید. برای حفظ اعداد طولانی باید از سمت چپ دو رقم دو رقم، معادل اعداد را از طریق اتصال یا داستان سرایی به یکدیگر مرتبط کنید. بنابراین کلمات: چای، پودر، شمسی، هپلی، ساک و شک چی را از طریق داستان سرایی به هم متصل می کنیم.

مثلاً من چندین بسته چای را در پودر لباسشویی می ریزم و آن را می دهم شمسی خانم می خورد و تبدیل به یک آدم هپلی می شود و داخل یک ساک می برد و به خودش شک می کند.

 حفظ کردن سالنامه: به این عدد 12 رقمی توجه کنید:

415263753164 از سمت چپ هر رقم نماینده ی اولین شنبه ی هر ماه سال 1386 است. بنابراین اولین شنبه ی فروردین روز چهارم است و اولین شنبه ی اردیبهشت ماه روز یکم است و...

حال می توانیم با استفاده از سیستم تصویرسازی و اتصال بین عدد 4 (اولین شنبه) و فروردین ماه ارتباط بر قرار کنیم. مثلاً عدد 4 را با تصویر چوب می شناسیم. حال چوب را به فروردین ماه مرتبط می کنیم. مثلاً تصور می کنیم که در فروردین ماه شیرینی ها و آجیل ها را از چوب می سازیم.

آیا می توانید بگویید که سومین شنبه ی فروردین ماه سال 86 چندم فروردین است؟ با استفاده از روش  زیر می توانید به این جواب برسید:

(اولین شنبه 4)+ (دومین شنبه 7)+ (سومین شنبه 7)= روز هجدهم پس سومین شنبه ی فروردین 86 روز هجدم فروردین است.

حال آیا می دانید روز چهارم دیماه 1386 چند شنبه است؟

(اولین شنبه یکم است)+ (سه روز) = سه شنبه

پس روز چهارم دیماه سال 1386 سه شنبه است.

 

رازهایی برای کسب موفقیت و ثروت با اندکی اضافات

 

۱۲ روش تقویت حافظه

 

آيا تا به حال شده که در يک فروشگاه به کسي خيره شويد و در حاليکه تلاش مي کنيد نام او را بخاطر بياوريد، موفق نشويد؟ قطعا براي همه ما گاهي اين اتفاق افتاده است. هرچند مغز ما قوي ترين رايانه در سياره زمين محسوب مي شود اما اين رايانه قدرتمند نيز گاهي به خطا مي رود. ما انسان ها بيشتر وقت خود را صرف انباشتن چيزهاي مختلف و بي فايده به داخل مغزمان مي کنيم. مهم نيست مغز ما چقدر قدرتمند است، آنچه اهميت دارد اينست که بدانيم اين عضو نياز به جبران و احياي خود دارد تا بتواند قالب و توانايي خود را حفظ کند. پژوهشگران روش هاي مختلفي را براي سوپرشارژ کردن و افزايش کارآيي مغز ارائه کرده اند که در اين مطلب ساده ترين آنها ارائه شده تا هر فردي بتواند به محض احساس نياز، به آنها دسترسي داشته باشد و آنها را بکار بسته و از مزاياي آن بهره مند شود:
- بادام بخوريد: بادام حافظه را تقويت مي کند و اگر در ترکيب با شير قبل از رفتن به رختخواب و يا پس از برخاستن از خواب به هنگام صبح مصرف شود تاثير بهتري دارد.
- آب سيب بنوشيد: پژوهشگران دانشگاه ماساچوست لوول نشان داده اند; آب سيب توليد نوعي انتقال دهنده عصبي حياتي موسوم به استيلکولين را در مغز افزايش داده و از اين طريق قدرت حافظه را نيز تشديد مي کند.
- خوب بخوابيد: تحقيقات نشان مي دهد که حافظه بلند مدت در طول خواب با پخش مجدد تصاوير تجربه شده در روز تقويت مي شود.
- از تفريحات ساده لذت ببريد: استرس قدرت مغزي ما را تحليل مي برد. ذهني که در استرس گرفتار شده بيشتر منابع حافظه ما را مصرف مي کند و به اين ترتيب ذهني ضعيف و کودن براي ما باقي مي گذارد. سعي کنيد براي خود عادتهاي ساده تفريحي در طول روز تعيين کنيد تا بتوانيد به کمک آنها استرس را از ذهن خود پاک نماييد. برخي از اين تفريحات ساده و مفيد براي ذهن و بدن و روان عبارتند از: گوش دادن به موسيقي مورد علاقه، بازي با کودکان، قدرداني از ديگران، پياده روي، دوچرخه سواري و يا شنا به طور روزانه، کار کردن با يک وبلاگ و بالاخره شرکت در کلاس هاي يوگا و سلامت به طور روزانه.
- ذهن خود را ورزش دهيد: همانطور که ورزش جسمي براي بهره مندي از يک بدن قوي و سالم ضروري است ورزش ذهني نيز به همين اندازه حائز اهميت است تا بتوانيد ذهني تيز و فعال داشته باشد. آيا تا به حال توجه کرده ايد که چرا کودکان قدرت مغزي قوي تري نسبت به افراد بالغ دارند؟ چون کودکان ذهني بازيگوش دارند و يک چنين ذهني توان حافظه را بالا مي برد. براي رسيدن به چنين توانايي مي توانيد پازل يا جدول حل کنيد، در کارهاي گروهي داوطلب شويد، با ديگران تعامل کنيد، به يک سرگرمي مانند مطالعه، نقاشي يا حتي تماشاي پرندگان مشغول شويد، يک مهارت جديد يا يک زبان جديد بياموزيد.
- يوگا يا مديتيشن انجام دهيد: يوگا و مديتيشن استرس را تخليه مي کند. استرس قاتل حافظه است اما يوگا و مديتيشن با کاهش استرس، پايين آوردن فشار خون، کاهش سرعت تنفس، کاهش سرعت متابوليسم و آزاد کردن تنش از ماهيچه ها، ذهن را تقويت مي کنند.


- مصرف مواد قندي را کاهش دهيد: قند غذا نيست بلکه شکلي از کربوهيدرات است که يک انرژي واهي توليد مي کند. مصرف زياد مواد قندي باعث بروز علائم عصبي و رنج آور، ضعف حافظه و ساير اختلالات عصبي مي شود. غذاها را بدون افزودن شکر مصرف کنيد و از مصرف نوشيدني هاي شيرين يا مقدار زيادي شکر يا قند با کافئين پرهيز کنيد.
- از گندم سبوس دار استفاده کنيد: گندم سبوس دار حاوي لسيتين است. اين ماده مشکل سخت شدن سرخرگ ها را آسان مي کند و از اين طريق موجب بهبود عملکرد مغز مي شود.
- شب ها غذاي سبک بخوريد: خوردن غذاي زياد و سنگين در شب باعث بروز استرس طولاني مدت و احساسي به هنگام خواب مي شود. توصيه مي شود غذاي سنگين را در روز مصرف کنيد که بدن تحرک بيشتري دارد. شبها با خوردن غذاي سبک و ميوه يا سبزي مي توانيد خواب بهتري داشته باشيد. خواب خوب شب به معني تقويت قواي مغز است.
- قدرت تخيل خود را تقويت کنيد: يوناني ها اصل خيال پردازي را براي به خاطر سپردن همه چيز ياد مي گيرند. اين تکنيک احتياج دارد که فرد يک تخيل واقعي و رنگي را ايجاد کند که بتوان آن را به يک موضوع يا شي خاص ارتباط داد. اگر شما تمام حواس خود شامل لامسه، بويايي، چشايي، شنوايي و بينايي را درگير خيال پردازي کنيد مي توانيد جزئيات بيشتري از يک موضوع را به خاطر بياوريد. اين کار به تقويت حافظه شما کمک مي کند.
- خشم خود را کنترل کنيد: غذاهاي تهيه شده از آرد سفيد، مصرف زياد نشاسته يا نان سفيد مي تواند منجر به بروز حساسيت هاي عصبي شود. در نتيجه مصرف اين قبيل مواد غذايي پرخاشگري و برخي از رفتارهاي افسردگي را موجب مي شود. در عوض سبزي تازه بخوريد. آب زياد بنوشيد و يوگا يا مديتيشن انجام دهيد تا احساسات سمي مانند خشم و استرس از شما دور شود.
- ويتامين ب کمپلکس مصرف کنيد: اين ويتامين حافظه را تقويت مي کند. از غذا و سبزيجات غني از اين ويتامين مصرف کنيد. لازم به ذکر است که مواد غذايي نشاسته اي و نان سفيد تاثير مطلوب اين ويتامين براي حفظ سلامت حافظه را خنثي مي کند.

 

ذهن زيبا داشته باشيد !

 

تفکرمثبت

آمد به سرم از آنچه مي‌ترسيدم،

 بد به دلت راه نده،

 سعي کن  به چيزهاي خوب فکر کني،

 مرغ آمين در راه است،

 اين‌قدر گفتي تا بالاخره سرت آمد؛

 

 اينها جملات و عبارت‌هايي است که حاكي از اعتقاد ما به قدرت و تاثير افکار و جملات مثبت و منفي در زندگي است.

خيلي‌ها اعتقاد دارند قدرت تفکر بيشتر از آن چيزي است که ما تصور مي‌کنيم و هر چه در زندگي براي ما پيش مي‌آيد، نتيجه ي افکار و ذهنيات ما در گذشته است.

 شما چقدر به اين موضوع اعتقاد داريد؟

اگر عبارت Positive Thinking يا همان تفکر مثبت را در وب سايت جست‌وجوگر گوگل تايپ کنيد، حدود 4 ميليون مورد يافت مي‌شود. اين به اين خاطر است که صحبت‌کردن و نوشتن درباره ي اين موضوع بسيار راحت‌تر از انجام‌دادن آن است.

هيچ‌کس نيست که نداند تفکر مثبت خوب و مفيد است ، اما کمتر کسي پيدا مي‌شود که به ما بگويد چطور مي‌توانيم کنترل افکارمان را در دست بگيريم و مثبت فکر کنيم؛علتش هم اين است که اين يک موضوع معمولي و پيش‌پاافتاده است و آموزش و توضيح دادن درباره ي موضوعات عادي کار آساني نيست. شما هر وقت آن را ببينيد، آن را درک مي‌کنيد و هر وقت با آن مواجه شويد آن را انجام مي‌دهيد. به‌کاربردن موارد زير براي آنهايي که مي‌خواهند کنترل افکارشان را در دست بگيرند و بهتر و مثبت‌تر فکر کنند و از نتايج مثبت اين افکار در زندگي بهره ببرند، مفيد است.

 

افكار غيرارادي

پژوهشگران و محققان روان‌شناسي و علوم ذهني مي‌گويند بيشتر افکار و باورهايي که ما داريم، ناخودآگاه و غيرارادي است. پس ما چطور مي‌توانيم افکارمان را تجزيه و تحليل کنيم و متوجه شويم کدام بخش از اين افکار مثبت و کدام قسمت منفي است.

فکرکردن درباره ي افکار در زندگي پرسرعت اين دوره و زمانه کار آساني نيست. اما شما بايد از هر فرصتي براي اين کار استفاده کنيد. اگر مي‌خواهيد در زندگي موفق شويد و به خواسته‌هايتان برسيد، بايد اين کار را ياد بگيريد. شما بايد هر روز، زماني را براي فکركردن درباره ي برداشت‌ها و تفکرات شخصي‌تان از افراد و اتفاقات روزمره درنظر بگيريد.

بعد از مدتي از نتيجه ي اين کار بر احساسات و پيامدهاي مثبت آن در زندگي‌تان شگفت‌زده خواهيد شد. لازم نيست کار خاصي انجام دهيد؛ فقط کافي است وقت مشخصي را براي اين کار در نظر بگيريد و  به اتفاقات روزمره و افرادي که در طي روز با آنها برخورد داشته‌ايد، دقت کنيد. معمولا فكر مي‌كنيد قضاوت و احساس‌تان عادي و عادلانه  است اما با كمي دقت بيشتر، مي‌فهميد اين‌طور نيست و افکارتان منفي و مخرب است يا حداقل طوري است که به سمت افكار منفي و نتايج ناخوشايند گرايش دارد.

 

خواستن و تصميم‌گرفتن براي غلبه بر يک بيماري، کاهش وزن، رقابت با همکاران ديگر، به‌خاطر گرفتن ترفيع يا نگراني براي حفظ زندگي خانوادگي و رفع تضادها و مشاجرات، هيچ‌کدام افکار مثبتي نيستند و نتايج مثبتي هم در پي نخواهند داشت. در مقابل، فکرکردن به سلامت کامل ، کارمند وظيفه‌شناس‌بودن که لايق و شايسته ي ترفيع است و انجام‌دادن کارهايي براي داشتن خانواده‌اي شاد و سالم افکاري مثبت هستند. فکرکردن با اين سبک و تمايز قائل‌شدن بين افکار مثبت و منفي، کار آساني نيست و نياز به دقت، توجه و نگاهي ظريف و نکته‌سنج دارد. روزي يک يا 2بار براي اين کار زمان بگذاريد و افکار خود را با دقت مورد تجزيه و تحليل قرار دهيد تا مطمئن شويد در مسير درست قرار داريد.

 

منفي‌ها به نفع مثبت‌ها

براي درک بهتر مثبت‌ها بايد منفي‌ها را تجربه کرد. فرازو نشيب‌هاي زندگي هم مثبت‌اند و هم منفي يا حداقل مانند يک شمشير دولبه‌اند. ما مي‌توانيم تجربه‌هاي خوب و مثبتمان را با تجربه‌هاي تلخ و منفي مقايسه کنيم. ما خيلي راحت و آسان موقعيت‌هاي متضاد را با هم مقايسه مي‌کنيم و در برابر هم قرار مي‌دهيم؛ مثل موقعيت‌هاي متضادي چون ثروت و فقر، زشتي و زيبايي و دروغ و حقيقت. کمترکردن تمايل به تفکيک موقعيت‌ها به 2 گروه منفي و مثبت راه مناسبي براي رهايي از افسردگي نيست.

 

چند روز ابري و باراني باعث مي‌شود شما قدر روزهاي آفتابي را بدانيد. افراد موفق و مثبتي که در اطراف خود مي‌بينيد - قبل از اينکه موفق شوند و بتوانند کنترل افکارشان را در دست بگيرند و از نتايج مثبت آن بهره ببرند – بر افکار منفي زيادي غلبه کرده‌اند. آنها براي کسب موفقيت‌هايشان سال‌ها تلاش کرده‌اند. اين کار سخت و دشوار، يک فرايند تدريجي است؛ بنابراين صبور باشيد و لحظات گذر از شکست و ناکامي تا رسيدن به موفقيت را با صبر، دقت و حساسيت بيشتري پشت‌سر بگذاريد.

 

اگر درحال‌حاضر، يک فرد شکست‌خورده با افکار منفي هستيد، نااميد نشويد؛ فراموش نکنيد كه با افکار مثبت، مي‌توانيد خودتان را از اين موقعيت بيرون بکشيد. ممكن است همه‌چيز لزوما آن‌طور که شما فکر مي‌کنيد، نباشد. بنابراين بهتر است براي درک حقيقت، درباره ي موضوعات ساده و پيش‌پاافتاده‌اي که فکر مي‌کنيد درست است، دوباره فکر کنيد. يکي از مواردي كه بهتر است درباره‌اش فکر کنيد، نتايج کارهايي است که بر اثر تفکرات و ذهنيت‌هاي گذشته ي خود انجام داده‌ايد؛اگر از اين نتايج راضي نيستيد و مي‌خواهيد آنها را تغيير دهيد، ابتدا افکاري که آنها را به‌وجودآورده، شناسايي كرده و با افکار مثبت جايگزين کنيد.

