.

چگونه از قدرت ذهن – تجسم و باورهایمان بهره ببریم

 

شما جزء کدام دسته هستید؟

دسته اول:

- گروهی هستند که خود را لایق و شایسته قبولی می دانند.

- استحقاق دستیابی به موفقیت را در خود می بینند.

- بدنبال فرصتی هستند تا شایستگی های خود را اثبات کنند.

- به خواسته های خود فکر میکنند، به قبولی – به اتفاقات پس از قبولی  به دانشگاه مورد نظرشان و ...

 

دسته دوم:

گروهی هستند که همواره بدنبال جمع آوری دلایل و شواهدی برای نشدن هستند. این دسته به دنبال یافتن پاسخی هستند که اگر قبول نشوند جواب پدر و مادر را چه بدهند؟

- جواب همکاران را چه بدهند؟

- جواب دوستان و ... را چه بدهند؟

 

مهم نیست اگر جزء دسته دوم هستید، مهم این است که چگونه می توان جزء دسته اول قرار گرفت تا بتوان قطعاً موفق شد.

در پاسخ به این سؤالات که :

- چرا یکی سالم و ثروتمند و یکی بیمار و فقیر است؟

- چرا یکی همیشه پیروز و یکی بازنده و شکست خورده است؟

- چرا یکی دست به خاک می زند طلا می شود! و دیگری از چیزی که بدش می آید سرش می آید؟

- چرا یکی در آزمون های وکالت – کارشناسی ارشد – دکتری و ... قبول میشود و دیگران سال ها در انتظار قبولی می مانند؟

 

باید گفت که فکر غالب آنان: ثروت و سلامتی، پیروزی، موفقیت و قبولی در آزمون هایی مختلف می باشد و هر گونه فکر متضادی را از ذهن خود دور کرده اند. همان قانون جذب که می گوید: (( به هر چیزی که فکر کنید، همان چیز یا مشابه آن را به سمت خود جذب می کنید))

حالا بگو؛ تفاوت دسته اول با دسته دوم در چیست؟

تفاوت دسته اول و دوم نیز در نوع تفکر آنان است. دسته اول به خواسته هایش فکر می کند. دسته دوم معمولاً به نخواسته هایش!

شما نیز باید برای قرار گرفتن در دسته اول فقط به قبولی فکر کنید و اتفاقات پس از قبولی را تجسم و تصویر سازی کنید.

باید بدانید که توأم با تلاش و پشتکار در مطالعه، لازم است تا افکار حاوی اشتیاق به قبولی را نیز در ذهن خود انباشته سازیم. اگر به دنبال قبولی هستیم باید ذهنیت یک فرد قبول شده را در خود ایجاد کنیم.

هنگامی که به هدفتان برسید چه رفتار و عکس العملی از خود نشان می دهید؟ از همین حالا آنچنان رفتار کنید.

 

- همانند یک وکیل رفتار کنید – همانند یک دانشجوی کارشناسی ارشد در رشته مورد نظر خود رفتار کنید.

خود را یک وکیل پایه یک دادگستری – یک فرد با تحصیلات کارشناسی ارشد – دکتری  - یک استاد دانشگاه - .یک مؤلف – یک پزشک – یک مهندس یک نماینده مجلس – یک رئیس جمهور و ... بپندارید و آن را تجسم و باور و همانگونه رفتار کنید.

 

ممکن است برای ساده اندیشان این دستور العمل به نظر غیر ممکن و رویا پردازی باشد اما با دقت و تأمل در اطرافمان پی به صحت این دستور العمل خواهیم برد.

مثال: تلفن (بِل) – هواپیما (برادران رایت) – روشنایی لامپ (ادیسون) و ... همه نمونه هایی از تصور و تجسّم یک چیز قبل از ایجاد آن

می باشد، و همگی صحت این دستور العمل را اثبات می کنند.

 

ضمن اینکه تلاش و پشتکار لازم است اما شرط لازم برای موفقیت داشتن تصور و تجسم ذهنی مثبت است یعنی قبل از هر اقدامی

 (برنامه ریزی و اجرا) شما باید دارای رؤیا، امید و آرزو باشید و در این صورت است که مطمئن باشید که موفق خواهید شد.

اشتیاق فروان و باور شماست که همانند یک موتور محرکه در شما انگیزه تولید نموده و شما را به سمت هدف رهنمون می سازد.

اگر شما بتوانید از قبل هدفتان را ببینید، در آن صورت می توانید استعدادهای خود را بهتر بروز دهید. چرا که شما سرشار از استعداد هستید.

 

حال ممکن است این سؤال مطرح گردد که من نیز دارای رؤیا و امید و آرزو بوده ام. خیلی هم آنها را تصوّر و تجسم کرده ام اما هیچگاه آنها صورت واقعی بخود نگرفته اند. چرا؟

 

در پاسخ باید گفت: در قطعی بودن این اصل هیچ شکی نیست اما تفاوت شما با گراهام بل – برادران رایت - ادیسون و یا سایر افرادی که در

آزمون های مختلف حقوقی قبول می شوند در نحوه نگرش و سئوالی است که طرح می کنید:

شما می گویید چرا رؤیا  و تجسم من تبدیل به واقعیت نمی گردد اما یکایک آن ها گفتند: چگونه رؤیا و تجسم خود را تبدیل به واقعیت کنم؟

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم خرداد 1389ساعت 23:35  توسط مهدی  | 

قدرت ذهن و تاثيرات آن

 

مغز شما ابزاري کاملاً پويا و ديناميک است. از لحظه اي که به دنيا مي آييد و تا زماني که از دنيا برويد، تريليون ها مدار را آزمايش و تست ميکند تا شما در مسير زندگي خود پيش رويد. اگر سيم کشي ها مفيد و صحيح باشد، شما به فردي موفق در زندگي تبديل خواهيد شد، و اگر که نه مطمئناً شکست خورده خواهيد بود. مسئله ي اميدوارکننده اين است که هر چقدر شما از مغزتان استفاده يا سوء استفاده کنيد، عاقبت به اوج قوه ي ذهنيتان خواهيد رسيد—زماني در زندگيتان که قدرت هاي شناختي و خلاقيتي شما در آخرين حد خود کار مي کنند.


اما مي دانم که بسيار دوست داريد بدانيد که چه وقت اين زمان فرا مي رسد؟ يا شايد آن را گذرانده باشيد؟ پاسخ اين سوال به عواملي بستگي دارد که قدرت ذهني را تشکيل مي دهند.

بنابر تحقيقات، شما زماني به اين نقطه ي اوج مي رسيد که بين سه عامل زير تعادل برقرار کرده باشيد:


1. توانايي در جذب اطلاعات جديد


2. توانايي براي ارائه ي ايده و عقيده هاي خود


3. توانايي به کار انداختن آن ايده ها و عقايد از طريق تجربه و تفکر انتقادي



بگذاريد ببينيم که هر کدام از اين توانايي ها چگونه در طي زندگي شما پرورش مييابند.