 

شما به چيزهايي که مي‌خواهيد نمي‌رسيد؛ مگر آنكه چيزهايي را که دوست داريد، واقعا و از صميم قلب بخواهيد. درست است که پذيرش اين موضوع کسل‌کننده است ، اما خود را دست کم نگرفتن و کفران نعمت‌نکردن، درسي است که بايد ياد بگيريد.

 

اين موضوع راه بسيار خوبي براي تشکر و قدرداني از نعمت‌هايي است که داريد؛ حتي اگر خانه، شغل و پول نداريد، به خاطر داشتن دوستان خوب و سلامت خود شکرگزار باشيد. ممکن است در زندگي‌تان چيزهايي را نداشته باشيد اما شکرگزاربودن و قدرداني از داشته‌‌هاست که موجب مي‌شود چيزهاي بهتر و بيشتري به دست بياوريد.

فراموش نکنيد كه ما معمولا بهتر از آنكه تصور کنيم، کار مي‌کنيم و براي رشد و پيشرفت و رسيدن به کمال تلاش مي‌کنيم؛ اين شامل تلاش براي رسيدن به قدرت تفکر مثبت و بهره‌بردن از آثار مثبت آن هم مي‌شود. تنها زماني که ممکن است لازم باشد خودتان را سرزنش کنيد، زمان‌هاي غفلت و تنبلي و فراموش‌کردن تلاش و طولاني‌شدن استراحت و نااميدي است. تلاش کنيد به پيش برويد، پيشرفت کنيد و موفق شويد.

منبع : همشهري – با تغيير و تلخيص

همه انواع ذهن

 

همه انواع ذهن

بچه ای که نمی تواند تمرکز کند، توجه داشته باشد، به خاطر بیاورد، یک دقیقه ساکت بنشیند، درست نمی فهمد و موفق نمی شود، چه جور بچه ای است؟ احتمالاً می‌گویید اختلال کمبود توجه دارد یا ناتوانی یادگیری یا اختلال رفتاری دارد - اینها از جمله برچسب هایی است که ما روی دانش آموزان در حال کوشش خودمان می‌زنیم. اما برای دکتر مل لوین که دانش آموخته هاروارد و متخصص کودکان است اینها فقط عنوانهای نادقیقی هستند که گاهی اثر مخرب و ویرانگری دارند. دکتر لوین بیش از 25 سال است که درباره نحوه کارکردن مغز، به خصوص نحوه یادگیری و رشد کودکان تحقیق می‌کند. او که از همه این برچسب های بی مورد بیزار است، کارش را بر روی راز زدایی از مغز متمرکز کرده و امیدوار است که " به جای بچه ها، روی پدیده‌ها برچسب بزند. " او عقیده دارد که برای غلبه بر تفاوتهای یادگیری باید به معلمان، والدین و بچه‌ها آموخت که چطور نقاط ضعف و قوت نحوه فعالیت مغزشان را تشخیص بدهند، بفهمند و کنترل کنند. او برای این کار مرکزی تأسیس کرده است که به تربیت معلمان برای اجرای این برنامه می‌پردازد. این برنامه در حال حاضر در 500 مدرسه ابتدایی و راهنمایی در آمریکا اجرا می‌شود. برنامه شامل شناسایی هشت ناحیه فعالیت مغز، روشهای مداخله طراحی شده برای جلوگیری از برچسب زنی، کلاسهای خاص و آزمونهای اضافه روانشناسی است. هدف اصلی از همه اینها هم " پیوستن " آدمهاست.

 

هر کسی تفاوتهایی در یادگیری دارد.

وقتی معلم‌ها از این برنامه برمی گردند، اکثراً به همکاران خود می‌گویند که این آموزش، عمیقاً دیدگاههایشان را تغییر داده است. یکی از آنها می‌گوید: " همه آدمها تفاوتهای یادگیری دارند. اما در مورد بعضی بچه ها، این تفاوت مانع یادگیری می‌شود و دلیلش هم روش سنتی ما در تدریس است! " دکتر لوین این نکته را چنین توضیح می‌دهد که " بچه هایی در مدرسه خوب پیشرفت می‌کنند که ذهنشان در روبرو شدن با وظایفی که معمولاً با آنها برخورد می‌کند، " کانالیزه " شده است. مثلاً سهولت به یاد آوردن که در مدرسه به آن اهمیت می‌دهند. اما واقعاً چقدر از مشاغل به حافظه و یادآوری انبوه اطلاعات، آن هم در عصر کامپیوتر، احتیاج دارند؟ انگار برای موفقیت در مدرسه به حافظه بیشتری نسبت به حافظه مورئ نیاز شغل تان احتیاج دارید! " محققان مغز عقیده دارند که فهمیدن تفاوتهای یادگیری می‌تواند حتی موجب پرورش ستاره های علمی شود. در واقع بچه هایی که در مدرسه با ما کلنجار می‌روند، پیغامی درباره نحوه یادگیری همه بچه‌ها به ما می‌دهند.

 

هیچ کس ذهن کامل ندارد.

خود دکتر لوین هم از این مشکلات دارد. وقتی دنبال یک مداد گمشده می‌گردد که یک دقیقه همین جا بوده است به مشکلاتش در جمع و جور کردن اشیا می‌خندد و می‌گوید: " این یک ضعف است. اما هیچ کس ذهن کامل ندارد. در واقع همه ما - درست 100% مردم - نوعی از ناکارایی رشد عصبی را تجربه کرده اند. خوب این یعنی چه؟ مثلاً شما دارید شام می‌خورید و ناگهان به چاقو احتیاج پیدا می‌کنید. بلند می‌شوید و به آشپزخانه می‌روید و رو به روی کشو می‌ایستید. ناگهان نمی توانید به یاد بیاورید چرا آنجا ایستاده اید. این ناکارایی در حافظه کوتاه مدت - نوعی از " از کارافتادگی فعالیت " - است. انواع رایج دیگری هم هستند که شاید نشود به این راحتی روی آنها اسم گذاشت و آنها را فهمید. دکتر لوین و همکارانش هشت ساخت یا جنبه برای فعالیت مغز مطرح کرده اند که عبارتند از: توجه، زبان، حافظه، فعالیت حرکتی ظریف و زمخت، ترتیب دهی فضایی، ترتیب دهی زمانی - توالی، شناخت سطح عالی و شناخت اجتماعی. هر کدام از این ساخت‌ها زیر مجموعه های خاصی دارد. موارد ضعف و قوت ذهن، پرونده رشد عصبی هر فردی را تشکیل می‌دهد. اما این ساخت‌ها در سنگ حک نشده اند. اینها تنها راهی کارا، ولی ناکامل، برای طبقه بندی کارهای چیزی به پیچیدگی مغز هستند.

 

درس لغت معنی

یکی از فعالیت های این مدرسه تربیت معلم، درس لغت معنی برای آموزشگران است. آنها سعی می‌کنند لغاتی پیدا کنند که دقیقاً رفتار خاصی - یعنی همان پدیده ای که معلم هر روز مشاهده می‌کند - را توصیف کند. مثلاً بچه ای را در نظر بگیرید که دایم خشن و پرخاشگر است و بدون قصد خاص مدام احساسات هم کلاسی هایش را جریحه دار می‌کند. ممکن است معلم‌ها بدون فهمیدن انگیزه های پشت رفتار بد بچه، او را " غیر قابل کنترل " بدانند. اما اگر معلم‌ها بااستفاده از مشاهده دقیق مهارت‌ها و واژگان جدید، کشف کنند که اختلال کودک در مهارتهای پیش بینی یا توانایی او در پیش بینی نتیجه اعمال است، چیزی برای کار کردن در دست خواهند داشت. از آنجایی که مهارتهای پیش بینی در هنگام خواندن یک داستان یا نوشتن انشا تمرین می‌شود، تمرکز بر چنین فعالیت هایی ممکن است به کودک در به مهارت رسیدن و کسب مهارتهای اجتماعی دیگر، کمک کند. استفاده از لغت هایی که نامأنوس به نظر می‌رسند برای بیرون کردن و ترساندن دیگران نیست. بلکه برای آن است که معلمان، والدین و دانش آموزان با هم و دقیقاً روی نقطه خاصی کار کنند که ناحیه مهارتی ای است که برای بچه مشکل درست کرده است.

 

دخالت در ناتوانی ها

یک معلم پایه راهنمایی استراتژی های ساده برنامه را برای تشخیص حوزه های مشکل ، به خصوص در مورد کنترل توجه و ظرفیت حافظه، مفید یافته است. مثلاً مشخص کردن مفاهیم مهم در یک اورهد، کپی کردن و پخش کردن ورقه های اورهد و درخواست مشخص کردن همان مفاهیم از بچه ها، می‌تواند به خصوص به بچه های مشکل دار فرصت دوباره بدهد. معلمان خوب از قبل از چنین تمرینی استفاده می‌کردند، اما حالا یک هدف روشن و خاص دارند یعنی می‌دانند دارند روی سهولت کدام کارکرد مغز کار می‌کنند. بنابراین، آموزش دهنده ها، فعالیت های یادگیری ای را طراحی می‌کنند که به بچه کمک می‌کنند با انجام آن روی نقطه ضعف خودش کار کند. مثلاً یک معلم ریاضی چنین تجربه ای دارد: " یک بار تمرینی با بیست مسأله طراحی کردم که شامل جمع، تفریق، ضرب و تقسیم بود. بعد اول از یک بچه خاص خواستم که مسائل جمع را به یک رنگ و مسایل تفریق را به رنگ دیگری و ... مشخص کند. قبل از شروع به حل مسأله این کار را انجام داد. اگر موفق نمی شد ورقه را پس می‌گرفتم و می‌دیدم که در این کار اشتباه کرده است. آن هم به این دلیل ساده که مثلاً نمی توانسته فرق بین علامت ضرب و جمع را تشخیص بدهد.

 

"یادگرفتن درباره یادگرفتن

فقط معلم‌ها نیستند! بچه‌ها و والدین آنها هم باید یاد بگیرند. در واقع برنامه‌ها و طرح درس هایی وجود دارند که دانش آموزان را به درک نحوه فعالیت مغز علاقه مند می‌کنند و تشویقشان می‌کنند که درباره نحوه کار مغز، مهارتها و راه های بهتر یادگیری شان فکر کنند. بچه‌ها هم با همان هشت اصطلاح اصلی، ولی به نحوی ساده و بچه فهم، کار می‌کنند و این بسیار جالب است که از بچه ای کلاس پنجمی بشنوید که در " آگاهی فونولوژیک " یا " خود دیده بانی " مشکل دارد. و جالب تر آن است که بچه‌ها می‌فهمند که " من نقص عمده ای ندارم. من عقب مانده نیستم. من کند نیستم! " جداسازی و شناسایی نقاط قوت هم مزایایی دارد: مثلاً نه تنها باعث افزایش اعتماد به نفس می‌شود، به بچه‌ها کمک می‌کند تا با استفاده از این نقاط قوت، مشکلات دیگر خود را حل کنند. مثلاً اگر بچه ای در ریاضیات مشکل داشته باشد، می‌تواند از توانایی های کلامی یا هنری اش در حل مسأله استفاده کند. مثلاً نمودار بکشد یا راجع به مسأله داستانی بنویسد. دکتر لوین اعتقاد دارد که :" این خوب است . بچه هایی که به انجام کاری علاقه ندارند، نباید آن را لزوماً به همین شیوه ای انجام بدهند که بچه هایی که با علاقه کار می‌کنند، انجام می‌دهند." بچه‌ها در عاقبت این احساس را دارند که حتماً نقاط قوت خاصی دارند، نقاط قوتشان رسمیت دارد. می‌توانند از مهارتهایشان استفاده کنند. به قول دکتر لوین :" بچه‌ها نیاز دارند که در یاد گرفتن درباره یاد گرفتن یاد بگیرند."

 

جنیفر پرسکات / ساناز فرهنگی

 

مثبت بیاندیشیم

 

مثبت بیاندیشیم

 

 

اطلاعاتی بیشتر درباره مغز انسان و اهمیت خودپنداری مثبت

خودپنداری و تصویری که ما از خود درذهن مجسم می‌کنیم راهنمای اصلی عملکرد ما در زندگی است. اگر این تصویر را تغییر دهیم شخصیت و طرز رفتار ما تغییر خواهد کرد. دکتر ماکسول مالتز جراح پلاستیک معروف و نویسنده کتاب روان شناسی تصویر ذهنی می‌گوید: "مهمترین کشف روان شناسی در قرن اخیر، کشف خودپنداری و اهمیت آن بود.

" مغز ما درست مانند یک کامپیوتر است شما از ورودی هر کامپیوتر هر چه را که وارد کنید باید انتظار داشته باشید که خروجی شما تشکیل شده باشد از همان اطلاعات ورودی، پس اگر ما اندیشه های منفی را وارد مغز خود بکنیم آنها را مانند یک فرمان می‌پذیرد. اگر شما به این نتیجه برسید که ناتوان و شکست خورده اید مغز شما این را مانند یک فرمان و دستور تلقی کرده و به تمامی اعضای بدن شما از غدد گرفته تا دستگاه گردش خون و تنفس و سیستم حرکتی فرمان می‌دهد که خود را با فرمان شکست تطبیق داده و مطابق آن عمل کنند و این شما را وارد یک حلقه معیوب می‌کند که نتایجی دائماً بدتر و بدتر برایتان حاصل می‌کند. در حالی که پیروزمندان با دادن فرمان پیروزی، تمامیت وجودی خود را به سمت پیروزی نشانه می‌روند. امروزه ثابت شده که تفکر ما مستقیماً بر سیستم بدن ما موثر است یعنی به محض آنکه ما فکر منفی و ذهنیت بدی داشته باشیم عملکرد غدد درون ریز بدن و همین طور دیگر ارگانها، از این ذهنیت تبعیت می‌کنند و با اختلال در عملکرد طبیعی هورمون‌ها و مواد ضد استرس و هیجان در بدن، ما به افسردگی و احساس منفی شدیدی دچار می‌شویم و در این سیر به جسم خود نیز ضربه می‌زنیم.

شاید بتوان گفت که کامپیوتر یا رایانه عبارت از سطح نیمه هشیار ذهن است که دستگاه کنترل خود کار بدن ما است و اعمالی مانند کنترل تنفس، ضربان قلب و جمع کردن اطلاعات در بانک حافظه را بر عهده دارد. بیلیون‌ها اطلاعاتی که به بانک حافظه رایانه داده می‌شود همان جا نگهداری می‌شود و هیچ کدام نمی توانند از این حافظه پاک شوند و این را دو جراح به نام های دکتر پن فیلد و دکتر روبرت در موسسه بررسی بیماری های عصبی در مونترال نیز ثابت کردند. آنها نشان دادند که با تحریک سلول های مغز، صفحه های گذشته با همان شدت و با همان صداها، رنگ‌ها و بوها در بیماران مجدد زنده می‌شود. در هر لحظه از زندگی، ما برنامه ای به رایانه خود می‌دهیم که به نفع یا ضرر ما انجام دهد. رایانه تنها وظائفی را که ما برایش تعیین کرده ایم به خوبی انجام می‌دهد و تنها کار او، پیروی از دستورات ماست.

دانشمندان اتفاق نظر دارند که سیستم عصبی انسان نمی تواند فرق بین یک رویداد واقعی و تخیلی را به طور روشن و با ذکر اختلافات جزئی آنها بیان کند. پس بسیاری از تصمیمات روزمره ما نه بر اساس حقایق و واقعیات بلکه بر اساس اطلاعاتی گرفته می‌شود که رایانه ما آنها را به عنوان اطلاعات حقیقی به ما تحویل می‌دهد در حالی که بسیاری از این اطلاعات توهمی بیش نبوده و تنها تفاسیری غلط از حقایق هستند و در نتیجه منجر به تصمیم گیری غلط از حقایق می‌شوند.

 

RAS یا سیستم فعال کننده مشبک (Reticular Activating System)

این سیستم تشکیلات تورینه ای است به اندازه یک چهارم سیب در مغز انسان که وظیفه آن پالایش اطلاعات بخصوصی از میان اطلاعاتی است که به ما می‌رسد. مثلاً اگر شما یک ماشین جاگوار قدیمی بخرید، پس از آن وقتی به خیابان می‌روید دائماً ماشین هایی از نوع ماشین خود می‌بینید. گویی جاگوارها در سطح شهر بیشتر شده اند. در صورتی که چنین نیست. تنها سیستم RAS شما ماشین های جاگوار را از میان انبوه ماشین های دیگر برمی گزیند و به رایانه شما وارد می‌کند. وظیفه RAS نیز همین انتخاب و گزینش اطلاعات است از میان محیط و نتایج عملکردهای شما، با توجه به آنچه شما می‌خواهید.

مثلاً اگر تصمیم گرفته باشید که فکر کنید همه چیز در دنیا خراب است و یا شما آدم بدشانسی هستید، RAS مشغول جمع آوری شواهدی مبتنی بر بدشانسی شما از محیط می‌شود و سپس آنها را در اختیار رایانه ذهن شما قرار می‌دهد تا آن هم به روش خود به شما ثابت کند که حق با شما است و واقعا بدشانس هستید. در حالی که پیروزمندان به RAS وظیفه متفاوتی واگذار می‌کنند. RAS آنها شواهدی مبتنی بر هوشمندی، توانمندی، موفقیت و قدرت آنها را از محیط بر می‌گزیند تا به آنها ثابت کند که پیروزند.

پس می‌بینید این که شما احساس پیروزی و شکست کنید به طور کامل در دست خود شما است و تنها بستگی به چگونگی برنامه ریزی رایانه ذهن توسط خودتان و تصمیم هایی دارد که با توجه به اطلاعات ریانه خود می‌گیرید. پس شما هم می‌توانید به پیروزمندان بپیوندید فقط کافیست بخواهید.

 

نتایج علمی

انسان های موفق خودپنداری خود را کنترل کرده و اطلاعات رایانه خود را همان طور که می‌خواهند تغییر می‌دهند. آنها دنیای خود را وسعت می‌بخشند و می‌دانند که اضطراب، خصومت، غم و اندوه عوامل منفی هستند و تخریب کننده تصورات خلاق و سازنده می‌باشند. آنها می‌دانند که رایانه آنها فرقی میان من حقیقی و آن کسی را که من می‌خواهم باشم قائل نیست.

دانشمندان دریافته اند وقتی که ما خود را لبریز از خودپنداری مثبت و تفکر مثبت می‌سازیم ماده ای در مغز ما ساخته می‌شود به نام اندروفین که توسط جریان خون به تمامی بدن منتقل می‌شود و احساسی از وجد و شادی وصف ناشدنی در ما پدید می‌آورد. پیروزمندان پیوسته با نشاط، پرانرژی و سرزنده اند زیرا با داشتن تفکرات مثبت پیوسته مسرور از ترشح مداوم اندروفین در سیستم حیاتی خود هستند. پس اجازه ندهیم تحت هیچ عنوان تفکرات منفی و تصور شکست به ذهن ما راه یابد!

در این روزها مبادا به توهمات منفی اجازه دهید که رایانه شما را آ لوده سازند. شاید یادآوری این نکته لازم باشد که هنوز هم جامعه بهترین پاداش های خود را به بهترین های خود هدیه میدهد و این بهترین‌ها نوابغی هستند که نبوغ آنها استعداد فراوانی است که در تلاش کردن و پشتکار از خود بروز می‌دهند.

این عبارت را که گفته یکی از انسانهای موفق قرن ماست از خاطر نبریم : "از تحصیلات، کاری در جهان ساخته نیست زیرا دنیا پر از انسان های تحصیل کرده ولی شکست خورده و ناامید است. از استعداد هم کاری در جهان ساخته نیست زیرا انسان های با استعداد فراوانی وجود دارند که مأیوس و شکست خورده اند. حتی از نبوغ هم کاری ساخته نیست زیرا اصطلاح "نابغه آس و پاس" تقریبا به شکل یک ضرب المثل درآمده است.

تنها چیزی که کیفیت حقیقی زندگی انسان‌ها را مشخص می‌سازد همانا مفهوم طلایی پشتکار است." در پایان نیز اگر شما حتی تا این لحظه تلاشی شایسته برای دستیابی به هدف خویش صورت نداده اید این پیام ما به شماست که هیچ گاه دیر نیست زیرا "هر جا که اراده ای هست راهی هم هست.

 

" برگزیده از مقاله " موفقیت تحصیلی و بهره گیری از تمام مغز برای مطالعه" نوشته دکتر آیدین پورمسلمی

چگونه به آرامش ذهنی دست یابیم؟

 


هر که هستید و هر کجا زندگی می‌کنید آرامش را به زندگی خود دعوت کنید و آن را درذهن خود جایگزین سازید. اگر کلام و رفتار شما قرین آرامش باشد، بدون شک این ویژگی به دنیا‌ی اطراف شما نیز سرایت خواهد کرد.

به خاطر داشته باشید برای رسیدن به این وضعیت ، لازم است برخی قابلیت‌های ویژه را در خود پرورش دهید و شرایط خاصی را در زندگی خویش ایجاد نمائید.

هرگز امید را از کسی سلب نکنید، شاید این تنها چیزی باشد که دارد .

رعایت نکات زیر مقدماتی است که به شما کمک می‌کند در این مسیر گام بردارید:


1- یاد بگیرید که گاه مسائل را رها سازید.

بدین معنا که به هر مسئله‌ای دائماً گره نخورید. وقتی همیشه و همه جا در فکر مسائل خود هستید و به مرور آنها می‌پردازید، در واقع همیشه بار اضافه‌ای را با خود حمل می‌کنید که این خود سبب ایجاد اضطراب و استرس در شما می‌گردد. بیاموزید که با یک ذهن رها و آزاد زندگی کنید. این امر به شما کمک می‌کند که با هر محرک کوچک و یا مانع جزئی آشفته نشوید.


2- به خود و خدای خود ایمان داشته باشید.

اگر به خود و خدای خود ایمان داشته باشید، به راحتی از عهده مشکلات زندگی برخواهید آمد . و ثابت قدم و مطمئن در راه رسیدن به اهداف خود گام خواهید برداشت.


3- مثبت اندیش باشید

اگر دیدگاه مثبت اندیشی نداشته باشید، همه‌چیز می‌تواند بی‌فایده و بی‌ثمر باشد. داشتن نگرش مثبت و امید، بهترین سلاح در مقابل ترس و اضطراب است.


4- نسبت به انتظارات و برنامه‌ریزی‌های خود، واقع بین و منطقی باشید.

توانائی‌های خود را در موقعیت‌های خاص بشناسید و نسبت به عدم توانائی‌ها و ضعف‌های خود واقع بین باشید. هر چقدر نگرش شما نسبت به مسائل زندگی منطقی‌تر باشد، به آرامش بیشتری دست خواهید یافت.


5- نسبت به انسان‌ها، عشق بی‌قید و شرط خود را نثار کنید.

شما می‌توانید از دوستان، هم اتاقی‌ها و هم‌ کلاسی‌های خود شروع کنید. یاد بگیرید که آنها را بدون قید و شرط دوست بدارید، در مقابل ضعف‌های آنها صبور باشید و خطاها و اهمال کاری‌هایشان را ببخشید. هر چقدر نسبت به دیگران بخشش بیشتری داشته باشید، احساس شادی و خرسندی بیشتری را تجربه خواهید کرد.


6- معنای فداکاری را لمس کنید.

دست بخشش داشته باشید. ولی انتظار بازگشت نداشته باشید. دیگران را به شیوه‌های خودشان خوشحال کنید. به افراد بی‌پناه، یتیم و فقیر کمک کنید. برای آنهایی که خواهان یاری شما هستند پشت و پناه باشید و بدون آنکه منّتی بر آنها نهید ، تکیه‌گاهشان باشید. هر چقدر بیشتر ببخشایید، از الزامات و قید و بندها بیشتر رها خواهید شد.


7- افکار خود را بازسازی کنید.

در افکار و عقاید خویش نسبت به شخص خود، بازنگری کنید. بیاموزید در مقابل خویشتن صبور باشید و ارزش‌ها و استعدادها و مهارت‌های خود را ارج نهید. خود را بدون هیچی قید و شرطی دوست بدارید. هر گونه ترس و تردید غیرمنطقی که در مورد خود دارید کنار بگذارید. اگر دیدگاه مثبت و سالمی را در مورد خود داشته باشید یاد خواهید گرفت که خود را بدون قید و شرط قبول داشته باشید.

باور هایی برای زندگی بهتر!

باور هایی برای زندگی بهتر!

زندگی

برای رسیدن به آرامش و موفقیت و احساس و حال خوب، کلمات و عباراتی که در ذهن و زبان تکرار می‌شوند، نقشی اساسی دارند. کلمات و عبارت‌هایی که یادآور ناراحتی‌ها، بدی‌ها، مشکلات، غم‌ها، ناکامی‌ها و ... هستند، روح و ذهن ما را به سرعت آلوده می‌کنند و قدرت و اعتماد به نفس‌مان را به شدت کاهش می‌دهند. در چنین شرایطی، دیدن جنبه‌های مثبت خود ، اطرافیان و محیط ، برای‌مان دشوار می‌شود و برای تسلط بر شرایط و احساس موفقیت، به انرژی روانی نیاز خواهیم داشت. توجه به مثبت‌های جزئی زندگی خود و دیگران، این انرژی روانی را در ما تامین نموده و قدرت غلبه بر مشکلات و موانع را به ما هدیه می‌کند.

کلمات و عبارت‌هایی که یادآور ناراحتی‌ها، بدی‌ها، مشکلات، غم‌ها، ناکامی‌ها و ... هستند، روح و ذهن ما را به سرعت آلوده می‌کنند و قدرت و اعتماد به نفس‌مان را به شدت کاهش می‌دهند.

به همین دلیل، در زیر، عبارت‌ها و تکیه کلام‌هایی آورده شده است که در صورت خواندن مکرر و تکرار مداوم آنها، در ذهن نقش بسته و خود به‌خود ، تحولات جالبی را پدید می‌آورند و جای افکار منفی ذهن را گرفته و احساس خوب و اعتماد به نفس ایجاد می‌کنند:

- من به جای فکر کردن به افتادن‌ها، به بلند شدن فکر می‌کنم.

- در هر مشکل و مانعی، سوال طلایی ذهنم این است که: «خدایا تو بهترین راه‌های حل این مشکل را چگونه به من نشان می‌دهی، از تو سپاس‌گزارم.»

- من موانع و مشکلات را هدیه‌ی خدای مهربان برای بزرگ و وسیع شدن خودم می‌دانم.

گل

- به نظر من، زندگی یعنی رودررویی شجاعانه با موانع و چشیدن لذت موفقیت.

- من در هر حادثه‌ای، به علت‌های آن توجه می‌کنم.

- من مسوولیت کامل رفتارهای خود و زندگی‌ام را می‌پذیرم.

- من در هر مشکلی، به  خطاهای خود توجه می‌کنم و به سرعت آنها را اصلاح می‌نمایم.

- من در مشکلات، بسیار صبور و در موفقیت‌ها، بسیار سپاس‌گزار و شاداب‌ام.

- من هر روز متولد می‌شوم و تولدم را جشن می‌گیرم.

- من با توجه به زیبایی‌ها و خوبی‌های کوچک فراوان، نگاهم را زیباتر می‌کنم.

- خداوند مهربان در همه‌ی مکان‌ها و زمان‌ها و شرایط ، حامی من است.

- من بارهای زندگی‌ام را به خدا می‌سپارم و خود را سبک می‌کنم.

من با اهمیت دادن به زیبایی‌های طبیعت، مردم و خودم، به خداوند مهربان عشق می‌ورزم.

- دنیا زیباست چون خداوند در آن حضور دارد.

- بدی‌ها و خوبی‌ها، زشتی‌ها و زیبایی‌ها، راحتی‌ها و سختی‌ها، گل‌ها و خارها، شکست‌ها و موفقیت‌ها همیشه با هم‌اند.

زندگی

- من با بزرگ کردن لحظه‌های خوب و موفقیت‌های خود و دیگران، انرژی زیادی برای غلبه بر مشکلات پیدا می‌کنم.

- خطاها و ناکامی‌ها من، پل‌های پیروزی‌ام هستند.

- من شاداب و سرحال هستم.

- من عاشق دنیا، خوبی‌ها، زیبایی‌ها و خداوند مهربان هستم.

- من در مشکلات، لبخند قدرت را فراموش نمی‌کنم.

- من جسور و مقاوم هستم.

- من سالم و سرحال و شگفت‌انگیز هستم.

- من سپاس‌گزار نعمت‌های بی‌شمار خدای رحمان هستم.

- من قدردان کوچک‌ترین کار خوب دیگران هستم.

- آینده‌ی من، بسیار روشن و موفقیت‌آمیز است.

 

برگرفته از مجله شادکامی

 

تصویر ذهنی خوبی از خود بسازید

 

هر چقدر پس انداز خود را انباشته کنید، به همان میزان از حساب ذهنتان برداشت خواهید کرد. همه ما پیش از به اجرا در آوردن برنامه های زندگیمان مدت ها آن را در ذهنمان پرورش می دهیم و حتی چه بسا سال ها تصویر کاری را در ذهنمان نگه می داریم تا شرایط موافق پیش آید و آن را عملی سازیم.

اغلب افراد می پرسند: «بعد از آنکه درباره آرزو و هدف مورد نظرم فکر کردم، دیگر چه کار باید بکنم» پاسخ بسیار ساده است. شما باید تمام کارهایی را که برای تحقق آرمان خود لازم می دانید انجام دهید. این را بدانید اعمال ما پاسخ و واکنش اتوماتیک تحرکات عمیق روح و احساس و اعتقادات باطنی ما می باشد.

 برای دور کردن ترس و هراس از خود ، حواستان را خوب جمع کنید و فکر خود را بر روی مشکلتان خوب متمرکز نمایید و سعی کنید با شعور روشن خود مشکلتان را حل کنید و چنین تصور کنید که مشکلتان حل شده و از این بابت احساس شادی و شعف می کنید.

اما برای داشتن یک تصویرذهنی خوب چندین شرط لازم است که در زیر به آنها اشاره مختصری خواهیم داشت.