جذب اطلاعات


توانايي شما براي جذب اطلاعات جديد به سخت افزار مغز شما مرتبط است. گرچه اکثر سلول هاي مغزي قبل از تولد شکل مي گيرند، اما اکثر ارتباطات بين اين سلول ها در طي دوران طفوليت و کودکي ايجاد مي شود. به همين دليل است که مغز يک کودک 3 ساله دو برابر مغز يک انسان بالغ کار مي کند.

مغز يک کودک، علاوه بر فعال شدن بيش از اندازه، بسيار متراکم است. مغر در اولين دهه ي عمر خود به همين صورت باقي مي ماند، تا سن 11 سالگي که در تلاش براي جدا شدن از ارتباطات زائد و غير ضروري برمي آيد.

اين مرحله که متخصصين آن را "هَرس کردن" مي نامند، با ايجاد ارتباطات قوي تر و کارآمدتر، قدرت هاي شناختي مغز را افزايش مي دهد. دکتر هري چوگاني، استاد عصب شناسي کودکان در دانشگاه ايالتي واين، اظهار مي دارد: "مغز نيز در اين دوره مانند يک بزرگراه است. جاده هايي که ترافيک بيشتري داشته باشند، گسترده تر ميشوند. و آنها که به ندرت مورد استفاه قرار مي گيرند، خراب خواهند شد."


در نوجواني، غلبه بر برخي توانايي ها—مثل يادگيري زبان سواحيلي يا نواختن قره ني—بدون تمرين و پشتکار زياد، بسيار مشکل خواهد شد. خوشبختانه مغز شما با تقويت نيروهاي بينشي و قضاوتي، از عهده ي اين کمبودها برمي آيد. شما همچنين بهتر مي توانيد در اين دوره با احساسات خود برخورد کنيد.

 



در دهه ي 20 سالگي مغز شما بايد مثل يک دستگاه خوب روغن کاري شده، کار کند. در اين نقطه، تجربيات زندگي شما با ايجاد ارتباطات بادوام و مستحکم کمک بسياري مي کند. اما شما هنوز هم دچار اشتباهاتي مي شويد که اکثر آنها مربوط به مسائل جنسيتان مي شود نه مغزتان!

سعي کنيد تا مي توانيد از دوران اوليه مغز خود نهايت استفاده را ببريد چون با گذشتن از مرز 20 سالگي، مغز شما هر ساله 1 گيگ از حجم خود را از دست مي دهد و خوشبختانه بعضي از اين تلفات با تقويت عصب هاي باقي مانده جبران مي شوند. يعني اينکه حتي پس از رفتن به خانه ي سالمندان، شما هنوز قادر خواهيد بود اطلاعات جديد را جذب کنيد.



توليد ايده و عقايد


با اينکه مغز شما در طول زندگي قادر به ساختن ايده هاي جديد و افکار خلاق است، جامعه براي پي بردن به کل محتواي اين نيروي بالقوه، از بروز آن ممانعت خواهد کرد.

براي مثال در نظر بگيريد در سن 5 سالگي شما تقريباً از %80 نيروي بالقوه ي خلاقيت خود استفاده مي کنيد. در آن سن شما با خلق بازي هاي جديد و يافتن دوستاني تازه، چه واقعي و چه خيالي، از خلاقيت خود استفاده مي کنيد. اما، وقتي به 12 سالگي مي رسيد، نيروي بالقوه ي خلاقيت شما به %2 نزول خواهد کرد. اين کاهش شديد نشانگر فشارهاي اجتماع براي همرنگ شدن با جامعه است. با بالا رفتن سن کودکان، زمان بازي کوتاه تر مي شود، درحاليکه مسئوليت ها و فشارهاي زندگي واقعي افزايش مي يابند. در حقيقت، شما هيچگاه نيروي خلاقيت خود را از دست نميدهيد؛ فقط تشويق و ترغيب اطرافيان کمرنگ يا پررنگ مي شود .

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم خرداد 1389ساعت 20:52  توسط مهدی  | 

قدرت ناخودآگاه ذهن

 

 

یکی از بهترین راههای تقویت توانایی یادگیری و بالا بردن نمراتتان این است که راه و روش کار کردن با قدرت ذهن ناخودآگاهتان را یاد بگیرید.

فرایند فکر کردن ناخودآگاه است و ما آگاهانه از نتایج آن باخبر می شویم. همه تغییرات در ناخودآگاه ما صورت می گیرد. زمانیکه آمادگیش را داشته باشیم، با آگاهی از نآآن تغییر باخبر میشویم.

اما این یعنی چه؟

اگر علاقه مندید بدانید این چه مفهومی دارد، مقاله را با ما دنبال کنید...

تقریباً دو میلیون بیت ( واحد اطلاعات ) در هر ثانیه وارد سیستم عصبی انسان می شود. تقریباً می توان گفت که ما با بمبارانی از اطلاعات روبه رو هستیم. برای حفظ سلامت عقل، ذهن هوشیار ما اکثر محرک ها را فیلتر می کند و میلر (1956) کشف کرده است که ما فقط می توانیم مثبت هفت یا منفی دو بیت اطلاعات در یک زمان استفاده کنیم.

این ذهن ناخودآگاه است که با سایر اطلاعات بالای هفت بیت (مثبت و منفی دو) سروکار دارد که در یک زمان خاص به آن توجه نمی کنید. به محض اینکه توجهمان را به چیزی می دهیم، آنوقت است که ذهنمان آگاه می شود. بعضی از قسمت های فیزیولوژی شما همیشه ناخودآگاه می ماند. این اصلاً نباید مایه تعجب باشد. ذهن ناخودآگاه ما همیشه مراقب ماست. ما که قلب، ریه ها، کلیه ها و سیستم ایمنی بدنمان را آگاهانه اداره نمی کنیم، می کنیم؟

می خواهیم به شما نشان دهیم که چطور برای دست یافتن به قدرت ذهن ناخودآگاهتان از ذهن آگاهتان بگذرید. ذهن ناخودآگاه تقریباً 90% از کل قدرت ذهن شما را گرفته است، درمقابل 10% از ذهنتان که برای فعالیت های روزمره از آن استفاده می کنید. ذهن ناخودآگاه گنجینه ای بسیار گرانبهاست، گنجینه ای از مهارت ها، حافظه، و تجربه.