تلقین: تمام اعمال و رفتار ما نتیجه افکارمان می باشد، به عبارتی «فکر» پیش از «رفتار» به حرکت در می آید. البته اگر هدف مشخص باشد، راه های رسیدن به آن نیز مشخص خواهد بود. ایمان به هدف و سپردن آن به ذهن باعث می شود که ضمیر ناخودآگاه به راه ها و وسائل نیل به آن هدف توجه بیشتری نشان بدهد. با شناسایی عملکرد روح و ذهن خود به این نتیجه می رسید که خود تنها منجی خویش هستید و سرنوشتتان بستگی به طرز فکر و احساستان دارد و سلامتی، تندرستی را برایتان به ارمغان خواهد آورد. فکر بی نیازی، غنا و ثروت، تلقینات و افکار بد، شادابی و تحرک را از شما می گیرد و با افسردگی  و خمودگی مبادله می کند. یک تلقین منفی (مثلاً فقر) به خودی خود قدرت ندارد، اما قدرت واقعی در فکر و احساس شخص قرار دارد. باید ذهن را از باورهای نادرست، ترس  و  اضطراب ، شک و وسواس  پاک کرد و شادمانی و موفقیت  و امید  و آرامش  را به سر راه داد.

گذشته را به دست فراموشی بسپارید، همه ما در زندگی شکست هایی داشته ایم و چه بسا سختی ها و ناکامی های زندگی چنان به ما فشار آورده اند که ما را به طور کلی از زندگی ناامید کرده اند. گاهی اوقات صبر بهترین درمان است. به خاطر داشته باشید که بیشتر کارها به زمان احتیاج دارد. گذشت زمان تلخ ترین شکست ها را به یک پیروزی شیرین تبدیل کرده است. اگر به وجود یک عقل کل که تمام کائنات را می گرداند، باور داشته باشیم، این حقیقت بزرگ را از یاد نخواهیم برد که قانون هستی تمام افراد بشر را به نحوی مورد حمایت و پشتیبانی قرار می دهد و بنابراین نباید هیچ هراسی از بابت شکست، ورشکستگی، بیماری و غیره داشته باشیم. ما برای حل مشکلات  و مسائل زندگی خود باید کار خود را به قدرت روحی و عقل خویش بسپاریم. بنابراین هر روزی که به مشکلی برخوردید، این جمله را پیش از خواب با خود تکرار کنید و آن را به ضمیر باطن خویش بسپارید: «من در نهایت آرامش به خواب می روم. من این کار را به عقل و خردم می سپارم و خود او جواب را پیدا خواهد کرد.» پس از آن راحت  بخوابید. هیچگاه با پیدا شدن کوچکترین مشکلی در زندگی ناامید نشوید. فراموش نکنید که خورشید از پس ابرهای تیره سر از افق بر خواهد آورد و همه جا را تابناک خواهد کرد.

در ضمیر خود شادی و امید را جای دهید.

همیشه این نکته را به خاطر داشته باشید که بانک ضمیر باطن ما سود کلانی بابت سرمایه گذاری به شما خواهد داد. اما شاد ی، عشق ، آرامش ، مهربانی، راستگویی و صفات پسندیده سرمایه های شما در این بانک هستند. هرگاه خواستید برای مشکلتان راه حلی بیابید، درباره آن خوب فکر کنید و البته سعی کنید افکارتان مثبت باشد نه منفی. بیشتر ترس و هراس ما در زندگی ناشی از برداشت غیر اصولی و ناصحیح ما از مسائل زندگی است.

 گاهی اوقات صبر بهترین درمان است. به خاطر داشته باشید که بیشتر کارها به زمان احتیاج دارد.

بنابراین برای دور کردن ترس و هراس از خود ، حواستان را خوب جمع کنید و فکر خود را بر روی مشکلتان خوب متمرکز نمایید و سعی کنید با شعور روشن خود مشکلتان را حل کنید و چنین تصور کنید که مشکلتان حل شده و از این بابت احساس شادی و شعف می کنید.

ایده های نو و مثبتی در زندگی داشته باشید

ضمیر باطن انسان پر از طرح ها و نقشه هایی است که آماده است تا به درخواست شخص آن را از اعماق ذهن او به سطح شعور بیاورد. در این فرآیند با وجود هرگونه دگرگونی و تغییرات خارجی، ضمیر باطن به فعالیت خود ادامه می دهد. بنابراین اگر در ضمیر باطن خود ایده ثروت  را جای دهید، یقین داشته باشید هرگز محتاج پول نخواهید شد. اگر فکر می کنید که پول ندارید و یا گرفتاری مالی پیدا کرده اید، زمین و زمان را محکوم نکنید و بدانید که تنها خودتان مانع عبور آزادانه افکار و ایده های مثبت در  ذهن و ضمیر خود شده اید. باید بدانید که می توانید این موانع ذهنی را از سر راه بردارید و به جنگ مشکلات زندگی بروید.

نیمه پر، نیمه خالی

 

لیوان

 ذهن آدمی کارگاه تولید فکر است که از منبعی به نام ضمیر ناخودآگاه سرچشمه می‌گیرد.ضمیر ناخود آگاه نمی‌تواند خوب را از بد ، و درست را از غلط تشخیص دهد ولی چنان قدرتی دارد که اگر از آن غافل شویم می‌تواند سرنوشت ما را به دست گرفته و آن را به هر جایی که دوست دارد ببرد.

 

در حقیقت نوع و کیفیت افکار و اندیشه ی آدمی سازنده ی نوع و کیفیت زندگی اوست، اندیشه‌ی زیبا و مثبت می‌تواند بهشتی در زندگی انسان بسازد، همچنانکه اندیشه‌ی منفی و یاس‌آور می‌تواند جهنمی در زندگی او خلق کند. انسان‌ها همان خواهند شد که در اندیشه ی آنند، بنابراین آینده ی هر کس در گرو چگونگی نگرش او به زندگی است.

 

موفق‌ترین انسان‌ها کسانی هستند که توانسته‌اند در ذهن خود اندیشه‌های مثبت داشته باشند؛ آنان که می‌پندارند «قادر نیستند» ، در واقع مثبت‌نگری را کنار گذاشته و در جنبه‌های منفی وقایع تمرکز کرده‌اند.

 

خانواده کانون یادگیری چگونه اندیشیدن و چگونه زیستن است. در خانواده ی مثبت اندیش اعضای خانواده خود را قادر و توانا می‌دانند و نگاهشان به دیگران آکنده از مهر و عاطفه است. چنین خانواده‌هایی قادر خواهند بود هر ناممکنی را به ممکن تبدیل کنند و توفیق و کامکاری را نصیب خود نمایند. ضمن آشنایی با راهکارهای تفکر مثبت بیاییم با زیبا، مثبت، خلاق، هدفمند و امیدوارانه اندیشیدن، موفقیت و شادکامی را به زندگیمان دعوت کنیم.

 

تعریف تفکر مثبت:

شیوه‌‌ای از فکر کردن است که فرد را قادر می‌سازد نسبت به رفتارها، نگرش‌ها، احساس‌ها، علائق و استعدادهای خود و دیگران برداشت و تلقی مناسبی داشته باشد و با حفظ آرامش و خونسردی بهترین و علاقلانه‌ترین تصمیم را بگیرد.

 

افکار مثبت و منفی:

افکار مثبت، افکاری سازنده‌، انگیزه دهنده و انرژی بخش هستند که بر اثرتلقین، تکرار و تمرین به  ذهنراه می‌یابند و باعث می‌شوند ذهن و فکر مثبت شود. در این صورت کنترل فکر در اختیار ماست، در حالی که افکار منفی، افکاری باز دارنده و مخرب هستند و وقتی به ذهن  راه یابند، تعمیم یافته و به سرعت ، تمام  ذهن را اشغال می‌کنند. در این حالت ما در اختیار تفکرات منفی خود قرار داریم.

 

ویژگی‌های افراد مثبت‌نگر:

- با وجود تفکر درباره‌ی گذشته و آینده، در زمان حال زندگی می‌کنند و از آنچه دارند راضی و خشنود هستند.

- از نظرات درست و منطقی دیگران استقبال می‌کنند و برای رد کردن نظارت نادرست حتماً دلیل منطقی دارند.

- در گفتارهای خود از کلمات و عبارات مثبت و امیدبخش استفاده می‌کنند.

- همیشه سعی می‌کنند با تلاش و کوشش به موفقیت برسند و اگر در کاری موفق نشدند، عامل را ابتدا در خود و سپس در شرایط بیرونی جستجو می‌کنند.

- همیشه قبل از عمل یا صحبت کردن فکر می‌کنند، به همین دلیل کمتر دچار خطا و اشتباه یا ضد و نقیض‌گویی می‌شوند.

- چون دارای ذهن مثبت هستند، می‌توانند افکار خود را کنترل کنند.

- اگر از آنها خواسته شود درباره ی موضوعی اظهارنظر کنند، با وجود تفکر در جنبه‌های منفی، موارد مثبت آن را بیان می‌کنند و موضوع را به فال نیک می‌گیرند به عبارت دیگر : «نیمه ی پرلیوان را می‌بینند».

- مشکلات را ناچیز شمرده و برای حل آنها از توانایی خود و راهنمایی دیگران استفاده می‌کنند.

- اغلب اوقات بشاش، سرزنده، پرانرژی، توانا و خوش‌ مشرب هستند.

- همه چیز در نظر آنها زیبا و لذت‌بخش بوده و سعی می‌کنند از مواهب زندگی بیشترین استفاده را ببرند.

- در ارتباط‌های اجتماعی خود با دیگران حسن ظن دارند (مگر خلاف آن را ببینند) و سعی می‌کنند در حد توان به دیگران خدمت و کمک کنند.

 

ویژگی‌های افراد منفی‌نگر:

- همیشه از وضعیت موجود و گذشته ی خود شکایت دارند و نسبت به آینده بدبین هستند.

- غالباً با نظرات دیگران بدون دلیل منطقی مخالفت می‌کنند.

- در گفتارهای خود از کلمات و عبارات منفی به کرات استفاده می‌کنند.

- در برخورد با کوچکترین مانعی از تلاش دست می‌کشند و دیگران یا شرایط را عامل شکست و بدبختی خود می‌دانند.

- تمرکز فکر ندارند و ضد و نقیض صحبت می‌کنند و در رفتارهایشان خطا و اشتباه زیاد است، به عبارت دیگر «اول عمل می‌کنند بعد فکر!»

- چون منفی نگر هستند، افکارشان بر آنها تسلط دارد.

- اگر از آنها خواسته شود درباره ی موضوعی نظر بدهند ، فقط به جنبه‌های منفی آن توجه کرده و همان را بیان می‌کنند. به قول معروف «نیمه خالی لیوان را می‌بینند!»

- از کاه کوه می‌سازند و از درگیر شدن با مشکلات گریزانند.

- غالباً افسرده، کج خلق، بدخواب، کم اشتها، عصبی و ناتوان هستند.

- همه‌چیز در نظر آنها غم‌انگیر و ناامید کننده است و از آنچه دارند، هیچ لذتی نمی‌برند.

- در ارتباط‌های اجتماعی خود ، به همه کس و همه چیز شک و سوء‌ظن دارند و فکر می‌کنند که همه علیه آنها توطئه می‌کنند.

برگرفته از جزوات آموزشی اشاره

اعضای تحریریه: فاطمه امینیان- پرویز رزاقی- عباس فرهادی ثابت- حسن زارعیان- صدیقه محمدی

 

 

نقش لسیتین در مبارزه با فراموشی وتقویت حافظه(1)

 

لسیتین یك لغت یونانی و به معنای زرده تخم مرغ است و علت نامگذاری آن، وجود میزان فراوان لسیتین در زرده تخم مرغ و همچنین كشف این ماده برای اولین بار در زرده تخم مرغ بوده است.

تمامی اعضاء و اندام های بدن برای انجام اعمال خود به انرژی نیاز دارند. مغز نیز از این مسئله مستثنا نیست. مغز برای انجام فعالیت های طبیعی خود به استیل كولین نیاز دارد كه منشأ آن از لسیتین می باشد. وقتی لسیتین ازطریق غذا دریافت می شود طی مراحل جذب وهضم به كبد وارد شده ، شكسته و كولین كه جزئی از ساختمان لسیتین است از آن جدا می شود كه از این كولین آزاد شده بسیاری از مواد حیاتی و ضروری بدن ساخته خواهد شد.

یكی ازنقش های مهم كولین در ساختن استیل كولین است. استیل كولین اهمیت بسیاری برای فعالیت مغز و مركز حافظه دارد و با بودن استیل كولین، مغز و مركز حافظه توانایی ضبط و نگهداری صحبت ها، نوشته ها و دیده ها را خواهند داشت و تا زمانی كه این ماده حیاتی یعنی استیل كولین ساخته شده از لسیتین به اندازه كافی به مغز برسد ما دچار فراموشی نمی شویم و برعكس در اثر كاهش مقدار استیل كولین به دنبال كمبود لسیتین ، حتی به مدت كوتاه، قدرت حافظه كاهش یافته و فرد قدرت حفظ طولانی صحبت ها و دیده ها را از دست خواهد داد و یا مطالب و مسائل جدید را به سختی به خاطر می سپارد.

منابع غذایی لسیتین

لسیتین درعدس، ذرت، شیر، زرده تخم مرغ، تخم آفتابگردان، جوانه گندم، بادام زمینی، آرد جو و سر، كبد(جگر) گوساله و... وجود دارد ولی از همه بیشتر در لوبیای سویا یافت می شود. مقدار لسیتین موجود در لوبیای سویا بسیار بالاتر از لسیتین سایر مواد ذكر شده می باشد و به همین علت در سازمان بهداشت جهانی(WHO) سویا را، سلطان لسیتین معرفی كرده اند. به عبارتی كیفیت لسیتین گرفته شده از سویا از سایر تركیبات بهتر و بالاتر می باشد.

گیاه لوبیای سویا كه به نام لوبیای ژاپنی هم معروف است، گونه ای لوبیا است كه ارتفاع آن بین 30 تا 80 سانتی متر می باشد برگ هایی متناوب دارد و گل هایش تقریباً سفید مایل به بنفش است. میوه ای به رنگ زرد می دهد كه در آن 2 تا 5 دانه قرار دارد. اندازه ی این دانه های لوبیای سویا به بزرگی نخود است و می تواند به رنگ های مختلف سفید، زرد، قهوه ای و رنگ های دیگرهم باشد. به وسیله دستگاههای مختلف تحت فشار از دانه های سویا روغن آن گرفته می شود و ماده باقی مانده از آن پس از روغن گیری كنجاله سویا گفته می شود.

محققان ، طبق آزمایش های انجام شده در مورد دو گروه به نتایج زیر دست یافته اند:

درغذای روزانه یك گروه سویای بیشتری گنجاندند و سپس داستانی را برای هر دو گروه تعریف كردند. گروهی كه سویا مصرف كرده بود پس از 3 روز هنوز آن داستان را به خاطر داشتند، در صورتی كه در مورد گروه دوم اینطور نبود. این آزمایش اهمیت لسیتین موجود در سویا را در تقویت حافظه و مبارزه با فراموشی نشان می دهد.