قدرت تفکر مثبت را می توان با استفاده از تاییدات و تصدیق ها تقویت کرد. تصدیق یک عبارت کوتاه در زمان حال است که مداوماً برای تاثیرگذاشتن روی ذهن ناخودآگاه تکرار می شود. ایدآلترین آن باید کوتاه و کاملاً واضح باشد. این اهمیت زیادی دارد چون ذهن ناخودآگاه نمی تواند به سادگی عبارات و جملات طولانی و پیچیده را تحلیل کنذ. ذهن ناخودآگاه معمولاً با جملات کوتاه و مناسب بیشتر تاثیر می گیرد.

اما اکثریت مردم عادت به منفی اندیشی دارند. این یعنی بیشتر روی نقاط مشکل دار زندگی خود متمرکز می شوند و مداوماً اتفاقی را که دوست ندارند بیفتد، بر زبان می آورند. این مسئله معمولاً باعث می شود که مشکلات اصلی بیشتر و بیشتر شده و وضعیت حتی بدتر هم بشود. مثلاً یک دانش آموز ممکن است مداوم با خود بگوید:

"من هیچوقت در این امتحان موفق نمی شوم".

یا "همیشه وقتی می خواهم درس بخوانم حواسم پرت می شود".

یا "من نمی توانم روی درسم تمرکز کنم".

دانش آموزی که مداوم این تاییدات منفی را با خود تکرار می کند، چه آگاهانه و چه ناآگاهانه، معمولاً به احتمال کمتری در امتحانات خود موفق می شود و هیچوقت نخواهد توانست روی درس خود تمرکز کند.

 

 

پشت هر احساس منفی یک فکر یا باور است و در اکثر موارد اینها افکار و عقایدی ناسالم هستند. از ناسالم منظور این است که نمی توانند به شما برای رسیدن به آنچه در زندگی می خواهید کمک کنند. یعنی هیچ خدمتی به شما نمی کنند.

باور (معمولاً ناخودآگاه) مثل ماشه اسلحه می ماند و باعث می شود که در برخی موقعیت های خاص زندگی شکست بخورید.

این را یادتان باشد: اگر مثبت فکر نکنید و فکرتان را با افکار و باورهای مثبت پر نکنید، آنوقت افکار منفی برای خالی کردن شکاف ها می آیند.

لطفاً هیچوقت توانایی های خودتان را دست کم نگیرید. هیچوقت نباید فکر کنید که توانایی انجام کاری را دارید یا نه. سوال اصلی این است که آیا می خواهید فلان کار را بکنید یا نه!

در مثالهای بالا، آن دانش آموز تاییدات منفی را وارد مغزش می کرد. درحالیکه باید آنرا با تاییدات مشابه اما مثبت آن جایگزین می کرد.

"من می دانم که در امتحاناتم موفق می شوم".

یا "وقتی برای درس خواندن می نشینم، اصلاً حواسم پرت نمی شود".

یا "قدرت تمرکزم رو به پیشرفت است".

شاید انجام اینکار به نظر سخت بیاید، مخصوصاً در انجام کاری که به نظرتان خیلی دشوار است. اما باور کنید، این هم مثل خیلی چیزهای دیگر، فقط تمرین می خواهد.

هرچه این تاییدات را بیشتر و بیشتر با خود تکرار  کنید، آگاهانه یا ناآگاهانه، سریعتر به واقعیت تبدیل خواهد شد. اما باید مراقب باشید چون این روش هم برای افکار منفی و هم مثبت به این خوبی عمل می کند. یک زمان عالی برای تکرار تاییدات مثبت قبل از خواب یا بعد از بیدار شدن در صبح است. در این اوقات، ذهن ناخودآگاه شما بیشترین ارتباط را با شما خواهد داشت. اگر بتوانید آن عبارات را در طول روز با خود تکرار کنید یا حتی بنویسید و کپی هایی ازآن را همه جای خانه بگذارید، خیلی بهتر خواهد بود.

یک جایگزین خیلی خوب این تاییدات "پیام های نیمه خودآگاه" است .

قدرت پیام های نیمه خودآگاه در طول سالها به اثبات رسیده است و برای برنامه ریزی ذهن ناخودآگاه از طریق روش های سمعی و بصری استفاده می شود. درواقع، پیام های نیمه خودآگاه در عملکرد خود در ذهن ناخودآگاه آنقدر قدرت دارند که در سال 1974، دولت امریکا همه انواع تبلیغات رادیو و تلویزیون با روش پیام نیمه خودآگاه را ممنوع کرد.

 پیام های نیمه خودآگاه با کار کردن در سطحی که توسط ذهن خودآگاه قابل تشخیص نیست، به ذهن ناخودآگاه می رسند. درنتیجه ذهن خودآگاه هیچوقت فرصتی برای رد کردن آن پیدا نمی کند و ذهن ناخودآگاه می تواند آن را پذیرفته و برحسب آن عمل کند.

استفاده از پیامهای نیمه خودآگاه دو روش دارد: سمعی و بصری

پیامهای نیمه خودآگاه بصری تاییداتی هستند که با سرعت بالایی پیش روی چشم فلاش زده که ذهن خودآگاه قادر به تشخیص آن نیست. درنتیجه این تاییدات مستقیماً وارد ذهن ناخودآگاه می شوند که بلافاصله هم آنرا درک کرده و نسبت به آن عمل می کند.

پیام های نیمه خودآگاه سمعی هم به همان روش عمل می کنند بااین تفاوت که دراین روش، صدایی با فرکانسی که بالاتر از آستانه نرمال شنوایی انسان است، اجرا می شود. در این حالت هم مثل نوع بصری، بااینکه ذهن خودآگاه  قادر به تشخیص آن نیست، ذهن ناخودآگاه آن را دریافت کرده و بلافاصله به آن واکنش می دهد.

هر دو نوع آن در رسیدن به قدرت شگرف ذهن ناخودآگاه بسیار نیرومند هستند.

وقتی قدرت ذهن ناخودآگاه خود را درک کردید و شروع به تحت کنترل درآوردن آن کردید، قادر خواهید بود نمراتتان را با سرعت زیادی بالا برده و فرایند یادگیری خود را شدیداً تقویت کنید. آنوقت است که درس خواندن برایتان لذت بخش خواهد بود نه یک فعالیت اجباری.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم خرداد 1389ساعت 18:14  توسط مهدی  | 

هدف و قدرت ذهن

 

شناخت قدرت ذهن واقعا فوق العاده س ! ... دارم از زندگيم لذت مي برم ... هر چي مي خوام اتفاق مي افته فقط کافيه يه ذره روش تمرکز کنم و روي کاغذ بنويسم ... خيلي جالب بود وقتي توي کتاب هدف خوندم که 98 % افراد هدف ندارن ... ما خيلي هامون فکر مي کنيم هدف داريم ولي اونا فقط ارزشه ... مثل خوشبخت شدن يا يه کار خوب ، يه زندگي خوب ، ايمان قوي و ...


                               

                                            


 

هدف بر طبق کتاب هدف برايان تريسي بايد اين شش تا خصوصيت رو داشته باشه :
1-    
چيزي باشه که شخصا اون رو بخوايم و ميل رسيدن بهش به قدري باشه که فکر رسيدن بهش شادمون کنه
2-    
روشن و مشخص باشه و اگه به يه بچه بگي قشنگ بفهمه !
3-     قابل اندازه گيري باشه ( مثلا تا فلان تاريخ در آمدم 100,000
دلار باشه )
4-    
باورکردني باشه . نمي شه اين قدر بزرگ يا اون قدر مسخره باشه که عملا دستيابي بهش غير ممکن باشه
5-    
بايد شانس دستيابي بهش 50 – 50 باشه!
6-     با ساير اهداف هم خوني داشته باشه . مثلا نمي شه موقعيت مالي عالي بخواين و هر روز هوار ساعت توي اينترنت ول بگردين!


       


 

يه تمرين جالب داره براي اينکه بفهمين هدف واقعي تون چيه ... سي روز هر روز اهدافتون رو بنويسيد . هر روز بدون اينکه به ليست روز قبل نگاه کنيد اين کار رو انجام بديد ... اون هدفي که توي هر سي روز يا اکثر روزا تکرار شده فقط هدف واقعي شماست .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1389ساعت 19:56  توسط مهدی  | 

دگرگونی ذهن

 

هرگاه ذهن انسان به افق تازه‌ای از اندیشه‌ی مثبت گسترش یابد، دیگر هرگز به موقعیت اولیه‌ی خود باز نخواهد گشت. گویی ‌از دروازه‌ای گذشته‌ است که بازگشت به مکان و موقعیت پیشین، برایش ممکن نیست و آن، چیزی نیست ‌‌جز‌ تفکر مثبت (دگرگونی).

 دگرگونی‌هایی هم‌چون:

 

- تمایل به اندیشیدن و عمل‌کردن به‌جای ترس از تجربه‌های گذشته‌

گفت گذشته دردناک و آینده نامعلوم است

گفتم زندگی آب‌تنی کردن در حوضچه‌ی اکنون است‌

 

- توانایی قاطع برای لذت بردن از هر لحظه‌ی زندگی

گفت زندگی‌ام از تجربه‌ها خالی‌ست

گفتم زندگی خالی نیست، مهربانی هست، سیب هست، ایمان هست‌

 

- عدم تمایل به قضاوت و داوری در مورد دیگران

 

- عدم تمایل به تغییر و تفسیر اعمال دیگران‌

 

- عدم تمایل به نگران‌شدن‌

 

- تشکر و قدردانی مکرر و احساس رضایت باطنی از خداوند، مردم و طبیعت‌

گفت خدا را کجا می‌توان یافت

گفتم در همین نزدیکی، لای این شب‌بوها، پای آن کاج بلند‌

 

- برخورداری از چهره‌ای متبسم

زندگی یعنی همین پروازها

صبح‌ها،‌ لبخندها، آوازها

واژه‌ای زیباتر از لبخند نیست

با لب خندان، کسی در بند نیست

یک لبخند نه‌تنها چهره‌ی انسان را آرام و زیبا می‌کند‌ بلکه آرامش و زیبایی درونی نیز به او می‌بخشد.

 

- آمادگی فراوان‌ برای پذیرش عشق و کشش غیرقابل کنترل برای ایثار آن؛ عشق یعنی ایثار!

نگاه کن! پروانه را که جان عزیز خویش را فدای شعله‌ی شمع می‌کند و هستی‌اش را با ایثار و عشق در کویر آتش‌ می‌سوزاند.

رمز خوشبختی به‌جز در عشق نیست

کِی شود زیبا بدون عشق زیست

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اردیبهشت 1389ساعت 21:0  توسط مهدی  | 

شش روش برای ایجاد مغز هوشیار

شش روش برای ایجاد مغز هوشیار


مغز، سلطان بدن است و برای داشتن یک سلطان لایق، مراقبت های ویژه ای لازم است. بعضی اوقات حس می کنیم که حافظه ما خوب کار نمی کند و یا در حفظ و یادگیری مطالب دچار مشکلاتی شده ایم. در همین راستا دانشمندان تحقیقات فراوانی روی کارایی مغز انسان در شرایط گوناگون انجام داده اند و همواره به دنبال به دست آوردن روش های مفیدی بوده اند تا بازدهی مغز را بالا ببرند. اما با این همه تلاش و کوشش، هنوز مسائل و ابهامات بسیاری درباره ی فعالیت مغزی افراد مختلف وجود دارد.

تحقیقات نشان می دهد که انسان ها دارای کارایی های مغزی گوناگونی هستند و این کارایی ها دلایلی مانند وراثت، تغذیه ، تربیت مغز و .... دارد. نتیجه چندین سال تلاش و کوشش دانشمندان، راه هایی است که ما می توانیم برای داشتن یک مغز آماده و مفید به کارگیریم.

داروهای هوشمند

همه انسان ها وقتی به سن چهل سالگی می رسند، تغییراتی را در توانایی های روانی خود به خوبی درک می کنند. این آغاز فرآیند تدریجی است که بسته به شدت میزان آن، حتی می تواند به جنون ختم شود. در اینجا این سؤال مطرح می شود که آیا می توان به وسیله دارو، این حالت خاص را بهبود دهیم یا به طور کلی از بین ببریم یا حتی در مرحله ای پیشرفته تر از بروز آن جلوگیری کنیم؟

کودکانی که در صبحانه خود از نوشیدنی های شیرین و گرم استفاده می کنند ، در انجام تست های حافظه و توجه ، همسطح افراد هفتاد ساله عمل می کنند.

در حال حاضر در بازار داروهایی وجود دارد که به نوعی این کار را انجام می دهند، به این داروها داروهای «افزایش هوشیاری» می گویند و محققان روی داروهای جدیدی در همین زمینه هم کار می کنند. یکی از معروف ترین این داروها MODAFINIL است که به خوبی حالت نارکولپسی را برطرف می کند. نارکولپسی در انسان باعث خواب ناگهانی می شود و فعلاً MODAFINIL بهترین گزینه برای درمان آن است. این دارو می تواند شخص را متناوباً 90ساعت بیدار نگه دارد و برخلاف آمفتامین ها و حتی قهوه، عوارض بسیار کمی دارد. تحقیقات نشان می دهند فقط تعداد کمی از کسانی که MODAFINIL مصرف می کنند از نارکولپسی  رنج می برند و اکثر آنها کسانی هستند که نمی خواهند بخوابند. این وضعیت در مورد داروهای زیاد دیگری هم صادق است، یعنی مردم به خاطر مشکل یا بیماری خاصی آنها را مصرف نمی کنند، بلکه از آنها استفاده می کنند تا از اثرات آنها در زندگی روزانه بهره مند شوند. نمونه دیگر این داروها RITALIN است؛ دارویی که مردم در بسیاری موارد صرفاً برای افزایش قوه تمرکز خودشان از آن استفاده می کنند، اما این استفاده بی رویه هم می تواند برای انسان خطرساز باشد. دکتر دانیلی پیوملی، یکی از محققان دانشگاه کالیفرنیا در این مورد می گوید: « ما باید مراقب چیزهایی که می خواهیم، باشیم .» او که روی افزایش قدرت و نحوه عملکرد انسان کار می کند، در عین حال بر استفاده ازاین داروها در موارد خاص تأکید می کند و می گوید:«بالاخره باید به یاد آوردن چیزهایی را که نمی خواهیم، پایان دهیم .»