تحقیقات نشان داده است كه مصرف لسیتین طی حاملگی ، باعث افزایش هوش در بچه ها می شود و بنابراین تحقیق، توصیه می شود كه خانم های حامله از هفته سی ام حاملگی به بعد، حتماً لسیتین كافی برای بدن خود تامین كنند( لسیتین درتشكیل سلول ها و ساختمان مغزی نقش بسیار مهمی دارد. از این رو رساندن لسیتین كافی به بدن مادر و جنین هنگام تشكیل سیستم عصبی و مغز از اهمیت خاصی برخوردار است.)

همه انسان ها كم یا زیاد در طول زندگی خود دچار معضل فراموشی می شوند كه این فراموشی یا به علت نرسیدن مواد لازم و مغذی به مغز یعنی لسیتین است  و یا به علت وجود امراض و حوادث خاص درانسان ایجاد می شود.در سنین بالا،  افزایش سن، انسان را به سمت كاهش حافظه پیش می برد، ولی باید توجه داشت كه اگر در دوران جوانی ذخیره كافی از لسیتین برای خود فراهم كرده باشیم، بسیار كمتر ازدیگران دچار معضل كاهش حافظه خواهیم شد. پس بیائید از همین حالا به فكر ذخیره سازی و فراهم كردن توشه ی مغز برای زمان پیری باشیم.

البته گاهی سن و كمبود لسیتین عامل اصلی نمی باشند و این مشكل( فراموشی) به دنبال امراض و حوادث در ایشان ایجاد می شود.

نگاهي به عملکردهاي ذهن در فرايند يادگيري

 

يک معلم براي تسهيل در فرايند ياددهي – يادگيري، به آگاهي از عملکرد هاي ذهن نياز دارد. " مهارت هاي شناختي " را هنگامي مي توان بهتر آموزش داد که بر اساس الگويي از فکر کردن باشند.

مفهوم " فکر کردن " بسيار کلي و پيچيده است و معناي آن فرايندهايي از مشغله هاي ذهني و خواب ديدن تا حل مسائل پيچيده و خلق ايده هاي جديد را در بر مي گيرد. اين مفهوم در بين روان شناسان و متخصصان آموزش و پرورش ، غالباً " مهارت هاي شناختي " ناميده مي شود.

الگوي فکر کردن، به فعاليت هاي ذهني، چه آگاهانه و چه ناآگاهانه، اشاره دارد .اين مقاله، چنين الگويي را ارائه مي کند و کاربردهاي آن را در آموزش و پرورش مطرح مي سازد.

اين الگو تا حدي شبيه به الگوي رايانه است، از اين رو براي تجسم فرايند تفکر و يادگيري از آن استفاده مي کنيم. الگوي ياد شده بر تلفيق اصولي از نظريه هاي محققاني چون آلندر، گت من، هب، هيل،  اوس گود، پياژه و پن فيلد مبتني است.

فرايند تفکر و يادگيري به صورت عملکردهاي زير تفکيک شده است :

 

1- درون داد: تحريک شدن اندام هاي حسي براي دريافت اطلاعات و ارسال آن به مغز است.

2- تلفيق :فرايندي است که از طريق آن، مغز، اطلاعات را مي گيرد و روي آن عمل و واکنشي را آغاز مي کند.

3- برون داد:کاربرد حسي – حرکتي ناشي از پيام هاي ارسالي از مغز براي عمل در محيطي خاص است.

4- بازخورد :آگاهي مغز است به اين که برون داد مناسب داده شده است يا نه.

 

درون داد

 

مفهوم ادراک و يادگيري را، بازتلي، گت من، اوس گود، پياژه مورد تحقيق قرار داده اند. تحقيقات آن ها به اين تصور قوت بخشيد که اين " سيستم ادراکي " است که اطلاعات وارده را براي فرايندهاي شناختي فراهم مي آورد.

اندام هاي حسي، اطلاعات خود را به مغز انتقال مي دهند و در آن جا، شناخت با ادراکي مناسب آغاز مي شود.

نقش اندام هاي حسي، دريافت محرک است. چشم ها براي ديدن، گوش ها براي شنيدن، بيني و دهان براي بوييدن و چشيدن، پوست براي لمس کردن و تمام بدن براي آگاهي در فضا و مکان يا حرکات جنبشي است. وقتي محرکي وجود داشته باشد، اندام هاي حسي مي توانند فعال شوند و اطلاعاتي را که دريافت مي کنند، به پيام هايي تبديل کنند و براي مغز بفرستند.

اما اگر هيچ محرکي وجود نداشته باشد، هيچ ادراکي هم به وجود نمي آيد. ديدن وقتي صورت مي گيرد که چشم ها با نور تحريک شوند. اگر هيچ نوري نباشد، هيچ چيز ديده نمي شود. از طرف ديگر اگر خود چشم درست کار نکند، بينايي هم معيوب خواهد شد.

اندام حسي، توانايي تشخيص را فراهم مي آورد؛ وقتي دو شکل متفاوت مانند دو منبع نور، يکي قرمز و ديگري سبز، را مشاهده مي کنيد، چشمانتان تفاوت بين اين دو منبع نوري را تشخيص مي دهد. ميزان نقصي که در اين فرايند وجود دارد، مانع از اين مي شود که مغز محرک هاي رنگي را به طور صحيح دريافت کند. در سيستم اعصاب حسي، هر جا اندام هاي جفتي وجود دارند( مثل چشم ها و گوش ها )، هر دوي آن ها بايد با هم عمل کنند تا ادراکي دقيق به وجود آيد.

سعي کنيد با يک چشم بسته، توپي را که در فضا به طرفتان پرتاب مي شود، بگيريد.ادراک شما ناقص خواهد بود و دقت لازم را نخواهد داشت؛ زيرا اطلاعاتي که به شما مي رسد، فقط از طريق يک چشم است. وقتي از هر دو چشم استفاده کنيد، اطلاعات از سه بعد به شما مي رسد. ولي يک چشم اطلاعات را فقط از دو بعد انتقال مي دهد. اگر سيستم ادراکي درست کار کند، اندام ها، محرک ها را دريافت مي کنند، عمل تشخيص را انجام مي دهند و پيام هاي دقيقي به مغز مي رسانند. اين فرايند را مي توان " تعريفي مجدد از محرک " ناميد.

 

تلفيق

 

تلفيق فرايندي است که در آن، مغز تحريکات الکتريکي را دريافت، معناي محرک ها را مشخص و روي آن ها عمل مي کند. مغز مي تواند در مخزن ( حافظه) خود به جست و جو بپردازد تا دريابد اطلاعات جديدي که مي رسند، با کدام يک از تجربيات قبلي او تطبيق دارند. اگر محرکي در يک طبقه بندي از مفاهيمي که قبلاً در مغز مي تواند روي آن عمل کند. اما اگر اطلاعات جديد باشد، تحريکات به صورت مفاهيم جديد در ذهن شکل مي گيرند. ذهن قبل از اين که مفهوم جديد را در يک طبقه بندي جديد جاي دهد، براي پيدا کردن يک همانند براي آن به جست و جو مي پردازد.

هنگامي که اطلاعات گوناگوني به ذهن مي رسد ، ذهن سه عمل انجام مي دهد:

 

1-  مفاهيم شکل گرفته قبلي را به ياد مي آورد.

2- مفاهيم شکل گرفته قبل را به هم ربط مي دهد.

3- مفاهيم جديدي مي سازد.

پياژه براي توصيف فرايندي که طي آن، اطلاعات وارد شده با مفاهيم شکل گرفته قبلي تطبيق داده مي شوند، واژه " درون سازي" را به کار برده است. او فرايند شکل گرفتن مفاهيم جديد را " برون سازي " مي نامد. يادگيري واقعي در فرايند برون سازي صورت مي گيرد.

تحقيقاتي که هب وپن فيلد انجام داده اند، بر فعاليت هاي درون مغز و عملکردهاي آن به مثابه يک سيستم فرايند اطلاقي تأکيد دارند. تفاوتي که مغز با رايانه دارد، اين است که رايانه، فقط اطلاعات را در مخزن حافظه انبار مي کند. ولي مغز تمام محرک ها را مي پذيرد و پس از آزمايش و ارزشيابي، روي آن ها عمل مي کند يا در بسياري موارد، محرک ها را در سطح خود آگاه و ناخودآگاه ، از هم جداسازي مي کند.

 

چند لحظه، خواندن اين مقاله را متوقف سازيد و به صداهاي اطراف خود گوش کنيد.مغز شما اين محرک هاي مختل کننده را پس مي زند و به شما اجازه مي دهد روي انتخابتان، که خواندن اين مقاله است، تمرکز حواس داشته باشيد. اگر مغز همه محرک ها را يکسان بپذيرد، شخص زير فشار هرج و مرج ناشي از اين درون دادها، در حد بي حرکتي قرار خواهد گرفت. مغز، نظم و سلامت رواني را با انتخاب داده هايي که مي خواهد به آن ها بپردازد، برقرار مي کند.

 

 

مغز فقط يک ماشين دريافت کننده نيست، بلکه يک وسيله جست و جو کننده نيز هست .در يک اتاق کاملاً تاريک، مغز جوينده نور است. در سکوت نيز، مغز جوينده صداست. مغز به کاوش در محيط و تجربه محرک ها نياز دارد. هر چه حواس بيش تري در يک تجربه درگير شوند، فرد بهتر قادر به ايجاد مفاهيم ذهني از واقعيت مي شود. وقتي درون دادهاي بصري براي ما راضي کننده نباشند، خواستار لمس پارچه، چشيدن شيريني و بوييدن گل مي شويم. کودک در يادگيري خواندن، در مي يابد که از خواندن با صداي بلند، رضايت بيش تري حاصل مي کند تا اين که صرفاً با چشم هايش کلمه ها را بخواند.

مغز اين توانايي را دارد که به خواست خودش عملي را شروع يا متوقف کند و قادر است مفاهيمي را که همانند سازي و تلفيق شده اند، نظمي ديگر بدهد و مفاهيم جديدي از خودش ابداع کند. آنچه واقعاً بي نظير است، اين است که ذهن  مي تواند فکر کردن درباره پنداري را متوقف کند و به پنداري کاملاً جديد بينديشد.

 

فرد براي اين که انديشه خلاقي داشته باشد و افکار جديدي خلق کند، بايد مفاهيم موجود در  ذهن خود را به صورت ساختاري ديگر در آورد. به بيان ديگر، بايد" سنت هاي ذهني را بشکند" و فراتر از واقعيات موجود بينديشد تا بتواند خلاق شود. به نظر پن فيلد، انسان از کودکي با  ذهن خود محيط اطرافش را تجربه مي کند و مشاهدات خود را شرطي مي سازد. اين عملکرد پيچيده است که انسان را از حيوانات ديگر و نيز از رايانه متفاوت مي سازد.

 

برون داد

 

تا اين زمان، هيچ شيوه دقيقي براي اندازه گيري قواي شناخت پيدا نشده است. فرايند تلفيق، بعضي علائم را به ما مي دهد. تلفيق خلق ايده ها يا مفاهيم در مغز است. اين ايده ها و مفاهيم به سه صورت ظاهر و تلفيق مي شوند : ارتباط، توليد و عملکرد.

ممکن است، ارتباط به صورت تعامل کلامي باشد و معمولاً توليد به صورت ساختن يک ايده جديد نمود پيدا مي کند و عملکرد هم ظهور يک استعداد است. به طور کلي، فرد براي بروز انديشه هاي پيشرفته، از ترکيب چند شيوه تلفيق استفاده مي کند.

 به نظر سيمپسون و گت من مهارت ها و سازو کارهاي حسي – حرکتي کودک هر چه بيش تر تمرين و آموزش داده شوند، او بيش تر مي تواند حاصل فرايند تلفيق خود را با آنچه فکر مي کند، تطبيق دهد. آنان عقيده دارند که افراد اساساً براي تسهيل فرايندهاي ذهني خود، تعيين هويت خويش، و آزمايش واقعيت، به اظهار وجود نياز دارند.

 

بازخورد

 

بازخورد عبارت است از بازگشت تفکر فرد و مستلزم تطبيق هايي در فرايند شناخت است. براي مثال، وقتي فردي آواز مي خواند، شنيدن صداي خودش، بازخورد اوست. او مي تواند آواز خواندن را مطابق آنچه مي شنود، ميزان کند. پاداش و تقويت رفتار، نمونه اي از بازخورد است . در آموزش و پرورش، مي توان مواد درسي را به گونه اي برنامه ريزي کرد که به دانش آموز اطلاعات کمي بدهد و بلافاصله تقويت شود. ولي مؤثرترين عامل بازخورد، ارزشيابي خود فرد از اطلاعات است. اين فرايند به فرد اجازه مي دهد تا به طور مستمر، انديشه هايش را آزمايش کند و به مراحل شناخت عالي تري دست يابد. پريبرام، موضوع نياز فرد به بازخورد را مورد بررسي قرار داده و معتقد است، يادگيري واقعي، حافظه و به ياد آوردن وقتي افزايش مي يابد که يادگيرنده بتواند خود را ارزشيابي کند و از نيازهايش به محرک، آگاه گردد.

هرانساني، از طريق تعامل با محيط خود قادر است، مفاهيم وسيعي ياد بگيرد و ساختار شناختي پيچيده اي را در  ذهن خود تکامل بخشد. اگر انسان به سبب محروميت، بي علاقه گي و يا به دليل شکست و ناکامي، به عصبيت دچار نشده باشد يا به نحوي ديگر صدمه نديده باشد، طبيعتاً مي خواهد دنياي خود را درک کند.

 

کاربرد برخي مفاهيم در آموزش

چون اطلاعات از طريق حواس به مغز مي رسند، محيط يادگيري بايد محرک هايي را براي اعضاي حسي فراهم آورد. بهتر است چنين محيطي براي دانش آموز فرصت کاوش و دست ورزي را فراهم سازد. با فراهم آوردن زمينه چنين تجربه هايي، معلم به دانش آموز فرصت مي دهد، از طريق مؤثرترين روش ادراک، به يادگيري بپردازد. اگر قدرت شنوايي کودکي در مقايسه با ديگر حواس او بيش تر باشد، استفاده از روش هاي صدا شناسي براي آموزش خواندن مؤثر ترين روش ادراک، به يادگيري بپردازد. اگر قدرت شنوايي کودکي در مقايسه با ديگر حواس او بيش تر باشد، استفاده از روش هاي صداشناسي براي آموزش خواندن مؤثرتر است. بنابر اين، بسيار مهم است که در هر تجربه، هرتعداد حواسي که ممکن است، به کار گرفته شود. زيرا انسان با يک سلسله تجربه هاي وسيع  مفاهيمي را که به دنياي او نظم مي دهد، کامل خواهد کرد.

 

درست همان قدر که لازم است معلم براي چند حس محرک فراهم آورد، محرک ها يا درون دادهاي زيادتر از ظرفيت نيز گيج کننده اند و امکان دارد مانع يادگيري شوند. براي بعضي دانش آموزان مشکل است، در کلاسي انباشته از محرک ها کار کنند. معلم بايد مکاني فراهم آورد که در آن جا، دانش آموز بتواند با آرامش و سرعت خاص خودش کار کند. معلم و دانش آموز مي توانند با کمک هم، ميزان تحريک پذيري مناسب و حد گيج کننده محرک ها را تعيين کنند. ميزان شدت صدا يا شلوغي و عوامل مخرب ديد چشم، موجب ناتواني در تمرکز حواس کودکان مي شود.