استفاده از داروها برای بهبود عملکرد مغز انسان، آینده روشنی دارد و دانشمندان امیدوارند روزی بتوانند عملکرد مغزی انسان های سالخورده را مانند جوانان، بدون اشتباه کنند.

تغذیه مناسب

مغز انسان ، یکی از حریص ترین ارگان های بدن محسوب می شود که احتیاجات رژیمی ویژه ای دارد. به همین خاطر «هر چیزی که شما می خورید بر نحوه فکر کردنتان تأثیر می گذارد». چندان هم عجیب نیست. از این رو محققان تحقیقات گسترده ای در زمینه تغذیه انجام داده اند.

یکی از جالب ترین تحقیقات در زمینهخوردن صبحانه است. با هر بار صبحانه خوردن، میزان زیادی گلوکز که غذای اصلی مغز است ، به بدن وارد می شود و طی مطالعات بسیار زیاد انجام شده، مشخص شده است افرادی که صبحانه نمی خورند ، کارایی کمتری در مدرسه یا محل کار دارند.

یکی از جالب ترین تحقیقات در زمینه خوردن صبحانه که در سال 2003 انجام شد، اثبات کرد کودکانی که در صبحانه خود از نوشیدنی های شیرین و گرم استفاده می کنند، در انجام تست ها و توجه ، همسطح افراد هفتاد ساله عمل می کنند. در تحقیق دیگری که توسط «باربارا استووارت» از دانشگاه آستر انگلیس انجام شد، بر نقش بسیار مؤثر لوبیا تأکید شده است. این ماده سرشار از پروتئین  به همراه نان در برنامه غذایی روزانه کودکان باعث می شود آنها سخت ترین تست های مرتبط با آگاهی فکری را به راحتی انجام دهند.

بعد از صبحانه نوبت به غذاهای اصلی می رسد. دانشمندان بر استفاده فراوان از تخم مرغ و سالاد در رژیم غذایی تأکید می کنند. در تخم مرغ  میزان فراوانی کولین وجود دارد که از این ماده در بدن برای تولید انتقال دهنده های عصبی استیل کولین استفاده می شود. محققان در دانشگاه بوستون با کاهش میزان استیل کولین در مغز متوجه شدند که کمبود این ماده باعث می شود شخص  خود را در زمینه به یاد آوردن الفباء و حروف کلمات از دست بدهد. کمبود این ماده در مغز همچنین می تواند باعث آلزایمر  شود و تحقیقات نشان می دهد افزایش این ماده در مغز می تواند روند فراموشی مربوط به پیری را کند کند.

هنگام خواب ، مغز با تردستی راه حل های خلاقانه ای پیدا می کند، پس اگر شما هم در حل مسئله ای مشکل دارید و منتظر یک لحظه اوره کائی (یافتم معروف ارشمیدس ) هستید، بهتر است همین حالا به خواب ناز فرو روید.

از دیگر غذاهای توصیه شده سالادها هستند. این غذاها دارای مقدار بسیار زیادی آنتی اکسیدان هستند که در آنها میزان فراوان بتاکاروتن، ویتامین E  و C  وجود دارد. محققان اعلام کرده اند افزایش آنتی اکسیدان در مغز باعث افزایش قدرت یادگیری حتی در سن بالا می شود، به گونه ای که آنها در دانشگاه کالیفرنیا موفق شدند به یک سگ پیر چیزهای جدیدی آموزش دهند. دانشمندان حتی تأثیر دسرها بر فعالیت مغز را هم مورد بررسی قرار داده اند. آنها بهترین دسر پس از صرف ناهار را ماست می دانند چون به راحتی استرس های بعدازظهر را برطرف می کند و دلیل آن این است که ماست  دارای تیروزین های آمینواسید است. از این ماده در مغز برای ساخت انتقال دهنده های عصبی و نورآدرنالین استفاده می شود که این دو ماده تأثیر زیادی در برطرف شدن استرس دارند.

محققان توصیه می کنند در عصر هم مقدار کمی غذا خورده شود تا گلوکز مورد نیاز مغز آماده شود، البته تاکید آنها بر یک وعده بسیار سبک و مقوی است.

شصت درصد ساختار مغز چربی است ، به همین خاطر این قسمت از بدن باید همیشه چرب نگه داشته شود. بهترین گزینه برای این منظور اسید چرب  امگا3  است که به میزان بسیار زیاد در دی اچ ای (DOCOSAHEXAENOIC) یافت می شود. این ماده در یکی از لذیذترین غذاهای دنیا به میزان بسیار زیاد وجود دارد یعنی در ماهی . به همین دلیل ماهیبهترین غذای مغز است و مصرف همیشگی آن تأثیر مثبت بسیار زیادی در کارایی مغز دارد.

در پایان روز هم دانشمندان توصیه می کنند میوه های تازه مانند توت فرنگی و تمشک مصرف شود. میوه ها به خصوص توت فرنگی و تمشک در تقویت  کوتاه مدت تأثیر زیادی دارند.

موسیقی

در حدود یک دهه پیش، فرانسیس روشر که یک روان شناس در دانشگاه ویسکانسین ایالات متحده است، طی یک تحقیق علمی اعلام کرد گوش دادن به سمفونی های موتزارت ، استدلالات ریاضی انسان را پیشرفت می دهد. این یافته او در آن سال بازتاب های بسیار گسترده ای داشت. آنها حتی توانستند اثبات کنند، تأثیر سمفونی های موتزارت با دیگر موسیقی ها تفاوت دارد.

این کشف، تأثیر موسیقی بر فعالیت های مغز را دقیقاً اثبات کرد و از آن روز به بعد موسیقی درمانی و استفاده از موسیقی در خیلی از درمان ها رواج یافت ، اما برای استفاده از موتزارت برای تمدد اعصاب باید به برخی نکات توجه کرد.