بسيار مهم است که معلمان از ميزان درون دادهاي ادراکي در کلاس هاي خود آگاهي داشته باشند تا بتوانند عوامل مخل تمرکز حواس را به حداقل کاهش دهند و انگيزش مناسب را نيز فراهم آورند. وقتي معلم محيطي را آماده مي سازد که براي خود و دانش آموزانش انعطاف پذيري دارد، مي توان چنين محيطي را با شيوه ادراک هر کودک تطبيق داد.

تفاوتي که بين ديدن و مجسم ساختن وجود دارد، نمونه خوبي از اهميت تلفيق در فرايند تفکر است. اهميت مسأله فقط در اين نيست که کودک بتواند ببيند؛ بلکه بايد بتواند اطلاعاتي را که به مغز او مي رسند نيز، مورد استفاده و تأويل و تفسير قرار دهد. ديدن به تنهايي، درون داد است و مجسم ساختن، ترکيبي از درون داد و تلفيق.

در مدرسه هاي ما، بيش ترين اطلاعاتي که يک دانش آموز دريافت مي کند، از طريق سمعي و بصري است. اشخاصي که دست اندرکار آزمايش و ارزشيابي بينايي و شنوايي کودک هستند، بايد نهايت دقت را به کار برند تا تيز بيني و تيز شنوي را با فهميدن اشتباه نکنند.

 

معلمان اغلب درباره پايين بودن ميزان توجه کودک و ناتواني او در تمرکز حواس شکايت دارند. بايد قبول کرد که اغلب درس ها واقعاً خيلي طولاني هستند. يکي از شيوه هاي بررسي ميزان تمرکز حواس کودک، توجه به مفهوم زمان است. ممکن است مدتي کوتاه در اتاق انتظار يک پزشک، به نظر ساعت ها طول بکشد؛ در صورتي که در يک بازي يا مسابقه ورزشي يا در يک بحث شورانگيز، ساعت ها مثل گذشتن چند دقيقه به نظر مي آيد. اگر دانش آموزان امکان انتخاب رشته هايي را که مايل به مطالعه آن ها هستند، داشته باشند، و فعالانه در جريان برنامه ريزي شرکت کنند، چنانچه فرصت داشته باشند در مورد اموري که به آن ها اثر مي گذارد، تصميم گيري کنند و نيز در صورتي که قادر باشند تصميم هاي خود را اجرا کنند، ميزان توجه آن ها افزايش مي يابد.

 

خلاقيت، مستلزم پيشرفته ترين فرايندهاي تلفيق است. براي آموزش مؤثر، معلمان بايد زمينه  تجربه کردن را فراهم آورند تا کودکان بتوانند مسائل را حس کنند و براي برخورد با آن ها راهکارهايي بيابند و منابع را بررسي و راه حل پيدا کنند. اين طرز کاوش و يادگيري باعث مي شود که فرد مهارت هاي حل مسأله را که به او کمک مي کند، استعدادهاي خود را براي تفکر خلاق کامل کند، به دست آورد. همچنين او بايد از تجربيات قبلي خود براي تکامل افکار جديد استفاده کند. يک فکر جديد و ابتکاري، از مجموع مفاهيم ذهني که اين فکر جديد از آن ها پديد آمده است، عظيم تر است. مسأله اساسي که بايد مورد توجه معلمان قرار گيرد، اين است که بايد راه هايي بيابند که کودکان بيش تر بينديشند. براي اين منظور، استفاده از روش حل مسأله، مهارت هاي لازم رابرا انديشيدن درباره محيط متغير براي دانش آموز فراهم مي آورد. پس از اين که مسأله اي مشخص شد، شخص بايد مجموعه طرح هايي براي حل آن تهيه کند. او بايد معلوم کند که در جستجوي چيست و چگونه مي خواهد راه حل را پيدا مي کند از ذهن خود به طور کامل تري استفاده کنند.

 

يک موضوع قابل توجه در تکامل مهارت هاي انديشيدن، فرايند رسيدن به راه حل مسأله است. مغز اين گنجايش را دارد که با سرعت و حتي بعضي اوقات بيش از حد تصور تصميم گيري کند. يک معلم، اغلب با مشکل کاستن سرعت اين فرايند مواجه است. بنابر اين به جاي اين که خواستار يادآوري محفوظاتي شود که مستلزم پاسخ هاي سريع است، بهتر است از دانش آموزان بخواهد درباره ديدگاه هاي متفاوت فکر و تأمل کنند. در اين صورت است که دانش آموزان را مجبور مي کند از مفاهيم ذهني بيش تري استفاده کنندو از اين طريق، جريان تفکر خلاق را در خود تکامل بخشند. معلم مي تواند از طريق اجازه دادن به دانش آموزان درامر تبادل افکار درباره مسائل و فرضيه هاي ممکن، اين فرايند را تسهيل کند.

 

ممکن است نتايج اين تبادل افکار چندان مهم و بادوام نباشد، ولي مهارت هايي که در اين فرايند به دست مي آيد  به شخص اين توان را مي دهد که خود را با بسياري از شرايط گوناگون سازگار سازد. بنابر اين، يکي از وظايف اساسي معلم اين بايد باشد که تفکر خلاق را تشويق و تسهيل کند.

 

همچنان که هدف ها در آموزش و پرورش بيش تر به سمت انديشيدن خلاق تغيير جهت مي دهند، بايد روش هاي جديدي براي ارزشيابي هدف هاي آموزشي و شيوه هاي نائل آمدن به آن ها تهيه و اجرا شود. بهتراست شرايط امتحان به نحوي باشد که دانش آموز به جاي تکرار جواب هاي معين و يادآوري سنتي انديشه ها، به استفاده از فرايند هاي فکري خود تشويق شود.

 

نمونه هاي امتحاني که اين مفهوم را دنبال مي کنند ، عبارتند از:

1-  معلم از دانش آموزان مي پرسد چه مسائلي را تشخيص مي دهند و سپس آن ها را در پيگيري مسأله و رسيدن به نتايج تشويق مي کند. اين شيوه مغاير آن است که دانش آموزان مسائل معلم را حل کنند.

2-  دانش آموز برنامه کار خود را آماده و ارائه مي کند.

3- از دانش آموزان خواسته مي شود درباره شرايط واقعي، فرضيه پردازي کنند و نظريه بسازند. براي مثال به اين موضوع بپردازند که اگر شرايط تحميل معاهده ترکمن چاي به وجود نيامده بود، اکنون ايران چه وضعي داشت؟  فعاليت هايي از اين قبيل ذهن دانش آموزان را باز مي کند.

 

معلمان بايد از دام هاي کلاس، يعني به خاطر آوردن حفظيات و از برخواني، که اولويت يافته ترين ابزار يادگيري دانش آموز است، احتراز کنند. برنامه ريزي و ارزشيابي مشترک دانش آموز و معلم، به تقويت مهارت هاي تفکر و يادگيري کمک مي کند.

اگر قرار است کلاس درس مکاني باشد که در آن جا دانش آموزان بتوانند انديشه هاي خود را به صورت هاي گوناگون ابراز دارند، وظيفه معلم است تا محيطي فراهم آورد که در آن، ابراز احساس و انديشه تشويق و عوامل بازدارنده حذف شوند. کلاس درس بايد به انواع وسايل آموزشي از قبيل:

اسباب بازي هاي " ادراکي – حرکتي "، وسايلي که بتوان با دست با آن ها کار کرد و تکاليف حل مسأله مجهز شود. کلاس درس بايد محلي براي ابراز انديشه ها، احساس ها و بصيرت ها باشد. يک کار هنري را مي توان به منزله بيان افکار ، مورد ملاحظه قرار داد.

 

اگر معلم نقش يک راهنما را به عهده دارد، بايد وسايلي فراهم آورد که دانش آموزان بتوانند به کمک آن ها ذهن  يات خويش را ابراز دارند. براي مثال، يک کار هنري مي تواند افکار و عقايد سازنده آن را بيان کند. وقتي اين ابراز وجود مورد پذيرش و حمايت معلم قرار گرفت، دانش آموز تمايل بيش تري براي استقبال از مخاطرات ابراز وجود پيدا مي کند.

"خود ارزشيابي" با ارزش ترين شکل بازخورد است. وقتي يک دانش آموز بتواند با نظر انتقادي، نحوه تفکر خود را ارزشيابي کند، رشد بيش تري پيدا مي کند. بنابر اين، بهتر است تأکيدي که در نظام آموزش و پرورش ما بر پاداش و تنبيه مي شود، برداشته شود و به سمت " خود ارزشيابي" دانش آموز جهت گيري کند.

 

وقتي دانش آموزان موفقيت را تجربه کنند، اعتماد به نفس و تمايل آن ها براي استقبال از امور مخاطره آميز بيش تر مي شود. معلم بايد به دانش آموزان کمک کند تجربه هاي موفقيت آميز داشته باشند و بر پايه اين تجربيات، تصويري مثبت از خود بسازند. شخصي که اعتماد به نفس دارد، تمايل بيش تري به قبول کارهاي خطير از خود نشان مي دهد. به اين ترتيب، تجربه هاي زيادتري به دست مي آورد که به او امکان مي دهد مفاهيم ذهني بيش تري را در خود تکامل بخشد.

بازخورد مثبت، مشوق کسب مفاهيم ديگر مي شود. در حالي که بازخورد منفي، مانع شکل گرفتن مفاهيم ذهني است يک معلم بايد زمينه انواع بازخورد هاي مثبت و سازنده را براي تشويق دانش آموز فراهم آورد تا موجب رشد ادراک آن ها شود.

 

ممکن است چنين بازخوردي به صورت سؤال باشد و از دانش آموز خواسته شود آنچه را که فکر مي کند يادگرفته است، بررسي کند يا بگويد چه چيزي يادگيري را براي او بهتر مي کند. در اين صورت، معلم قادر خواهد بود به نيازهاي فردي يا گروهي دانش آموزان پاسخ دهد.

 

منابع

1- آدلر، آلفرد. روانشناسي فردي. ترجمه حسن زماني شرفشاهي .تهران: پيشگام، 1361.

2- دوتران، ر. پيشرفت مدارس در پرتو تحول روش هاي آموزش و پرورش. ترجمه محمود منصور. تهران: رشد . 1358.

دکتر عبدالرضا فروغي مبارکه

مجله رشد معلم ،  شماره 2

 

تکنیک‌هایی برای افزایش فعالیت ذهنی

 

تکنیکهایی برای افزایش فعالیت ذهنی

چکیده:

 یکی از مهم‌ترین تکنیک‌هایی که باعث افزایش قدرت یادگیری می‌‌شود، افزایش فعالیت ذهنی است. میزان واکنش ما نسبت به مطالب تحت تاثیر حالات روحی، علایق، انگیزه‌ها و فنون مورد استفاده در مطالعه تغییر می‌‌کند. هر چقدر این واکنش نسبت به مطالبی که مطالعه می‌‌کنیم بیش‌تر باشد، آن‌ها بیش‌تر و بهتر درذهن ما جای خواهند گرفت. برای ایجاد واکنش فعالانه  ذهن می‌‌توانید از روش‌های معرفی شده در این مقاله استفاده کنید.

 

1- گرم کردن:

ذهن ما نیز مانند جسم ما برای اینکه ورزیده تر باشد و کارش را بهتر انجام دهد، نیاز به گرم کردن دارد. در پانزده دقیقه‌ی اول مطالعه نیروی ما صرف گرم کردن مغز در جهت تمرکز روی موضوع مورد نظر می‌‌شود. بنابراین کارآیی فرد در 15 دقیقه ی اول کم‌تر است. حتما تا به حال متوجه شده اید که در دقایق اول امتحان فهم سوالات و پاسخ دادن به آن‌ها تا اندازه ای مشکل است. اما بعد از چند دقیقه با سهولت بیشتری موفق به پاسخ دادن به سوالات می‌‌شوید. پس اگر شروع درسی برای‌تان مشکل بود، دلسرد نشوید و به مطالعه ادامه دهید. وقتی ذهن‌تان آماده شد با سرعت بیش‌تری مطالب را فرا خواهید گرفت.

بطور کلی بهترین راه برای گرم کردن ذهن، مرور مطالب گذشته است. این کار علاوه بر آماده کردن مغز، باعث می‌‌شود که بهتر بتوانید بین معلومات جدید و دانسته های قبلی ارتباط برقرار کنید.

 

2- تکرار کردن:

همانطور که ذکر شد، مرور و تکرار مطالب گذشته به فهم مطالب جدید کمک قابل توجهی می‌‌نماید؛ چون باعث می‌‌شود ذهن فعال تر شود.

 

3- اثر "بالارد":

این اثر مربوط به قسمت ناخودآگاه ذهن می‌‌باشد. در حقیقت بعد از مطالعه قسمتی از مغز هنوز به فعالیت خود در زمینه یادگیری و یادآوری مطالب خوانده شده، ادامه می‌‌دهد. درست مانند وقتی که پا را از روی پدال گاز برمی دارید، اما ماشین هم چنان به حرکت خود ادامه می‌‌دهد.

برای تقویت و ادامه این حرکت ذهنی باید:

 

اولا، نسبت به مطالب در خود علاقه ایجاد کنید، زیرا ثابت شده یادگیری مطالب مورد علاقه زمان کم‌تری می‌‌برد. حتی تظاهر به داشتن علاقه به یک مطلب قدرت یادگیری را افزایش می‌‌دهد.

ثانیا، در خود انگیزه ایجاد کنید. اهمیت یادگیری مطالب را برای خود مشخص کنید تا با هدف و انگیزه‌ی بیش‌تری مطالعه کنید.

ثالثا، پس از مطالعه‌ی مطالب مشکل، به ذهن خود کمی استراحت دهید. چون هر چقدر مطالب مشکل تر باشد و قوای ذهنی بیش‌تری را بکار گیرد، حرکت ناخودآگاه ذهن بیش‌تر خواهد بود.

جالب است بدانید بسیاری از کشفیات مهم مانند کشف انسولین که توسط "بانتینگ" صورت گرفت، در اثر فعالیت قسمت ناخودآگاه ذهن و در خواب حاصل شده است.

 

شناخت ذهن

 

ذهن انسان همه چيز را كنترل مي كند . ادراكات، تصورات ، تفكرات ، اعتقادات .بطور كلي تمام جنبه هاي شناختي رفتار انسان تحت كنترل است. جهان و هر آنچه كه در آن موجود است، ازطريق تصورات ما در ذهن انعكاس مي يابد.


مامي توانيم از طريق  روشهاي كنترل ذهن اين تصورات را تغيير دهيم و آن وقتخواهيم ديد كه واقعيت هاي زندگي ما نيز دستخوش تغيير خواهند شد، يا بهزبان ديگر اگر ما توان آن را داشته باشيم كه ذهن خودمان را تحت كنترل درآوريم قادر خواهيم بود دنياي مطابق با آرمانها و ايده آل هاي خودمانبسازيم.  

تصوير ذهني كه ما از خويش داريم براساس اعتقادات ، باورها ، ارزش هاي حاكم بر جامعه، تجارب گذشته ، موفقيت ها ، شكست ها ،تحقيرها  و پيروزيها شكل گرفته است  و از مجموعه اين عوامل است كه در ذهنتصويري از خود مي سازيم .

ذهن انسان داراي دو بخش است: 1- ذهن هوشيار يا ضمير خود آگاه  2- ذهن نيمه هوشيار يا ضمير ناخودآگاه  .

بهترينراه درك ذهن هوشيار و نيمه هوشيار اين است ك به آنها بصورت يك باغچه نگاهكنيم . شما يك باغبان هستيد و در طول روز مشغول كاشتن دانه هايي ( همانانديشه‌هائيست كه روزانه به فكر خود راه مي‌دهيد) هستيد. هرچه را كه ميكاريد در تن و محيط زندگيتان درو مي كنيم .

اكنون مشغول كاشتنافكار مربوط به آرامش ، عمل درست، حسن نيت و سعادت بشويد و  به آرامي وعلاقه در باره ويژگيهاي آنها بينديشيد، آنچه را كه انديشيده ايد به طوركامل در ذهن آگاهتان جاي دهيد و به كاشتن اين دانه هاي شگفت انگيز ادامهدهيد دراين صورت محصول با شكوهي را درو خواهيد كرد.



*  تعريف ذهن هوشيار (خودآگاه ) و ضمير نا خودآگاه (نيمه هوشيار)

*ذهن هوشيار«خود آگاه» : اعمال و شعور خود آگاه ما از مغز سرچشمه مي گيرند.انديشه شما توسط مغز يعني همان عضوي كه خود آگاهي از آنجا متجلي مي شود،آشكار مي گردد. وقتي ذهن خود آگاه شما انديشه اي  را مي پذيرد آن انديشهبه شبكه خورشيدي كه مغز شما خوانده مي شود ، منتقل مي گردد و در آن تجليمي يابد. شما با مغز خود آگاه خود فكر مي كنيد و آن را در درون خود بهضمير باطن مي سپاريد.

در برخي كتاب ها از خود آگاهي عيني ياد شدهاست ،  ضمير خود آگاه با شناسايي جهان پيرامون سر وكار دارد كه به كمكحواس پنج گانه صورت مي گيرد . اين ذهن هر چيزي را به همان گونه كه واقعاًديده مي شود مي بيند . مرگ ، بيماري ، فقر و تنگنا را مشاهده مي كند و برضمير نا خود آگاه اثر مستقيم دارد . وقتي ذهن خودآگاه مملو از ترس ،نگراني و ... باشد ، اين حالت در ضمير نا خودآگاه نيز نفوذ مي كند و انسانرا به سمت ترس و نگراني مي برد.اما  اگر ضمير خودآگاه داراي افكار مثبتباشد  بر ضمير ناخود آگاه اثر كرده و انسان را به سوي موفقيت سوق مي دهد.

*ضمير نا خود آگاه «نيمه هوشيار» : اين ضمير مانند بخار يا برق ، قدرت مطلقاست  و بدون مسير و جهت ، هر فرماني را كه به آن بدهند ، انجام مي دهد وتوان فهم و استنباط ندارد . ضمير نيمه هوشيار ما  تفاوتي ميان انديشه هايمخرب و سازنده قائل نيست ، هر چه به او بدهيم با آن تغذيه مي شود  و همهچيز بسته به انديشه‌هايي دارد كه در خود آگاه ما  موجود است .


هركلمه و انديشه اي بر ان اثر مي گذارد و با دقتي حيرت آور آن را به عينيتدر مي آورد. ضمير ناخودآگاه، ضربان قلب ، گردش خون و ... را تحت كنترلدارد و تمام وظايف شما را كنترل كرده ، هرگز نمي‌خوابد و استراحت نمي كند .
حالافرض كتيد اگر انساني در عمق تفكر  ناخود آگاه خود  برنامه  «من شكست ميخورم» را ايجاد كند در هر معامله اي كه شركت كند ، به جاي پيروزي درانتظار شكست مي‌نشيند. پس هر چيزي كه به روي ضمير نيمه‌هوشيار نقش مي بندد، به شكل تجارب  و حوادث و به صورت عيني منعكس مي شود .
اين است كه شمابايد دقيقاً مراقب ايده ها  و افكار خود باشيد ، زيرا پاسخ  اتوماتيك ضميرباطن شما بر پايه انديشه هايتان مي‌باشد. ضمير باطن شما يك دستگاه ضبط صوتاست كه افكارتان را همان طور كه در ضمير خود آگاه ضبط كرده ايد ، به شماتحويل مي دهد. بايد توجه داشته باشيد  چون كاركرد ضمير ناخودآگاه بسيارشگفت انگيز است، در بسياري از موارد  توجه بيش از اندازه به افكار (مثبت يا منفي) ذهن شما را به شدت درگير مي سازد . راه حل اين است كه آنها را رها كنيد  و هر گاه با ابهامي رو برو شديد ، رهايي را به ذهن خود هديهدهيد.



* لازمه شناخت از تصوير ذهني «تصوير ذهني چيست؟»

تصويرذهني حاصل عملكرد ذهن و مغز انسان و تعيين كننده تمامي شكست ها و پيروزيها است. ما براي رسيدن به يك زندگي رضايت بخش نياز به يك تصوير ذهني واقعبينانه و شايسته داريم تا بتوانيم با آن زندگي كنيم .

تصوير ذهنيپايه اي است كه تمامي شخصيت، رفتار و حتي كيفيت شما بر اساس آن شكلمي‌گيرد، بنابراين به نظر مي رسد كه تجارب ما، تصاوير ذهني ما را تقويت ميكنند. هر انساني همان است كه در ذهن خود آن را ساخته است. توانايي ها ،قدرت ها و ضعفهاي  او همه از تصاوير ذهني او به وجود آمده اند.

زنانو مردان موفق ، مدتها است  از تصاوير ذهني و تمرين نمايش آن براي رسيدن بهموفقيت استفاده مي كنند. براي يك زندگي ايده آل كافي است  انديشه هاي خودرا به سوي بهترين ها هدايت كنيم. علم نوپاي «سيبرنتيك» ثابت كرده است كهميكانيزم خلاق دستيابي به تصوير ذهني (قوه تخيل) است.

 



* افكار مثبت

اينما هستيم كه زندگي خود را مي سازيم . آن چه كه شما را به زندگي اميدوار ميكند  وفكري كه شما را به خوشحالي و هيجان مي رساند ، از افكار مثبت سرچشمهمي گيرد .

هرگونه كه فكر و عمل كنيد ، بازتابش را خواهيد ديد. بهعبارتي گويي از پشت شيشه اي رنگي به زندگي مي نگريم و با هر  رنگي  كه بهوقايع و رويداد هاي بيروني نگاه كنيم ، همان گونه آن ها را حس مي كنيم. پسما مختاريم هر ديدي داشته باشيم .وجودلايزال  الهي ما را مختارآفريده است؛او كريم است  و ما را آزاد خلق كرده ، حتي اجازه داده تا احساس بدبختي وبيچارگي داشته باشيم. همچنين اين قدرت را به ما داده است كه با ايجادافكار و ديد مثبت ، خوشبختي را لحظه به لحظه با تمام وجود و باتك سلولهايمان حس كنيم.

تصوير ذهني مثبت در احساس ما بيشترين نقش را دارد.ما مي توانيم موفقيت ، خوشحالي و سلامتي را به خود تلقين و تأكيد كنيم. ميتوانيم احساس را در چهره ، قامت ، طرز لباس پوشيدن  و اداي‌كلمات ايجادكنيم.

اگر خود را شاهزاده بدانيم و لايق  ارزش و احترام، مردم نيزهمان گونه با ما رفتار خواهند كرد. ساده‌تر بگويم ، هر كس تصويري در ذهندارد كه حاصل تجربيات گذشته و تربيت اجتماعي اوست. با توجه به تصويري كهاز خود در ذهن شاخته ايم، ارزش و اعتماد به نفس خود را تعيين مي كنيم .تصوير ذهني ، تمام رفتار و شخصيت ما را شكل مي دهد. حال براي تثبيت تصاويرذهني مثبت بايد چه كارهايي را انجام دهيم ؟ هفته آينده به بيان راهكارهايتثبيت تصاوير ذهني مثبت مي پردازيم.



* راهكاري براي تثبيت تصاوير ذهني

چگونهقدرت رويا پردازي و تخيل خود را افزايش دهيم ؟ همين حالا بنشينيد  ويك تنگكوچك شيشه‌اي رامجسم كنيد . تصور كنيد شما يك  ماهيگير هستيد  در كناررودخانه اي  با آبي زلال. اگر تصاوير و تخيلات شما ضعيف است يك شي ء ،مثلاً ليوان را جلوي چشم خود بگيريد. چشمتان را ببنديد . حالا آن را مجسمكنيد و تا پيدا كردن تمام جزئيات در انديشه خود اين عمل را تكرار كنيد .

حال براي خود تصوير ذهني جديد را مجسم كنيد. مثلا يك گل سرخ.

ازخود چه انتظاري داريد؟ هم اكنون مجسم كنيد در اوج اقتدار و نهايت قدرتمشغول قدم زدن هستيد . از معجزه تصوير  ذهني مي توان در پيروزي  مسابقاتورزشي ، فروش بيشتر ، موفقيت در تحصيل ، ارتباط صميمي تر با خدا و خوشبختيو موفقيت نهايي استفاده كرد.

شما كه در راه اول هستيد، نااميدنشويد . باور كنيد كه موفق مي شويد . به خودتان فرصت دهيد  و تمرينات  راهر روز تكرار كنيد . شما بايد كم كم به افكار مثبت عادت كنيد ، به افكارمثبت خود فكر كنيد  و آن ها را از ياد نبريد و با امواج منفي آنگونه كهگفته خواهد شد مبارزه كنيد  و نكات زير را  را به ياد داشته باشيد:

1- دل ما هميشه به طرف انديشه ها مي رود.

2- ضمير ناخود آگاه در محيط مثبت رشد مي كند.

3- در محيط مثبت رشد كردن ، باعث ايجاد قدرت مي شود.

4- كلمات مثبت را هميشه به كار گيريد .

5- تصور كنيد امروز نخستين روز  زندگيتان است.

6- افكار مثبت را بپذيريد و به آنها خوش آمد بگوئيد .

ازخداوند كمك بخواهيد تا موفق شويد و باور كنيد  كه موفق مي شويد. حواستانباشد نگرش مثبت  به معني نديدن زشتي ها  و نقص ها نيست ، بلكه به معني درست ديدن نقص ها و دست يابي  به راههاي رفع آنها است .وقتي مي توانيم بهرفع نقص ها بپردازيم و به آنها فكر كنيم  كه به آنها با ديدي مثبت نگاهكنيم .

افكار منفي : هر فكري  كه شما را مي آزارد ، عصبي مي كند ،مي ترساند و آرامش شما را بر هم مي زند يك فكر منفي است . چنان چه شما بهطور ذهني در برابر زندگي به مقاومت بپردازيد تراكم عاطفي در ضمير باطن شماخفه خواهد شد و موجب پديدار شدن شرايط منفي مي گردد.

اگر در ذهنمانخود را كم هوش ببينيم همين طور عمل خواهيم كرد  و در رفتار بيروني ما اينكم هوشي ديده خواهد شد. افكار منفي ، حاصل خاطرات منفي و گذشته قابل تغييرنيست . علت ضعف روانكاوي اين است كه گاه با هيپنوتيزم  و روش هاي مختلفسعي در  به ياد آوردن تجارب تلخ  گذشته دوران طفوليت بيمار و زدودن آنهامي كنند. در صورتي كه آن تصاوير را بر مي گردانند و اين همان موج منفي است.
امواج منفي در تمام شرايط  به انسان هجوم مي آورد و او را تحت فشارقرار مي دهد. متأسفانه بسياري از ما عادت كرده ايم  كه منفي ببينيم و منفيبينديشيم .هفته آينده راهكار هايي براي مقابله با امواج منفي  ارايه ميدهيم .


* با امواج منفي مقابله كنيم

راه هاي مقابله با امواج منفي :

1- هر گاه امواج منفي به سراغتان آمد با همه توان ، آهسته و يا بلند فرمان بدهيد : ايست.

2- هر گاه موج منفي وارد وجودتان شد ، مي توانيد به آن فرمان دهيد : بعدي .

3-يك كش ساده تهيه كنيد ( كشي كه معمولاً در ايران به دور بسته هاي اسكناسمي بندند) ، آن را به دور مچ دست خود بياندازيد و با ارسال امواج منفي  ازسوي انديشه هايتان و يا از طرف ديگران ، آن را بكشيد و محكم رها كنيد .شوك حاصل از اين كار  به شما يادآوري مي كند كه ممكن است به ورطه منفينگري سقوط كنيد  و حتي بعد از مدتي با نگاه كردن به مچ دستتان مي‌توانيددريابيد كه به چه اندازه امواج منفي به سوي شما و ضمير ناخودآگاه‌تان هجومآورده است و شما تنها با استفاده از اين تكنيك ساده ، كه من آن را كش كشناميده‌ام ، مي‌توانيد از آنها رها شويد. اما راههاي ديگري نيز برايمبارزه با امواج منفي وجود دارد .
مجسم كنيد انديشه هاي منفي شما كمرنگو محو شده و انديشه‌هاي مثبت تان بزرگ و پرنورتر مي‌شود. براي مثال ، اگرفكر مي كنيد كه نمي‌توانيد در جمعي سخنراني كنيد ، تصور كنيد آن فكر منفي را روي تخته سياه نوشته اند و شما آن را پاك مي كنيد و يا اينكه فكر كنيداين امواج را درون  بادكنكي قرار داده‌ايد و آنها را به دور دستهامي‌فرستيد.

آنتوني رابينز براي دور كردن افكار منفي پيشنهاد مي‌كندكه 10 روز روزه فكري بگيريد و در آن 10 روز از هرگونه فكر ، احساس ، كلمه، پرسش و يا مثالي كه جنبه هاي منفي داشته باشد ، دوري كنيد.


توجهداشته باشيد : براي تثبيت هر عادت ، 21 روز زمان كافي است. هر روز صبحجملات جادويي ( از اين هفته در پايان هر مطلب ، يكي از اين جملات را برايشما هديه مي دهيم) تكرار كنيد.به جاي فكر كردن به مشكلات ، به راه حل هافكر كنيد.همچنين از سه تكنيك: ايست ، بعدي و كش كش استفاده كنيد و از خودسؤالات مثبت بپرسيد. انديشه هاي خود را تغيير دهيد تا زندگي‌تان تغيير كندضمن آنكه نبايد اجازه دهيد افكار منفي شما را محاصره كند، مثبت فكر كنيدتا زندگي تان مثبت شود. واما جمله اي جادويي براي شما :  پروردگارا ! دراين هفته ياد آورم باش كه چشمانم براي ديدن است نه براي بستن، چشمانم رابراي ديدن حقايق گشوده دار.



*  جادوي كلمات

درتمامي اديان بر روي استفاده صحيح از كلمات بسيار تأكيد شده است. نقطه شروعيعني دعوت مردم از طريق كلمات بوده و اصولاً سخناني اثرگذار و ماندگار شدهاند كه در دل ها نفوذ كرده اند.

خدا نيز تنها به واسطه كلمات با انسان ها ارتباط داشته است. «در ابتدا كلمه بود، كلمه نزد خدا بود، كلمه خدا بود.»

عيسيمسيح (ع) مي فرمايد: ( از روي سخنان توست كه عادل شناخته خواهي شد و ازسخنانت بر تو حكم خواهد شد پس زندگي و مرگ هر دو در قدرت زبان است.)