موتزارت روی هر شخصی تأثیر گذار نیست. با این حال همین که شخص هنگام گوش دادن به موسیقی احساس می کند موسیقی بر عملکرد مغز وی تأثیر می گذارد ، باعث می شود یک احساس آرامش به شنونده دست دهد .البته این حالت را با کارهای دیگر هم می توان به دست آورد، اما موسیقی گزینه مناسب تری به نظر می رسد. هرچند گوش دادن به داستان هم می تواند تأثیری برابر گوش دادن به موسیقی داشته باشد.

موسیقی می تواند حتی تأثیر بیشتری بر مغز انسان داشته باشد و این بار کلید کار، درس های موسیقی است .محققان با مقایسه کودکان شش ساله که آموزش های موسیقایی می بینند با دیگر کودکان، متوجه شدند ضریب هوشی این کودکان دو تا سه امتیاز بیشتر از کودکان دیگر است. در تحقیقی مشابه، روشر کشف کرد کودکانی که پیش از مدرسه آموزش موسیقی ببینند نسبت به کسانی که پیش از مدرسه دوره های کامپیوتر را پشت سر گذاشته اند، دارای استدلالات عددی و ریاضی بهتری هستند. شاید موسیقی باعث افزایش مهارت های روانی در کودکان می شود. حرکت همزمان انگشتان دو دست و توجه به متن موسیقی و نت و هارمونی، وقتی که به صورت هماهنگ در کنار یکدیگر قرار می گیرند، مسلماً باعث تقویت فعالیت های قسمتی از مغز می شوند، اما این فعالیت ها هنوز کشف نشده اند. نکته مبهم دیگر تأثیر موسیقی بر ضریب هوشی افراد بزرگسال است. فعلاً دانشمندان پاسخ قطعی در این زمینه ندارند ،اما یادگیری موسیقی را به بزرگسالان توصیه می کنند.

استفاده با صرفه از مغز

تا چندی پیش ضریب هوشی یک شخص - مقیاسی برای توانایی های حل مشکلات هوشی یک شخص - پدیده ای ثابت برای انسان فرض می شد که میزان آن مستقیماً از راه وراثت تعیین می شد، اما اخیراً دانشمندان نظریه ای مطرح کرده اند که در آن میزان ضریب هوشی هر شخص به عملکردی پایه ای در مغز انسان با نام حافظه فعال» بستگی دارد؛ بدین صورت که هرچه جاری انسان بیشتر شود، میزان ضریب هوشی او هم افزایش می یابد. 

حافظه  جاری، سیستم ذخیره کوتاه مدت مغز انسان است . در این بخش مسائل هوشی انسان حل می شوند، مثلاً اگر شما بخواهید 7+6-73 را حل کنید، این قسمت از مغز شما - حافظه جاری - قسمت وسطی فعالیت ذهنی شما که برای حل مسئله لازم است را در خود نگه می دارد. میزان اطلاعاتی که حافظهجاری می تواند در خود ذخیره کند، به آگاهی عمومی شخص بستگی دارد.

به تازگی یک تیم تحقیقاتی در انستیتو کارولینا استکهلم به رهبری ترکل کلینگبرگ به نشانه هایی دست یافته است مبنی بر این که سیستم عصبی که درجاری قرار دارد، ممکن است با تمرین بزرگ شود. آنها با استفاده از نوعی اسکن مغناطیسی پیشرفته، فعالیت های مغزی چند شخص بالغ را پیش و پس از یک برنامه تمرینی جاری اندازه گیری کردند . این برنامه کارهایی از قبیل حفظ کردن موقعیت یک سری نقطه در یک صفحه شطرنجی بود. پس از پنج هفته تمرین، آنها متوجه شدند فعالیت های مغزی افراد مورد نظر در قسمتی از مغز که با این نوع فعالیت ها درگیر است، افزایش یافته است.

اما نکته شگفت انگیز در این آزمایش این بود که هنگامی که گروه، این آزمایش ها را روی کودکان اعمال می کرد، متوجه شد این بار به جای سیستم عصبی موجود درجاری، قسمتی از مغز که مربوط به آگاهی عمومی کودکان است، رشد یافته و ضریب هوشی کودکان هشت درصد افزایش یافته است .

با این که دانش مربوط به  جاری، روزهای اولیه خود را سپری می کند، کلینبرگ امیدوار است تمرین های فعال، کلید بازکردن قفل قدرت باشد. او در این مورد می گوید : «عوامل وراثتی و دوران جنینی نقش بسیار زیادی در میزان توانایی فعالیت های مغزی دارند، اما فراتر از آن، چند درصد - که هنوز میزان آن مشخص نیست وجود دارد که می توان با تمرین آنها را افزایش داد.»

استراتژی

فرض کنید در یک تالار سخنرانی هستید و در آن تالار ، ششصد نفر حضور دارند. اگر تمام این افراد نام خود را به شما بگویند و یک ساعت بعد از شما بخواهند که آنها را تکرار کنید، ممکن است دچار سرگیجه شوید. این بدان خاطر نیست که شما نمی توانید این کار را انجام دهید، بلکه مشکل اینجاست که شما تکنیک ها و روش های مربوط به انجام آن را نمی دانید. اما افرادی هستند که می توانند این کار را به صورت عادی انجام دهند. آنها می توانند هزاران عدد ، اشعار بسیار قدیمی و غیر مستعمل، و صدها هزار کلمه بدون استفاده را حفظ کنند. در یکی از مسابقات جهانی در این زمینه ، «النور مگ وایر» و تیم همکارش از دانشگاه لندن، هشت نفر از بهترین های مسابقات را زیر نظر گرفتند. آنها حین آزمایش های متفاوت، به مدرکی که ثابت کند این افراد از ضریب هوشی بالایی برخوردار هستند دست نیافتند، اما متوجه شدند این افراد هنگام حفظ کردن از سه منطقه مغزشان برای انجام کار استفاده می کنند و این در حالی است که آنها در تست های حفظ کردنی از این مناطق ویژه مغزی استفاده نمی کنند. دلیل این امر را می توان استراتژی خاص آنها برای حفظ کردن دانست. مثلاً آنها برای حفظ کردن نحوه و ترتیب چیدن یک دسته برگه ، به هر کدام از آنها یک شخصیت می دهند و برای حفظ کردن ترتیب قرارگیری، یک داستان بر اساس نحوه قرار گیری برگه ها پردازش می کنند و طبیعتاً حفظ کردن یک داستان بسیار راحت تر از حفظ کردن تعداد بسیار زیادی عدد مشابه است .

بازیگران سینما و تئاتر هم تقریباً از روش مشابهی استفاده می کنند. آنها چیزهایی را که بیان می کنند با احساسات همراه می کنند و انسان ذاتاً وقایعی را که با احساسات زیادی همراه است، جزء به جز حفظ می کند. هنرپیشگان حرفه ای از روش دیگری استفاده می کنند. آنها هنگام ادای کلمات، حرکات مربوط به آن را هم انجام می دهند و این عمل آنقدر مؤثر است که آنها حتی چند ماه پس از نمایش می توانند متنی را که حفظ کرده اند، به راحتی ادا کنند.