بااين اوصاف مي توان به ارزش و اهميت استفاده صحيح از كلمات پي برد. حال بهشما مي گوئيم كه با استفاده از كلمات جادويي مي توانيم به هر چه ميخواهيم، دست يابيم و تنها شرط تأثير كلمات در موفقيت ما اين است كه نسبتبه آنچه مي گوئيم با تمام وجود باور و ايمان داشته باشيم و باور و ايمانزماني در انسان به وجود مي آيد كه تمام ذهنيات منفي و حب و بغض هايي كهديد انسان را محدود مي كند از ميان برداشته شود و با نگاه خالص و توأم باآرامش عميق به دنيا بنگريم.
آنگاه امواج مثبت پرقدرت از كائنات به سويانسان گسيل مي شوند و عشق و ايمان را جاري مي كنند. هرچه ايمان و مثبتنگري ما مستحكم تر و كامل تر باشد ، قدرت روحي ما افزايش مي يابد و مازودتر به خواسته هاي خود مي رسيم. پس انسان با معجزه كلام، قدرت آن رادارد تا در يك آن، وضعيت ناخوشايندي را كه برايش ايجاد شده ، از ميانبردارد و شادماني را به جاي اندوه، ثروت را به جاي فقر و مثبت بودن را بهجاي منفي بودن برگزيند.

وقتي با تأكيد بر خصوصيات مثبت شخصي، وي رامورد ستايش قرار مي دهيم، در او نيرويي به وجود خواهد آمد كه باعث نشاط،انرژي و قدرت مي گردد؛ پس ، كلمات ، تأثير مستقيمي بر انديشه‌ها دارند واين انديشه ما است كه باورها را مي سازد. اساساً وجود ما از باورها تشكيلشده است. اگر به صورت عميق در وجود خود نظاره كنيم، در خواهيم يافت كهآنچه باعث شكل گيري ما مي‌شود و انديشه هاي ما را به وجود مي آورد؛ قبل ازاين كه مادي باشد، معنوي است.

احمد حلّت

چه چیزهایی باعث تقویت یا تضعیف حافظه می شود ؟

 

بی خوابی، بد خوابی، نگرانی و اضطراب، سوء هضم، یبوست مزاج، پرخوری، تداخل در غذا، ( به جای نظم در غذا، خوردن مواد مختلف به فاصله های کم )، زیاد خوردن ماست ترش و دوغ ، خوردن زیاد مقدار پنیر، سیب ترش، مقدار زیادی گشنیز هر کدام به طریقی فعالیت های فکری را دشوار یا حافظه و سرعت انتقال را موقتا کند می کند. بر عکس خواب مناسب، استراحت، اطمینان خاطر، تغذیه مناسب و منظم، مزاج مرتب ، مطالعه در زمان مناسب ( نه بلافاصله بعد از صرف غذا ) خوردن مقدار مناسبی  از خرما یا کشمش ، عسل و گردو به همراه پنیر، آجیل به مقدارکم، تنفس عمیق در هوای سالم و ورزش صبحگاهی، استفاده از شیر یا شیر کاکائو در صورت امکان، استراحت نیم ساعته در نزدیکی ظهر، بیدار ماندن بعد از نماز صبح یا بعد از طلوع آفتاب، خودداری از خواب نزدیک غروب آفتاب موجب نشاط و فعالیت مغز و افزایش حافظه و آمادگی برای کارهای فکری می شود.

خوردن صبحانه در ساعات اولیه بامداد (صبح نسبتا زود) به این مقصود کمک می کند . استفاده از مقدارکمی زنجبیل در غذاها ( به جای ادویه دیگر یا همراه آنها ) نیز مفید است. تلاوت آیات قرآن کریم و روزه ماه مبارک رمضان نیز به دلایلی که نیاز به بحث جداگانه دارد ، در افزایش حافظه مؤثر است.

درس خواندن در جای آرام بدون صدای رادیو، تلویزیون و صدای متفرقه نیز در تمرکزحواس ، یادگیری و به خاطرسپردن ، اثر جدی دارد.

والدین گرامی می توانید توصیه های عمومی زیر را به تدریج به فرزندانتان آموزش دهید تا بتوانند به خوبی آنها را به کار گیرند:

1-   درایام امتحان بیشتر مواظب سلامتی خود باشید تا در معرض سرما خوردگی ، گرما زدگی ، مسمومیت ها ی غذایی و اختلالات هضم قرار نگیرید و از خوردن غذا در بیرون از خانه جدا خودداری کنید. غذای خود را خوب بجوید و آرام میل کنید.

2-  همیشه به خصوص در ایام امتحانات مزاج خود را مرتب نگاه دارید : اگر دچار یبوست هستید، شبها قبل از خواب حدود 10 عدد انجیر خیسانده و 10 عدد آلوی خیسانده میل کنید.

3-  در طول روز ( اما نه همراه  غذا ) آب کافی بیاشامید ( بیش از نیم ساعت قبل از غذا و یکی دوساعت بعد از غذا اشکالی ندارد ) آشامیدن آب و نوشیدنیها در وسط غذا سبب اختلال هضم و ایجاد نفخ می شود.

4-     ازخوردن قهوه و چای خیلی پررنگ خودداری کنید. چای کم رنگ مفید است.

5-  اگر احساس خستگی می کنید کمی استراحت کنید. انسان در موقع خستگی احتیاج به استراحت دارد نه محرک . لذا مصرف قهوه را به منظور بیدار ماندن توصیه نمی کنیم.

6-     ماست و دوغ ترش خواب آور است. ماست شیرین اشکالی ندارد.

7-    نرمش و ورزش سبک را در برنامه روزهای هفته ، به خصوص ایام امتحانات قراربدهید.

8-    اگر درصبحانه پنیر می خورید آن را همراه گردو میل کنید - اما پنیر در شب باعث خواب آرام می شود.

9-    مصرف سبزیهای تازه ( البته بعد از ضد عفونی کردن ) و میوه های تازه توصیه می شود.

10-شب امتحان حتما به قدر کافی بخوابید.

11-سعی کنید شب ها زودتر بخوابید و صبح زودتر از خواب برخیزید- هرگز نزدیک غروب آفتاب نخوابید.

12-خواب نیم ساعتی نزدیک ظهر نیرو بخش و نشاط آور است ، خواب بعد از طلوع آفتاب و هنگام غروب کسالت آورمی باشد. ( درباره این مطلب توضیحات علمی کافی با توجه به تغییر سطح هورمونها در خون وجود دارد.)

13- بعد از صرف ناهار، اگر می توانید به پشت دراز بکشید در حالیکه پای راست را بر روی پای چپ قرار داده اید ، مدت 15 تا 20 دقیقه ا ستراحت کنید . ( خوابیدن را توصیه نمی کنیم ) .

14-در موقع مطالعه از خوردن تنقلات و چیزهای دیگر خودداری کنید.

15-توصیه به خواب در اوایل شب به معنای زیاد خوابیدن نیست . توصیه ما این است که خواب را در زمان مناسب داشته باشید تا حداکثر استفاده از آن را ببرید برای مثال 5/4 ساعت خوابی که از اوایل شب شروع  شود، بیش از خوابی که از آخر شب شروع شود.، به شما رضایت  و نشاط می بخشد.

16-آرامش روحی خود را با یاد خدا و انجام به موقع نمازها کامل تر کنید.

17-برخی تحقیقات علمی ( از جمله تحقیقات دکتر پولیت ارائه شده درکنگره تغذیه ژنو)  نشان می دهد تغذیه متعادل و متنوع  شامل غلات ، سبزیجات ، لبنیات، گوشت و میوه ها باعث کاهش استرس امتحان می شود.

18- صبحانه غذای اصلی است، ناهار و شام را کمی مختصرتر بخورید، اما صبحانه را کاملتر میل کنید.

19-امید و شادابی را به خودتان تلقین کنید تا موفقیت های شما بیشترشود.

غذاهای تقویت كننده حافظه

 

هر یك از ما با افزایش سن، بخشی از حافطه كوتاه مدت خود را از دست می دهیم.

تغذیه مناسب بر روی حافطه موثر است. بررسی ها نشان داده، مصرف كربوهیدرات قدرت یادآوری مطالب را بهبود می بخشد.

اخیراً در یك مطالعه اثر پروتئین و چربی را بر روی سطح ادراك و آگاهی افراد بررسی كردند.

22 زن و مرد مسن، در سنین 61 تا 79 سال، بعد از مصرف 4 نوشیدنی زیر، سه آزمایش بررسی هوش را انجام دادند. چهار نوشیدنی شامل:

1- فاقد ماده مغذی

2- كربوهیدرات

3- چربی

4- پروتئین ؛ بود و هر روز بعد از مصرف این چهار نوشیدنی در چهار روز جداگانه بررسی شد.

آزمایش بررسی حافطه شامل یادآوری لغت و متن بود كه بلافاصله یا یك ساعت بعد از مصرف موادمغذی صورت می گرفت.

سه نوشیدنی كه دارای ماده مغذی بودند،حافطه كوتاه مدت و بلندمدت را افزایش داده بودند و یك ساعت بعد از مصرف این افزایش، چشمگیرتر بود. ولی فقط پروتئین در یك آزمایش مجزا، زمینه فراموشی را كاهش داد.

نوشیدنی كه فاقد ماده مغذی بود، اثری بر روی عملكردحافطه و ذهن نداشت و نشان می داد كه دریافت موادمغذی برای كارآیی ذهن لازم است.

بنابراین سعی كنید به طور منظم و با حجم كم، وعده های غذایی را مصرف كنید. مغز شما برای عملكرد بهتر به غذای كافی و مغذی نیاز دارد. برای جلوگیری از اختلال درحافطه بلندمدت، رژیم غذایی متعادل و مناسبی را داشته باشید و هر روز مكمل مولتی ویتامین مصرف كنید.

كولین، ماده ای است كه به طور طبیعی در غذاهای چرب وجود دارد وحافظه را تقویت می كند. پزشكی از دانشگاه كارولینای شمالی بیان كرد، اگر در دوران بارداری مادر، به رژیم غذایی او كولین اضافه شود، قدرت حافظه جنین در حال رشد را برای مراحل بعدی زندگی افزایش می دهد.

 در دوران بارداری و شیردهی، ذخایر كولین بدن مادر تخلیه می شود، در نتیجه كولین كافی برای رشد طبیعی مغز در دسترس نخواهد بود. كولین برای حفظ سلامتی افراد، موردنیاز است.

كولین یك تركیب فسفولیپیدی است كه در بدن، مواد محلول در چربی را حمل و چربی ها را امولسیه* می كند. این ماده مستقیماً روی پیام های عصبی موثر است و قدرت ساخت و آزادسازی استیل كولین را سرعت می بخشد. استیل كولین یك ناقل عصبی است كه در كنترل عضلات و قدرت حافظه دخالت دارد. منابع غذایی كولین عبارت اند از: شیر، جگر، تخم مرغ و بادام زمینی. در بدن نیز از اسید آمینه متیونین ساخته می شود. كولین به صورت مكمل های خوراكی نیز وجود دارد و مقدار مورد نیاز آن برای مردان 550 میلی گرم در روز و برای زنان بالغ 425 میلی گرم در روز است.

* امولسیه:

به شكل ذرات ریز و پایدار درآوردن جسمی در یك محلول.

منبع :www.nutrition.about.com

میوه های افزایش دهنده ی هوش و حافظه(1)

 


به منظور تقویت حافطه و ارتقاء هوش باید نکاتی را رعایت کنیم که در جنبه‌های مختلف می‌تواند منجر به تقویت حافطه و هوش شود. نوع تغذیه از جمله نکات مهمی است که باید به آن توجه نمود. در زیر به نکاتی اشاره می‌کنیم که توجه به آن‌ها نقش به سزایی در تقویت حافطه دارد.

میوه‌هایی که هوش و حافطه ی مغز را افزایش می‌‌دهند، شامل موارد زیر است:


سیب:

سیب یکی از بهترین میوه‌های معجزه آسا است، که هم خاصیت خنثی کردن سم را دارد و هم قدرت غذایی. به علت داشتن مواد قلیایی، اسید اوریک را حل می‌کند و برای معالجه‌ی مرض چاقی بسیار مفید است. به علت داشتن فسفر ، تقویت‌کننده اعصاب و مغز است. سیب به علت دارا بودن ویتامین‌های A  ، B و C  و املاح سودمندی مانند کلسیم ، فسفر، منیزیم ، آهن، پتاسیم و سدیم  برای همه‌ی سنین به خصوص بچه‌ها مفید می‌باشد.

سیب با خستگی ، فشار ذهنی و کمبود مواد معدنی مبارزه می‌کند. تقویت‌کننده‌ی اعصاب و عضلات و دشمن سرسخت بوی بد دهان  و آرامش دهنده‌ی قلب است. بوییدن و خوردن سیب موجب نشاط، شادی، تقویت حافطه و سلسله‌ی اعصاب می‌گردد.

سیب قرمز بیشتر از سیب سفید مفید است؛ البته به شرطی که تازه باشد.


انگور:

انگور دارای پتاسیم است که موجب احساس شادی می‌شود. از طرف دیگر حاوی فسفات زیادی است که غذای مغز و سلسله‌ی اعصاب می‌باشد و هم‌چنین باعث ازدیاد هوش و حافطه می‌گردد.

انگور به علت داشتن منگنز، عامل رشد نیز محسوب می‌شود، چهره را روشن می‌کند و غذای مناسبی برای سلسله‌ی اعصاب به شمار می‌رود. این میوه‌ی خوشمزه باعث تقویت نیروی عضلانی می‌گردد.

انگور، جوانی دوباره ای به فرد می‌بخشد، ذهن را فعال و عضلات را قوی می‌سازد. خواص رادیو اکتیو دارد و از سقط جنین جلوگیری می‌کند.


انار:

خوردن انار، معده را دباغی کرده و ذهن آدمی را نیرو می‌بخشد و موجب تقویت حافطه می‌گردد.

چون انار قادر است معده و روده‌ها را پاک کند، لذا جدار روده را برای دفاع و دور نمودن ویروس‌ها آماده می‌سازد. بنابراین سموم به خون و قلب نمی‌ریزد و قلب رونق و حیات تازه‌ای می‌یابد و به این طریق سلول‌های کبد را فعال می‌کند.

هم‌چنین باعث دفع اوره و کلسترول  و سموم دیگر می‌گردد.

آب انار، در حفظ تعادل مایعات بدن به خصوص خون، نقش مهمی دارد؛ چون املاح آب انار با مواد آلی ترکیب شده، زود جذب می شود و در بیماری راشیتیسم، کم‌خونی ، ضعف اعصاب و تقویت عمومی بدن بسیار موثر است.

اگر خانم‌های باردار در این دوران انار مصرف کنند، بزرگترین خدمت را به فرزند آینده‌ی خود کرده‌اند؛ چرا که علاوه بر جلوگیری از ویار و نیز تقویت مادر، به رشد آینده‌ی کودک هم کمک می‌کند. انار خون‌ساز است. در موقع مصرف، زدن کمی گلپر علاوه بر بوی مطبوع به هضم آن نیز کمک می‌کند؛ ناگفته نماند انار مقوی روح و ذهن است.


انجیر:

انجیر به علت داشتن کلسیم و فسفر فراوان سبب رویش استخوان‌ها و رشد کودکان می‌گردد. ویتامین‌های آن موجب تقویت چشم می‌گردد. عناصر موجود در آن باعث تعادل اعمال حیاتی بین اندام‌ها و بدن می‌شود.

انجیر منبع تولید انرژی است. انجیر خشک قدرت غذایی فراوانی دارد. هم‌چنین انجیر، مقوی مغز و اعصاب است.