«هلگا نویس» یک روان شناس از دانشگاه المهرست در ایلینویز به همراه «تونی نویس» که یک بازیگر است، کشف کردند که از این روش می توان برای افزایش یادگیری دانش آموزان استفاده کرد. دانش آموزانی که کلماتشان را با آموزش های دیگری همراه کنند، بعداً 38درصد بیشتر می توانند کلمات را بازسازی کنند. نویس ها معتقدند داشتن دو روش ذهنی برای حفظ کردن می تواند قابلیت حفظ کردن افراد را به صورت باور نکردنی افزایش دهد. «بری گوردون» از دانشگاه جان هاپکینز اعتقاد دارد، استراتژی، در زندگی روزانه هم اهمیت زیادی دارد. کارهای ساده ای مانند قرار دادن کلیدها در یک جای مشخص و نوشتن چیزها برای از یاد نبردن آنها می تواند میزان اطلاعاتی را که پیش خود نگه می دارید، زیادتر کند. اگربه خاطر آوردن اسامی، مشکل شماست، سعی کنید آنها را به صورت ذهنی تداعی کنید.

استراحت

کمبود خواب، اثرات بدی برای مغز شما در پی خواهد داشت. برنامه ریزی، حل مسائل، یادگیری، تمرکز و جاری شما همه از کمبود خواب متحمل عوارض سوء می شوند. در عین حال حتی در ضریب هوشی هم خلل وارد می شود. دکتر «شون درومند» از دانشگاه کالیفرنیا در این مورد می گوید: اگر شما 21 ساعت پشت سرهم بیدار بمانید ، توانایی هایتان به اندازه کسی است که تا حدی که قانون (ایالات متحده آمریکا) اجازه می دهد، مست است، البته لازم نیست دقیقاً 21 ساعت بیدار بمانید تا این حالت را تجربه کنید، فقط کافی است دو یا سه شب دیر بخوابید و زود بیدار شوید تا همین حالت به شما دست دهد.

خوشبختانه این رابطه دو سویه است. اگر شما به کسی که از خواب محروم شده، اجازه بدهید یک یا دو ساعت بیشتر چشم روی هم بگذارد، این شخص می تواند در کارهایی که نیاز به تمرکز بیشتر دارد، مانند امتحان دادن، موفق تر عمل کند. دکتر درومند در این مورد می گوید: «توجه ( تمرکز) اساسی ترین پایه هرم ذهن است، اگر شما آن را تقویت کنید، دیگر نیازی نیست به چیز دیگری توجه نشان دهید.»

اینها تنها فواید یک خوب عمیق شبانه نیست. وقتی که شما خواب هستید، مغز شماحافظه های جدیدی را تمرین کرده و حتی بعضی از مسائل را حل می کند. فرض کنید شما می خواهید یک بازی جدید رایانه ای را یاد بگیرید. در این صورت بهتر است به جای این که چند ساعت پای کامپیوتر بنشینید، دو ساعت بازی کنید و سپس بخوابید. هنگامی که شما خواب هستید مغز شما همان مدارهایی که برای یادگیری بازی استفاده کرده است را دوباره فعال می کند. دوباره صدای آنها را می شنود و سپس های جدید را درحافطه بلند مدت ذخیره می کند و هنگامی که بیدار شوید، یک بازیگر بهتر شده اید. چنین روشی در دیگر کارها مانند یادگیری پیانو، رانندگی خودرو و ... هم می تواند کارگر باشد.

در این مورد همچنین شواهدی در دست است که نشان می دهد خواب باعث بهبود روش حل مسائل می شود. داستان دیمیتری مندلیف که پس از خواب روزانه یکباره به طرح جدید تناوبی رسید، نمونه بارز این مسئله است. چون او شدیدا درگیر حل مسئله بوده ، هنگام خواب مغز او همانطور که در بالا ذکر شد، به فعالیت هایش در این زمینه ادامه داده و به حل مسئله رسیده است .

به نظر می رسد هنگام خواب ، مغز با تردستی راه حل های خلاقانه ای پیدا می کند، پس اگر شما هم در حل مسئله ای مشکل دارید و منتظر یک لحظه اوره کائی («یافتم» معروف ارشمیدس ) هستید، بهتر است همین حالا به خواب ناز فرو روید.

شش روش برای ایجاد مغز هوشیار - تألیف جواد نصرتی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم فروردین 1389ساعت 19:42  توسط مهدی  | 

مدیریت ذهن

 

در میان لحظه‌ها، فرصت‌هایی وجود دارد که می‌تواند زندگی ما را دگرگون سازد. ابتدا باید فرصت‌ها را شناسایی کنیم و سپس توانایی شکار آن‌ها را در خود بالاببریم. گاهی به‌دقت برنامه‌ریزی می‌کنیم اما در اجرای آن، دچار مشکل می‌شویم چون براساس فرصت‌ها برنامه‌ریزی نکرده‌ایم. برنامه‌ریزی به‌نظر ساده می‌آید اما باید آن را یادبگیریم و به این نکته توجه کنیم که ایجاد فرصت‌ها و استفاده‌ی درست از آن‌ها، با یک روش برنامه‌ریزی، ممکن نیست.

گاهی فرصتی پیش‌می‌آید که در آنِ واحد باید براساس آن برنامه‌ریزی کنیم و عاقلانه تصمیم‌بگیریم زیرا این فرصت در آن لحظه به‌وجود آمده و از دست رفتنی‌ست. گاهی برای ما فرصت اعتراض، پیشنهاد یا انتقاد و برنامه‌ریزی پیدا می‌شود اما به‌دلیل ضعف در قدرت تصمیم‌گیری یا ناتوان‌بودن در چگونگی عنوان‌کردن موضوع و برنامه‌ریزی، از دست می‌رود. به‌محض رسیدن لحظه‌ای مناسب، باید آن را یک فرصت بشمریم. قطعاً این لحظه، همان لحظه‌ی طلایی‌ست.به‌کارگیری درست و به‌جای هر واژه، متناسب با ارزش مطلبی که بیان‌می‌کنیم، به‌راحتی ممکن است زندگی ما را دگرگون کند. می‌توانیم موقعیت و فرصت را برای بیان یا اجرای برنامه‌های‌مان مهیا سازیم، می‌توانیم لحظه‌ها را ارزیابی کنیم، حتی ما توانایی جابه‌جایی فرصت‌ها را هم داریم.

 

 

 

از این روش می‌توانید با کمک زمان، به‌شکلی که مخاطب متوجه تغییر آن نشود (تا پیشاپیش مقاومت کند)، استفاده کنید. فقط کافی‌ست جمع مورد نظرتان را آماده‌ی شنیدن مطالب خود سازید و در فرصتی مناسب، نظرتان را منتقل کنید. در این‌صورت، می‌توانید از یک «غیرممکن»، امکانی خوب فراهم نمایید.

 

برای برقراری یک ارتباط فعال، باید جمله‌ها را شمرده و محکم اداکنیم. هنگام رسیدن به اصل موضوع، تغییراتی در تن صدا ایجاد و آن‌ها را تکرار ‌نماییم. البته تکرار جمله‌ها باید همراه با تبسم باشد. با این نوع ارتباط و انتقال ایده و برنامه، یعنی درست‌اندیشیدن و از فرصت‌ها به‌جا استفاده‌کردن، خواهید دید که تدبیر، معجزه می‌کند.

 

هماهنگی دقیق زمان و عمل، یعنی ایجاد فرصت و هر فرصت کوچک موفق، یعنی ایجاد آمادگی برای یک موفقیت بزرگ‌تر. برای اجرای مدیریت، ایجاد و حفظ فرصت‌ها، باید دقت‌کنیم.

 

 

 

برای رسیدن به اوج موفقیت، باید فرصت‌های دیگری را از دست بدهیم یا بهای سنگینی برای به‌دست آوردنش بپردازیم. اگر در موقعیتی ارزشمند قرارگرفته‌ایم، قطعاً ارزش واقعی آن با خدمت صادقانه به مردم، قابل ارزیابی‌ست؛ پس برای ماندن در اوج، باید گران‌بهاترین‌ها را هزینه‌کنیم.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم فروردین 1389ساعت 17:32  توسط مهدی  | 

یازده روش برای تقویت حافظه در سالمندان

یازده روش برای تقویت حافظه در سالمندان

هریك از ما ممكن است چیزهایی را فراموش كنیم. هر چند همه سالمندان  دچار ضعف حافظه نمی شوند، اما به طور كلی با افزایش سن، احتمال فراموشكاری بیشتر است. این فراموشكاری بیشتر مربوط به وقایع متأخر است. در دیدارها ما چیزهایی را كه مربوط به گذشته های دور است، خوب به خاطر می آوریم، اما اتفاقاتی را كه اخیراً رخ داده، فراموش می كنیم. به طور مثال خاطرات دوران جوانی  را به یاد می آوریم، اما یادمان نمی آید كه یك ساعت پیش كه به خانه برگشتیم، كلید را كجا گذاشتیم. گاهی این فراموشكاری مشكلاتی برای ما یا خانواده مان ایجاد می كند. به عنوان مثال، پیغام مهمی را فراموش می كنیم یا یادمان می رود، قبض آب یا برق را پرداخت كنیم. حال ببینیم چگونه می توانیم مشكلات ناشی از فراموشكاری را كاهش دهیم؟

 هیچگاه خودسرانه دارو مصرف نكنید. اما اگر دارویی توسط پزشك برای شما تجویز شده است، در مصرف درست و به موقع دارو دقت كنید. برای این كه زمان مصرف یادتان نرود، از جعبه تقسیم دارو استفاده کنید.


تقویت حافظه

در درجه اول از سؤال كردن و گفتن این كه «موضوعی را فراموش كرده اید» نترسید و خجالت نكشید. اگر نمی توانید مانند گذشته، چیزهایی را به یاد بیاورید، تقصیر شما نیست. بیایید به جای ناراحتی از این وضع، به راه هایی كه حافظه شما را تقویت می کند  و یا مانع كم شدن حافظه می شود ، توجه كنید. در این جا ما به نمونه هایی از این راه ها اشاره می كنیم؛ البته خود شما هم ممكن است از راه های دیگر برای یادآوری بهتر مطالب استفاده كنید.

*چیزهایی را كه همیشه از آن استفاده می كنید مثل عینك  یا كلید در یك جای مشخص بگذارید به عنوان مثال داخل یك كاسه بزرگ در اتاق نشیمن.

* هر روز به اخبار رادیو یا تلویزیون گوش دهید. سعی كنید هر روز یك مطلب جدید یاد بگیرید. كتاب یا روزنامه مطالعه كنید.

* در جمع دوستان یا خانواده، خاطرات گذشته را تعریف كنید. می توانید آلبوم عكس های قدیمی را برای یادآوری نام افراد و خاطرات گذشته نگاه كنید.

* خاطرات خود را بنویسید.

* بازی های فكری مثل شطرنج انجام دهید.

* با دوستانتان مشاعره كنید.

* جدول حل كنید.

* مطالبی را كه ممكن است فراموش كنید، یادداشت نمایید. برای این كار یك تقویم جیبی بردارید. تمام تاریخ های مهم مثل روز تولد نوه تان، سالگردها، روزی كه نوبت دكتر دارید، روز آخر مهلت پرداخت قبوض و ... را در آن بنویسید. در انتهای تقویم، شماره تلفن های اقوام و دوستان را بنویسید. این تقویم را همیشه، حتی موقع خارج شدن از منزل همراه داشته باشید.

* یك دفترچه یادداشت در كنار تلفن بگذارید. هر بار كه كسی تلفن می زند، اگر پیغامی دارد یا كاری از شما می خواهد، بلافاصله یادداشت كنید. این كار كمك می كند كه پیام های تلفنی را فراموش نكنید.

* هیچ گاه خودسرانه دارو مصرف نكنید. اما اگر دارویی توسط پزشك برای شما تجویز شده است، در مصرف درست و به موقع دارو دقت كنید. برای این كه زمان مصرف یادتان نرود، از جعبه تقسیم دارو استفاده کنید. این جعبه را می توانید از داروخانه محل تهیه کنید. هر روز صبح داروهایتان را داخل جعبه بیندازید. وقتی كه به جعبه نگاه كنید، یادتان می آید كدام دارو را نخورده اید. همیشه جعبه را در جایی بگذارید كه در معرض دید شما باشد ولی كودكان به آن دسترسی نداشته باشند.

* تغذیه مناسب  برای حفظ قدرت حافظه  لازم است. برای این كار قند، چربی و نمك كمی مصرف كنید، ولی مصرف میوه و سبزی های تازه را بیشتر كنید.

در موارد زیر لازم است به پزشك مراجعه كنید

- اگر اسامی افراد را دائماً فراموش می كنید.

- اگر فكر می كنید حافظه تان روزبه روز كمتر می شود.

- اگر فراموش كردن كارها باعث شده است كه نتوانید به تنهایی كارهایتان را انجام دهید.

منبع : همشهری - آفتاب

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم فروردین 1389ساعت 10:31  توسط مهدی  |